دوازدهمین جلسه از دور دوازدهم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره۶۰ نمایندگی بروجرد با استادی مسافر محسن، نگهبانی مسافر مراد و دبیری مسافر امیرحسین با دستور جلسه: دخانیات (سیگار، قلیان، ویپ، پیپ و ناس) روز یکشنبه ۱۰ خردادماه ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
شاکر خداوندم که دوباره این جایگاه را تجربه میکنم. از آقای مهندس تشکر میکنم که این بستر را برای ما فراهم کردند، همینطور از راهنمای خودم که باعث شدند دوباره این جایگاه را تجربه کنم، سپاسگزارم.
دستور جلسهی این هفته: دخانیات (سیگار، قلیان، ویپ، پیپ و ناس) میباشد. به نظر من، این دستور جلسه یکی از بهترین و مهمترین دستور جلسههای کنگره۶۰ است؛ چون همانطور که آقای مهندس بارها گفتهاند و خود من هم بعد از تجربه درمان سیگار به آن رسیدم، درمان واقعی زمانی اتفاق میافتد که ما بتوانیم سیگار را هم درمان کنیم؛ یعنی همزمان با درمان مواد مصرفی یا همان آنتیایکس، بتوانیم مصرف سیگار را هم کنار بگذاریم.
به نظر من، تا زمانی که سیگار درمان نشود، درمان کامل اتفاق نمیافتد؛ چون کسی که این موضوع را تجربه کرده باشد، حرفش بدون نقص و از روی واقعیت است. من زمانی که سیگار میکشیدم، حتی مزه آب را هم درست حس نمیکردم. قلیانی نبودم؛ اما میدانم مضرات قلیان حتی میتواند بیشتر از سیگار باشد. بعضیها میگویند: ویپ یا پیپ ضرر زیادی ندارد و فقط جنبه تفریحی دارد یا اینکه هر چند وقت یکبار قلیان کشیدن با دوستان در طبیعت اشکالی ندارد؛ اما جدا از آسیبی که به طبیعت وارد میکند، همین دود و مواد موجود در سیگار و قلیان برای سلامتی بسیار مضر و سرطانزا هستند، همچنین هزاران آسیب به بدن وارد میکنند.
مهمتر از همه این است که هنگام مصرف سیگار، قلیان یا ویپ، یک پرده روی تمام حسهای ما میافتد. دیگر نمیتوانیم درست بو کنیم، مزهها را تشخیص دهیم یا از غذایی که میخوریم لذت ببریم. این موضوع را زمانی بهتر درک میکنیم که از بند نیکوتین رها شویم. واقعاً قابل مقایسه نیست. آن زمان حتی از خوردن یک لیوان آب ساده هم لذت میبریم. شاید آب چیز سادهای به نظر برسد؛ اما آن موقع آدم میفهمد چقدر ارزشمند است و چقدر در روند بهبودی تأثیر دارد.
آقای مهندس بارها گفتهاند: «درمان ما با درمان سیگار کامل میشود.» من واقعاً از تمام کسانی که باعث شدند وارد لژیون سیگار شوم و درمان را آغاز کنم تشکر میکنم.
شاید نشستن در لژیون درمان سیگار در ابتدا سخت به نظر برسد؛ اما فقط یک دوره سازگاری دارد و بعد از آن روند درمان بسیار منطقی و اصولی پیش میرود. وقتی وارد پروژه نیکوتین و آدامس نیکوتین میشوی، متوجه میشوی که دیگر سیگار نمیتواند پاسخگوی نیاز بدن باشد و آدامس همان کار را انجام میدهد. نیکوتین از طریق بزاق دهان جذب میشود و مدت زمان مصرف آن تقریباً مشابه همان زمانی است که یک سیگار مصرف میشود. خواستههای بدن هم طبق همان پروتکل درمان اعتیاد، بهصورت تدریجی و پلهای کاهش پیدا میکند و آدم اصلاً متوجه نمیشود چگونه از بند نیکوتین جدا شده است. به نظر من، بهترین درمان زمانی اتفاق میافتد که دیگر سیگار در زندگی ما وجود نداشته باشد.
آقای مهندس در سال ۱۳۹۰، با اینکه ورزش میکردند و سیگار مشکلی ایجاد نمیکند، دچار سکته قلبی شدند. برای خود من هم یک بار تا مرز سکته پیش رفتم. فوتبال بازی میکردم و تصورم این بود که چون ورزش میکنم، چند نخ سیگار مشکلی ایجاد نمیکند؛ اما بعد از یکی از بازیها که از زمین بیرون آمدم، دچار درد شدید و حالت عجیبی در قلبم شدم و تا مرز سکته پیش رفتم.
بعد از رهایی از نیکوتین، تمام حسها کمکم باز میشود و انسان تازه میتواند لذت واقعی زندگی کردن را درک کند. واقعاً بعد از درمان سیگار است که میشود معنای درست زندگی را فهمید.
تایپ، ویرایش و ارسال: مسافر کریم (لژیون چهارم)
- تعداد بازدید از این مطلب :
74