جلسه دوم از دوره ششم جلسات لژیون سردار نمایندگی اروند آبادان به استادی همسفر زهره، نگهبانی همسفر فرحناز و دبیری موقتی همسفر سمیرا با دستور جلسه « دخانیات ( سیگار، قلیان، ناس، پیپ، ویپ ) » روز یکشنبه ۱۰ خردادماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ برگزار شد.

خلاصه سخنان استاد:
همه ما در مورد مضرات سیگار میدانیم و خیلیها فکر میکنند؛ قلیان و پیپ خطرشان کمتر از سیگار است و متاسفانه بین جوانان رایج شده است و راحت استفاده میشود.
سیگار باعت گرفتگی عروق و سکته قلبی در فرد میشود، مسافر من دوبار مشکل نموتراکس (سوراخ شدن ریه) پیدا کردند، ولی با این حال نتوانست سیگار را کنار بگذارد و بعد از ورود به کنگره متوجه شدیم که کنار گذاشتن سیگار هم مثل مواد ربطی به اراده ندارد چون سیگار نیکوتین دارد و از سد خونی مغز عبور میکند و جایگزین شبه افیونی بدن میشود و برای اینکه درمان صورت بگیرد باید اول جایگزینی و پروسه درمان انجام شود.
آقای مهندس خدا را شکر توانستند سیگار را هم به روش دیاستی درمان کنند و به پاس همراهی و همفکری آقای ویلیام وایت نام روش درمان سیگار را ویلیام گذاشتنند.
چیزی که من شاید مثل بعضیها فکر میکردم لژیون سردار لژیون پولی است در حالی که همینطور جلو رفتهام متوجه شدهام که لژیون بخشش است من میتوانم در هر جایگاه مالی که قرار دارم وارد لژیون سردار شوم و فقط ایمان لازم است وقتی که من پولی میدهم در حقیقت این پولها را میکارم و ایمان دارم به این قضیه که پول من چند برابر میشود؛ مانند کشاورزی که با زحمت در گرما یک دانه را میکارد و چون ایمان دارد این دانه هفت خوشه و هر خوشه صد دانه دیگر میشود.
من یاد گرفتهام در کنگره چاه بکنم نه برای اینکه در آن بیافتم، برای اینکه به آب برسم و از آن آب سیراب شوم و دیگران را سیراب کنم.
اوایل که وارد لژیون سردار شدم برایم سخت بود همسفر عاطفه به من گفتند؛ که چون هنوز شناخت و درکی ندارید، میتوانید با ۱میلیون شرکت کنید و من به مرور سال بعد ۶میلیون و حالا بعنوان دنوری شرکت کردهام، ولی باز دچار شک و تردید شدم چون حقوق کارمندی دریافت میکنم و برایم سخت میشود مسافرم برایم داستانی را تعریف کرد که باعث تشویق من شد؛ سالها پیش رهجویی بوده است که وضع مالی خیلی خوبی داشته و خیلی کمک مالی به کنگره میکردهاند، بعد از اینکه رها شدهاند پیش آقای مهندس رفتهاند و خواستهاند که چکی به مبلغ ۱۸میلیارد برای ساخت ساختمان به او بدهند، که آقای مهندس قبول نکردهاند و فرمودهاند من نمیخواهم کسی به کنگره ساختمان بدهد من میخواهم هر مسافر یک آجر بزارد تا ساختمان درست شود، آقای مهندس با این کارشان میخواستند فرهنگ بخشش را به ما بیاموزند تا از برکت بخشش استفاده کنیم.
مانند وزنهبرداری که بخواهد دفعه اول یک وزنه سنگین را بلند بکند برای او سخت است و ممکن است آسیب هم ببیند و هیچ لذتی از این ورزشش نمیبرد؛ اما اگر این وزنهبردار از وزنههای کوچک شروع بکند خیلی برای او قابل تحملتر و لذتبخشتر است و در ادامه میتواند وزنههای سنگینتری بلند کند.

تایپیست: همسفر یاسمین رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون هفتم)
عکاس: همسفر شکریه رهجوی راهنما همسفر مولود (لژیون یازدهم)
تنظیم و ارسال: همسفر آرزو رهجوی راهنما همسفر مولود (لژیون یازدهم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی اروند آبادان
- تعداد بازدید از این مطلب :
132