English Version
This Site Is Available In English

گروه خانواده_من مسافر اخلاق هستم و از همان روز اول قبول کردم

گروه خانواده_من مسافر اخلاق هستم  و از همان روز اول قبول کردم

جلسه چهاردهم ازدوره دوم کارگاه های خصوصی همسفران کنگره 60 نمایندگی تربت حیدریه به استادی همسفرحمیده ، نگهبانی همسفر سمانه و دیبری موقت همسفرنفیسه با دستور جلسه : " دخانیات، سیگار،قلیان، ویپ، پیپ، وابستگی های خاموش  " روز یک شنبه 10 خرداد ساعت 17:00 شروع به کار کرد.


خلاصه سخنان استاد:
خداوند را شکر می کنم به خاطر حضورخودم درکنگره زمانی که من وارد کنگره شدم،  تصور می کردم اگر مسافرمن درمان  شود، تمام مشکلات زندگی من حل می شود، اما زمانی که سفررا شروع کردم، من در همان جلسات اول متوجه شدم که خودم باعث تمام مشکلات خودم شدم، زمانی که وارد لژیون شدم دست بسته نشستم و گوش  به فرمان راهنمای خودم بودم سفر شروع شد و خدا را شکر می کنم که من در طول سفر روی خودم تمرکز کرده بودم، مسافر من ۱۲ ماه و ۲۶ روز سفر کردند و من هیچ وقت از مسافرم سوال نکردم که درکدام پله هستش. زمانی من متوجه  می شدم که پله داروی مسافر من تغییر کرده،  که حال مسافرم تغییر می کرد، چند مرتبه مسافر من سقوط  آزاد داشت و من متوجه حال بد آن می شدم.
۶ ماه از سفر من گذشته بود، راهنمای من گفت: باید سفر ویلیام را شروع کنم و اولین صحبتی که در مورد ویلیام گوش کردم،  صحبت استاد حاج رسولی بود، ایشان می گفتند: من مسافر اخلاق هستم  و از همان روز اول قبول کردم،  که حمیده یک مسافر اخلاق هست با ضد ارزش های زیاد مسافر خودم را کنار گذاشتم و روی خودم تمرکز کردم، توجه کردم به این که حمیده چه کاری کرده است که امروز یک صندلی در کنگره برای آن معجزه شده است، من به واسطه مسافر وارد کنگره شدم،  اما خودم از مسافرم به کنگره بیشتر نیاز داشتم وارد سفر ویلیام شدم  چند سال اخر که مسافر من مصرف کننده بود من این اجازه را به خودم دادم، سیگار مصرف کنم، چون احساس می کردم من با شکست های زیادی روبرو شدم و نیازمند بودم که خودم را آرام کنم.
در سی دی هایی که در این زمینه هست درمورد این گفته شده که سیگار،  هم مثل تریاک، هروئین همان جایگزینی برایش اتفاق می افتد، بدن من نیکوتین را تولید می کند،  اما من با سیگار نیکوتین را از بیرون وارد بدن خودم کردم، اوایل روزی یک سیگار مصرف می کردم و ذره ذره این بیشتر شد و به مرحله ای رسید که من سیگار ها را پشت سر هم روشن می کردم.
زمانی که وارد کنگره شدم، به خودم گفتم چرا همیشه مسافرم را مقصر مشکلات خودم می دانستم، اگر من قوی بودم،  پس چرا مصرف کننده سیگار شدم، سفر ویلیام را که شروع کردم راهنمایم گفت: از نظر جهان بینی خیلی مشکل دارم و ذهنم آشفته هست، همیشه دوست دارم مشکلات خودم را به گردن مسافرم بندازم برگرد، و روی خودت تمرکز کن ببین چه اتفاقی می افتد.
من غرق ضد ارزش ها بودم و اصلا متوجه نمی شدم چه کار می کنم، علاوه بر مصرف سیگار من ضد ارزش های زیادی داشتم. تمام ضربه ها وآسیب هایی که دیدم به خاطر تایید گرفتن از دیگران بود، شاید اگر مصرف کننده سیگار شدم،  دلیلش این بود، که از دیگران تایید بگیرم و خودی نشان  دهم.
من خیلی بند ها به پا هایم بود در کنگره احساس می کردم هرچه جلو تر می آیم سبک تر می شوم،  چون من این راه را قبول کرده بودم، آنقدر غرق کنگره بودم، آنقدرغرق سفر بودم که متوجه  نمی شدم که درحال تغییر هستم، ۱۰ ماه و ۲۲ روز سفر کردم ووارد سفردوم ویلیام شدم، بعد از آن گفتم: خدا را شکر به واسطه مسافرم وارد کنگره شدم و خودم درمان شدم، مصرف سیگار من درمان شد ، مسافر من درمان شد و امروز خودم را پیدا می کنم و احساسی که من امروز نسبت به خودم مسافرم و فرزندم دارم این احساس را هیچ جا نمی توانستم پیدا کنم، خوش بختی که من امروز در کنگره دارم، هیچ کجا پیدا نمی شود و این را مدیون مسافرم هستم که من را در کنگره همراه خودش کرد، آنقدر برای ما همسفرها ارزش قائل شدند که ما را راهی سفر کردند. ممنونم از دوستان که به صحبت های من گوش کردند.


مرزبان کشیک: همسفرلیلی و مسافر خیراله
تایپ : همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر طاهره ( لژیون یک)
عکاس: همسفر ناهید رهجوی راهنما همسفرفریده ( لژیون دو)
ویراستاری وارسال : همسفرلیلی (مرزبان خبری)
همسفران نمایندگی تربت حیدریه

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .