دومین جلسه از دور بیست و هشتم کارگاههای آموزشی عمومی، ویژه مسافران و همسفران کنگره ۶۰ شعبه تخت جمشید شیراز با استادی ایجنت محترم مسافر احمد ، نگهبانی مسافر کنعان و دبیری مسافر مجتبی با دستور جلسه ( وادی سوم و تاثیر آن روی من ) پنج شنبه ۷ خرداد ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.
.jpg)
سلام دوستان احمد هستم یک مسافر؛
دستور جلسه وادی سوم هست و تاثیر آن روی من، باید دانست که هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمیکند؛
برای رهایی از اعتیاد باید ببینیم تخریبهایی که در قسمت جسم و روان وجهانبینی اتفاق افتاده آنها باید برسه به حالت تعادل و سلامتی، آموزشهای کنگره مربوط به جهان بینی هست یعنی فردی که وارد کنگره میشه یک فرد به هم ریخته هست، حالا چه تو قسمت همسفر باشه چه تو قسمت مسافر باشه، راه رو گم کرده بنابراین آموزش میگیره که آروم آروم از اون مسیری که کج رفته برگرده و حالش خوب و دگرگون بشه،
چهارده فصل یا چهارده وادی یا چهارده آبادی را جناب آقای مهندس طراحی کرده توی کتاب چهارده وادی که یک فردکه در مسیر قرار میگیره آروم آروم آموزشها رو بگیره و در نهایت به وادی چهاردهم برسه و گرههای زندگیش باز بشه و درکل قوانین درست زندگی کردن رو آموزش ببینه و ازصلح و آرامش و تعادل درونی وبیرونی برخوردار باشه.
خب توی وادی اول تفکر رو به من یاد میده و در ابتدای کار به من میگه که به چه چیزهایی فکر کنم و به چه چیزهایی فکر نکنم، اگر امروز به هم ریخته هستم دلیلش این هست که من در گذشته درست فکر نکردم درست تصمیم نگرفتم درست عمل نکردم بنابراین تو وادی اول میاد تشریح میکنه که همه چیز ابتدا مثل یک صفحه سفید نقاشی هست که تفکرات من زندگی من رو میسازه، اگر تفکرات من سالم باشه این نقاشی که راجع به زندگی میکشم یک نقاشی هست که معنا و مفهوم میده، اگر تفکرات ناسالم باشه انگار که روی یک لوح سفیدی دارم خطوط درهم و برهم میکشم. اگر امروز حالم خوب نیست وارد کنگره شدم و ناامید هستم، پر از ترس و خشم و کینه هستم مربوط به این هست که در گذشته من درست فکر نکردم درست تصمیم نگرفتم و درست عمل نکردم به خاطر این
اگر میبینم زندگی بهم ریخته است جسم تخریب شده افکار واندیشه هم تخریب شده واین مسائل درطول زمان ذره ذره اتفاق افتاده وحالا برای برگشت هم باید بتونم خطوط درهم رو پاک کنم وباکارکرد جهان بینی پله پله به زندگیم معنا بدم، این چهارده وادی داره کمک میکنه که این اتفاق ذره ذره درون من بیفته و من از با کارکرد وادی ها از بیراهه ها به سمت راه ومسیر درست برگردم که درست تفکر کنم ودرست عمل کنم که نقاشی زندگیم پر از معنا ومفهوم باشه ، خوب فرد میاد میشینه و بهش میگن ده ماه، یازده ماه باید توی لژیون بشینی و درمان بشی نگاه میکنه به خودش به جسمی که تخریب کرده به زمان ومسیری که براش زمان زیادی میاد نگاه میکنه به موقعیت ها فرصتهایی که درگذشته ازدست داده و.. یک احساس پوچی و ناامیدی غالب میشه درون شخص،
توی وادی دوم به فرد یادآوری میکنه گوشزد میکنه به فرد امیدواری میده که هیچ مخلوقی جهت بیهودگی پای به حیات نمینهد داره اینجا تذکر میده که اگر درگیر ناامیدی هستی این مسیری هست که تو کج رفتی، تویک نقشی در هستی داری وبیخودی وبی جهت خلق نشدی و مسیر رو گم کردی بهش امید میده که باصبر وتلاش خودت و نقشت رو پیدا میکنی و ذره ذره احساس اعتماد بنفس و حس زندگی درتو بوجود میاد.
خوب ازاین منظر و وادی که شخص عبور میکنه قاعدتا یک روحیه طلبکاری و توقع از دیگران در یک مصرف کننده نهادینه شده، توقع داره الان که به اصطلاح اومده مواد رو بذاره کنارتمام اطرافیان، همسر، پدر ومادر، وهمه وهمه دست از کار وزندگی خودشون بکشن و بیان بار فرد رو برعهده بگیرن، اینجا وادی سوم باز به شخص یادآوری میکنه وازکلمه" باید "به عنوان یک قانون محکم استفاده میکنه که باید دانست هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمیکند وادی سوم تاکید میکنه هیچکس به اندازه خود تو دلسوز خودت نیست و هیچکس به اندازه خودت بفکر تو نیست و این مسیر رو سالهای سال با اختیار خودت با تصمیم خودت، دراثر مصرف مواد دراثر تفکرات نادرست خودت اشتباه رفتی وبرای برگشت باید تمام وجودت حرکت باشد و به خودت متکی باشید تا درنهایت انسانی کار آزموده و رها بشوید.
تایپ:مسافر آرمان
تنظیم و ارسال :مسافر محمد جواد
- تعداد بازدید از این مطلب :
221