لطفاً به رسم کنگره۶۰ خود را معرفی بفرمایید.
سلام دوستان نرگس هستم یک همسفر مسافر نیکوتین، با آنتیایکس مصرفی سیگار وارد لژیون ویلیام شدم، مدت ۱۰ ماه و ۶ روز سفر کردم با روش DST، آدامس نیکوتین خوراکی, با راهنمایی همسفر نصیبه و الان هم ۱ سال و ۸ ماه است که آزاد و رها هستم، ورزش من در کنگره۶۰ تنیس روی میز است.
لطفاً بفرمایید در طول درمان سیگار و قلیان با متد DST، با چه سختیها و مشکلاتی روبهرو شدید؟ تجربه خود را برای ما همسفران بیان کنید؟
قبل از ورود به کنگره۶۰، سالهای سال راههای مختلف و بیسرانجامی را برای پیدا کردن ذرهای حالخوش امتحان کرده بودم، حتی زمانی که وارد کنگره۶۰ شدم، تصور میکردم باید با جهانبینی، تمام مشکلات خود را حل کنم.
بعد از ۳ماه وارد لژیون ویلیام شدم و با شروع سفر و ادامه دادن، حلقه مفقوده خودرا یافتم و آن جسم من بود. از همان روزهای اول، متوجه شدم که این حرکت، حرکت درستی است؛ چون نیاز جسم من برطرف میشد. خواسته من برای درمان قوی شد، آمدم و دریافت کردم. با هر پلهای که مقدار مصرف، کم میشد، زنده شدن جسم خود را احساس میکردم و شادی وصفناپذیری در وجود من و خانوادهام شکل میگرفت.
سفر ویلیام، نقطه عطف مسیر من در کنگره۶۰ بود و شاید سختترین قسمت مسیر، شروع آن بود؛ چون ترس زیادی داشتم، شناختی از مسیر نداشتم و نمیدانستم آیا اینبار میشود یا قرار است تجربههای گذشته تکرار شود.
اما با حرکت و ورود به لژیون ویلیام، راه نمایان شد. وجود راهنما، آموزش دیدن و استفاده از تجربیات الگوهای بینقص که عبور کرده بودند و یا درحال عبور بودند، مسیر را روشن و سهل میکرد. بههرحال این سفر، عبور از منطقه یخبندان است؛ اما هرقدر خواسته، قویتر و عمیقتر باشد، مسیر سهلتر است و لذت و بهرهمندی، بیشتر خواهد بود.
با توجه به تجربهای که در کنگره۶۰ کسب کردید، چه راهکارهایی برای همسفرانی که هنوز اقدام به درمان سیگار و قلیان نکردهاند، ارائه میدهید؟
جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰، نامی که هدف هریک از ما؛ یعنی احیای خود و انسانهای دیگر است. طبق صحبت دیدهبان محترم، آقای منصوری: "هر یک از ما به عنوان عضو کنگره۶۰ باید ابتدا تبدیل به الگویی بینقص شویم تا در ادامه بتوانیم در رشد و پیشرفت کنگره۶۰ نقش داشته باشیم. "برای تبدیل شدن به الگویی بینقص؛ ابتدا باید مبدأ خود را پیدا کنم و بدانم کجا هستم.
طبق سیدی «ابراهیم» دکتر امین دژاکام، انسان زمانی به آرامش میرسد که تسلیم شود؛ یعنی بپذیرد که من مصرفکننده سیگار یا قلیان هستم و اگر بعد از سالها آموزش، حال من هنوز خوب نیست؛ باید بهدنبال دلیل آن باشم. هرزمان میکروب یا ویروس شناخته شد، مسیر آغاز میشود. در نهایت، ترسهای ما درسهایی هستند که بایستی از آنها عبور کنیم و روبهرو شدن با ناتوانی، نیازمند عبور از ترس است.
لطفاً بفرمایید آموزشهای لژیون ویلیام چه تغییراتی در شما ایجاد کرده است؟
لژیون ویلیام زاویهدید مرا تغییر داد. همیشه در طول زندگی نسبت به بُعد مادی مسائل؛ از جمله جسم، بیتوجه بودم و حتی تصور نمیکردم که کلید حل بسیاری از مشکلات من سلامت جسم است.
با عبور از این گذرگاه، مثلث درمان برای من رنگ دیگری گرفت. اگر میخواهم حال خوب را تجربه کنم؛ باید سه ضلع جسم، روان و جهانبینی به اندازه و همزمان رشد کند تا درمان و در ادامه، حال خوش اتفاق بیفتد.
به یاد دارم که در سفراول همیشه از راهنمای خود میپرسیدم؛ چرا نمیتوانم یکسری از آموزشها را با وجود تلاش بسیار زیاد کاربردی کنم و پاسخ، همیشه در سفر ویلیام نهفته بود.
سفر ویلیام؛ مثل یک پل بین آموزشها و کاربردی کردن آنها قرار گرفته بود که شرط رسیدن، عبور از این پل بود. خشم و استرس زیادی داشتم و نسبت به خیلی از مسائل، دریافتی نداشتم؛ حتی غذا خوردن یا در طبیعت قرار گرفتن، هیچ لذتی برای من نداشت. احساسهای خوبی که قبلاً تجربه میکردم، رنگ باخته بود و در طول سفر ویلیام با باز شدن دوباره حسها، لذتهای بیشماری را دوباره تجربه کردم.
لطفاً بفرمایید چه بیماریهایی داشتهاید که با درمان سیگار و قلیان برطرف شدهاند؟ برای ما توضیح دهید.
سیستم ایمنی جسم من ضعیف شده بود، خیلی سریع بیمار میشدم و زمان زیادی برای بهبودی از بیماری طول میکشید و تبدیل به یک خط پیوسته شده بود. بعد از رهایی خیلی کم دچار بیماریهایی مثل سرماخوردگی میشوم و یا درمدت کوتاهی جسم من بهبود پیدا میکند.
با کمترین تحرک یا استرس دچار تپش قلب میشدم، بعد از دوره سازگاری متوجه بهتر شدن این موضوع شدم زیرا در گذشته حتی بالا رفتن از پله یا پیاده روی باعث تپش قلب میشد و زمان زیادی طول میکشید تا به حالت عادی برگردم.
همیشه درگیر آفت دهان بودم و داروها موقتا این مشکل را حل میکرد اما بعد از رهایی این مشکل کاملا حل شده است. بعد از چندماه ورود به لژیون ویلیام متوجه نظم درقاعدگی شدم و این نظم تاکنون ادامه داشته است. شبها نمیتوانستم بخوابم و در عوض بخش زیادی از روز را میخوابیدم؛ اما در طول سفر به آرامی با کم شدن پله ها ساعات خوابم منظم شد و البته حضور در پارک روزهای جمعه نیز تأثیر زیادی داشت.
افزایش توان جسم به من اجازه تجربههای جدید را داد؛ صبح زود بیدار شدن، دیدن طلوع خورشید برای اولین بار، خوردن صبحانه در کنار دوستان، ورزش در سرمای زمستان و روزه گرفتن. من همه این تغییرات را از سفر ویلیام و آموزشها دارم.
به نظر شما، مصرف سیگار تا چه میزان به سفر و فرآیند درمان مسافر تخریب میزند؟
به مسافرانی که وارد کنگره۶۰ میشوند گفته میشود که بعد از دوماه وارد لژیون ویلیام شوند و سفر ویلیام خودرا آغاز کنند. زیرا میزان اوتی مصرفی که به هر مسافر داده میشود باید صرف بازسازی جسم او شود اما در جسم مسافری که سیگار مصرف میکند، صرف جلوگیری از تخریب هایی میشود که مصرف سیگار به جسم وارد میکند درنتیجه بازسازی به طور کامل انجام نمیشود و فرد به تعادل مورد نظر نمیرسد. در صورتی که جسم به تعادل نرسد، روان هم به تعادل نخواهد رسید.
لطفاً بفرمایید علت اینکه آقای مهندس حسین دژاکام میفرمایند «درمان اعتیاد با درمان سیگار کامل میشود» چیست؟
جسم مسافری که از بند اعتیاد به مواد مخدر رها شده است اما سیگار مصرف میکند، به طور کامل بازسازی نشده و به تعادل لازم نرسیده است؛ زیرا همچنان در بند مصرف سیگار است. در این شرايط فرد باید انرژیای را که باید صرف ترمیم و آبادانی شهر درحال مرمت کند، صرف مصرف سیگار و مقابله با تخریبهای سیگار کند.
مصرف سیگار بندی از تاریکی است که همچنان خلق و خو، آموزش و مسیر مسافر تحت تأثیر آن است. در نتیجه تا زمانی که فرد سیگار مصرف میکند پرچم اعتیاد بالا است زیرا دروازهی ورود به اعتیاد به موادمخدر، مصرف سیگار است.
کلام آخر.......
همهی ما دورهم جمع شدهایم تا به رشد و ارتقا یکدیگر کمک کنیم، تصور میکنم هریک از ما بتوانیم حتی با یک نگاه یا لبخند بستری امن را ایجاد کنیم تا همسفرانی که خواستهی درمان دارند با اطمینان خاطر بیشتری بتوانند این سفر را آغاز کنند و تک تک ما میتوانیم در مسیر یکدیگر تأثیرگذار باشیم.
طبق صحبتهای آقای مهندس، کنگره ۶۰ وسیلهای است که ما باید بواسطه آن چگونه زیستن را بیاموزیم و به هدف اصلی یعنی فرمان عقل نزدیک شویم؛ با فرمانبرداری و دوباره باز پس گرفتن شهروجودی به این هدف نزدیک میشویم. "امیدواریِ بسیار، سبب قدمهای محکم میشود. در ارادۀ خود به جهت انجام کارها، هیچ هراسی به خود راه ندهید و پیش بروید؛ زیرا جلودار واقعی آن خداوندی است که ناممکنها را در مقابل شما تعیین و ممکن مینماید."
خداوند بزرگ را سپاسگزارم که اجازه داد شاگرد کنگره۶۰ و آقای مهندس باشم، معلم و بستری رو دراختیار من قرار داد تا آموزش بگیرم، تغییر کنم و از زندگیِ دوباره بهرهمند شوم. از راهنما خانم نصیبه سجادی و همه خدمتگزاران سایت بابت این فرصت سپاسگزارم.
انجام مصاحبه و تایپ: همسفر عاطفه رهجوی راهنما همسفرلیلی (لژیون بیستودوم)
رابط خبری: همسفر وجیهه رهجوی راهنما همسفر نصیبه(لژیون ویلیام)
ارسال: همسفر الهام رهجوی راهنما همسر پریسا (لژیون بیستوششم) دبیر اول سایت
همسفران نمایندگی شیخبهایی
- تعداد بازدید از این مطلب :
171