خدا را شاکر و سپاسگزار هستم که من را لایق این نعمت دانست و کنگره۶۰ را در مسیر زندگیام قرار داد؛ تا پس از سالها تلخی، سرانجام طعم زندگی واقعی و زندگی با محبت را بچشم.
کنگره۶۰ چنان در دل من ریشه دوانده است که هماکنون میتوانم زندگی خودم را به دو بخش تقسیم کنم: زندگی من قبل از ورودم به کنگره۶۰ غرق در تاریکی بود و هیچ رنگ و بویی نداشت؛ اما وقتی پا به کنگره۶۰ گذاشتم، انگار تمام هستی رنگ و بوی تازهای به خود گرفت؛ رنگ محبت، رنگ عشق و رنگ زندگی. احساس میکردم تازه متولد شدهام، چون میتوانستم ببینم و میتوانستم حس کنم؛ حس کنم که من یک مادر هستم و میتوانم به فرزندم عشق بدهم.
زندگیام سراسر عشق و امید شد. انگار خداوند پس از آن همه شبهای سخت، میخواست راهی برای جبران تمام سختیها باز کند. انگار به من میگفت: تو میتوانی دوباره به زندگی برگردی، میتوانی بایستی و حرکت کنی.
مسافرم از نوجوانی مصرف سیگار و مواد مخدر را شروع کرده بود. هجده سال تمام، آلودگی و تخریب سایهاش را بر زندگی ما انداخته بود. بارها و بارها برای ترک سیگار تلاش کرد. گاه حتی موفق شد مدتی سیگارش را قطع کند و چند روزی لب به سیگار نزند، ولی بعد از مدت کوتاهی دوباره به سیگار پناه میبرد و باز به سمت تاریکی حرکت میکرد.
اما خداوند برای ما تقدیر دیگری رقم زده بود. سرانجام درهای رحمت الهی روی ما باز شد و ما وارد کنگره۶۰ شدیم؛ وارد مکانی مقدس که بعد از هجده سال تخریب و خستگی، توانستیم در آن به آرامش برسیم و بتوانیم دوباره بخندیم و دوباره زندگی کنیم.
رابط خبری: همسفر پریسا رهجوی راهنما همسفر ناهید (لژیون دوم)
عکاس: همسفر مرضیه رهجوی راهنما همسفر ترانه (لژیون سوم)
ارسال: همسفر طاهره رهجوی راهنما همسفر ترانه (لژیون سوم) نگهبانسایت
همسفران نمایندگی اِرم کرج
- تعداد بازدید از این مطلب :
129