سلام دوستان محمد هستم یک مسافر. امروز به یکی از مسائل مهمی که همه ما در زندگی با آن مواجه شدیم،یعنی عشق ومحبت میپردازیم. جناب دکتر امین در سی دی خمار عشق یک زاویه دید از موضوع عشق و چگونگی برخورد با احساسات درونی و بیرونی ارائه می دهند که در ادامه آنها را بررسی میکنیم. عشق در زندگی نقش پررنگی دارد که همه انسانهاآن را تجربه میکنند،به همین خاطر از اهمیت ویژه ای برخوردار است.
هرچیزی که جاذبه دارد و اثر گذار است،جنبه های مثبت و منفی دارد،مانند انفجار باروت که هم سازنده است و هم تخریبگر.انسان برای احساس کردن چیزی،باید دریافت کند و ورودی داشته باشد و در مقابل بایستی گیرنده ای هم باشد تا حس را دریافت کند و بخشی هم باشد برای معنی کردن آن.کسی که سالیان سال در بیقوله ها سرگردان و در جهان اعتیاد بوده است،وقتی به روش DST پی میبرد و یا کتاب عبور از منطقه شصت درجه زیر صفر و مقالات را میخواند،احساس شوق به او دست میدهد،چرا که با تمام وجود اعتیاد را حس و تجربه کرده است.پس میتوان نتیجه گرفت که برای احساس و ادراک موضوع،باید آن را تجربه کرده باشید. مثلا یک مصرف کننده،حالت خماری را درک میکند.
عشق می تواند حس های بسته را باز و عوالم جدیدی را برای فرد بگشاید،بسان انفجاری بزرگ که مسیرهای جدیدی را نمایان میکند.
جناب مهندس برای اولین بار عشق را یک مثلث ترسیم میکنند که باید تمام اضلاع آن با یکدیگر متقارن باشند اضلاع این مثلث عبارتند از:سایه ها،جاذبه و حس.ایشان در ادامه میفرمایند باید چیزی وجود داشته باشد تا به آن احساس پیدا کرد،این یعنی موجودیت.اما جاذبه چیزی است که انسان از خود منتشر میکند،درست مانند عطری که در هوا پراکنده میشود و یا مثل حرکت،رفتار و یا نوعی پوشش جلوه میکند.البته برای شخص گیرنده هم باید این جاذبه ها معنی پیدا کند تا قابل درک و فهم شود.مجموع این سه مورد،مثلث عشق را به وجود می آورند که هم صور آشکار دارد و هم صور پنهان و اصولا اگر این جذابیت ها وجود نداشته باشند،انسان حرکتی در زندگی نمیکند.
انسان ده حس دارد که پنج حس آشکار و پنج حس دیگر پنهان هستند و ما علاوه بر مواد شبه افیونی بدن،امواج شبه افیونی نیز داریم که شامل افکار،احساسات،عواطف و تفکراتمان است که به ما قدرت لازم برای حرکت را میدهد.درواقع سیستم خمر انسان با مواد و امواج شبه افیونی اداره میشود و جالب است بدانید که در امواج هم جایگزینی رخ میدهد و اگر این موج مربوط به عشق باشد،ما به گره عشق خواهیم رسید و این امری زمانبر است که طی ده الی یازده ماه اتفاق میفتد و بر اساس میزان جایگزینی امواج،خماری هم به آن اندازه اتفاق خواهد افتاد.
وقتی فرد به حال و روز نامناسبی در نتیجه عشق میرسد، و یا نمی تواند از آن گذر کند،گره یا بیماری عشق اتفاق میفتد،چون عشق واقعی زایش و سازش میکند و انسان را به حرکت وا میدارد،نه اینکه او را به خانه نشینی و انزوا سوق دهد. حتی هستی بر مبنای عشق بنا نهاده شده است و خود سلاحی قدرتمند است که توانایی و صلابت به همراه دارد.
اما نشانه های جایگزینی امواج چیست؟ هنگامی که کارهای انسان سرانجامی ندارد،توانایی هایش تضعیف شده و از چرخه زندگی خارج شده است و نمی تواند روی مسائل تمرکز کند و یا دلتنگی کشنده ای احساس میکند،دچار جایگزینی امواج گره عشق شده است و باید فرایندی را شروع کند تا بتواند از این جایگزینی خارج شود.اگر انسان بر اشتباهات خود واقف باشد و بپذیرد که مقصر است،ذره ای از منیت خود فاصله گرفته و به شجاعت بیان میرسد.
مادامی که عشق و علاقه بین طرفین،دو طرفه باشد،خیلی هم خوب است اگر بسیار به هم فکر کنند چون این موضوع سازنده خواهد بود و مرحله ای از شناخت و شروع رابطه است.اما اگر فرد با این علاقه یک طرفه در ذهنش رویا پردازی کند و یا دائماً حسرت بخورد که چرا این رابطه به پایان رسید و یا حتی با این حال،باز هم به برقراری ارتباط با فرد مقابل ادامه دهد،اثر بسیار مخربی روی او خواهد گذاشت و تاثیری به بزرگی مصرف مواد مخدر را داراست،چرا که زمانی با مصرف مواد،انرژی ذخیره درونی مصرف میشد و حالا این افکار،انرژی ما را خواهند گرفت،چون این حال خوشی که به صورت موقت به دست می آید،بهایی دارد که باید پرداخت.
راه حل در این است که حس واقعی خود را به طرف مقابل بیان کنید و برای رسیدن به آن تلاش کنید ولی اگر این احساس یک طرفه بود،باید آنرا رها کنید تا از فجایع پیش رو جلوگیری شود. محبت واقعی در این است که از پیشرفت و موفقیت دیگران خوشحال شوی و به محض اینکه به کسی محبت کنی،شاد خواهی شد.
در وادی چهاردهم به نشانه هایعشق کهبخشش،گذشت،اضداد،کینه نداشتن و خوشحال شدن از موفقیت دیگران است اشاره میشود. اما در آخر انسان برای اینکه بتواند از این بیماری خارج شود و به عشق طبیعی برسد،باید صفات خودش را تغییر دهد.
از اینکه وقت با ارزش خود را در اختیار بنده قرار دادید،سپاسگذارم.
تایپ و تنظیم: مسافر محمد از لژیون سوم
- تعداد بازدید از این مطلب :
219