جلسه دهم از دوره شانزدهم سری کارگاههای آموزش خصوصی ویژه همسفران آقا کنگره۶۰ شعبه شیخبهایی، با استادی مسافر رضا، نگهبانی همسفر حسین و دبیری همسفر رسول با دستور جلسه «دخانیات؛ سیگار، قلیان، پیپ، ویپ» شنبه ۱۴۰۵/۰۳/۰۹ ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان رضا هستم یک مسافر.
بسیار خرسندم که امروز در جمع همسفران آقا هستم. از ایجنت محترم، نگهبان و دبیر گرامی صمیمانه سپاسگزارم که این فرصت را در اختیار من قرار دادند تا در این جایگاه خدمت کنم.
دستور جلسه امروز «دخانیات» است؛ موضوعی که شامل مصرف سیگار، قلیان، پیپ و ویپ میشود و بیتردید یکی از مسائل مهم و سرنوشتساز در مسیر درمان و زندگی انسان است.
همه ما کموبیش میدانیم که مصرف سیگار چه آسیبهایی به همراه دارد؛ از بیماریهای ریوی و قلبی گرفته تا مشکلات عروقی و سکتههای متعدد. اما این دانستن صرفاً همان چیزی است که در کنگره از آن به «علمالیقین» یاد میشود؛ یعنی آگاهی سطحی که تا زمانی که به باور و یقین تبدیل نشود، تأثیر چندانی در تغییر رفتار ما نخواهد داشت. اگر همسفران نبودند، کنگره هرگز چنین رنگ و بویی نداشت. این عزیزان با وجود تمام سختیهایی که پیش از ورود به کنگره تجربه کردهاند، با ایمان و ارادهای استوار در این مسیر حرکت میکنند و الگویی ارزشمند از صبر و استقامت هستند.
آنچه امروز بیان میکنم، حاصل آموزشهای کنگره ۶۰ و رهنمودهای مهندس دژاکام است. گاهی این موضوع باعث میشود فرد در میانه مسیر دچار لغزش شود و ناچار به آغاز دوباره سفر گردد؛ و بیتردید شروع مجدد، دشواریهای بیشتری به همراه خواهد داشت.
جناب مهندس همواره تأکید میکنند که نخستین گام برای موفقیت در هر سیستم، پذیرفتن قانون آن سیستم است. باید باور داشته باشیم که این راه، این روش و این متد میتواند ما را از تاریکی اعتیاد و مشکلات ناشی از آن خارج کند. بسیاری از افراد در ابتدا نسبت به این موضوع تردید دارند، اما پس از مدتی حضور در کنگره، تغییرات را در خود احساس میکنند؛ از خشم، ترس و آشفتگی فاصله میگیرند و به آرامش نزدیک میشوند.
موضوع مهم دیگر «باور» است. انسان باید باور داشته باشد که میتواند به درمان برسد. در طول بیش از دو سالی که افتخار خدمت بهعنوان راهنمای سیگار را داشتهام، مشاهده کردهام بسیاری از افرادی که به درمان نمیرسند، در حقیقت به موفقیت خود باور ندارند. آنان در ذهن خود بارها تکرار میکنند: «من نمیتوانم» یا «این کار شدنی نیست». نتیجه نیز همان چیزی میشود که به آن باور دارند.
تفکرات و باورهای ما تأثیر مستقیمی بر جسم و روان ما دارند. اگر ذهن ما درمان را غیرممکن بداند، رسیدن به آن بسیار دشوار خواهد شد.
بسیاری میگویند «نمیتوانم»، در حالی که شاید عبارت صحیحتر این باشد که «نمیخواهم». زیرا درمان در کنگره ۶۰ امکانپذیر است و نمونههای موفق بیشماری این موضوع را ثابت کردهاند. باور، به تدریج به یقین تبدیل میشود و یقین، ایمان را در وجود انسان شکل میدهد. در این مرحله رسیدن به درمان بسیار آسانتر از چیزی خواهد بود که تصور میکنیم.
در کتاب۶۰ درجه میخوانیم که انسان دو نوع بازی دارد: بازی در ناآگاهی و بازی در آگاهی. در بازی ناآگاهی، فرد از حقیقت و پیامدهای رفتار خود بیخبر است؛ اما در بازی آگاهی، پس از کسب دانش و شناخت، مسئولیت بیشتری بر عهده او قرار میگیرد. مصرف سیگار در سفر دوم، نمونهای از بازی در آگاهی است؛ زیرا فرد از آسیبها و تخریبهای آن آگاه است، اما همچنان به مصرف ادامه میدهد و همین موضوع به نوعی شکنجه درونی تبدیل میشود.
من شخصاً تجربه مصرف سیگار در سفر دوم را داشتهام و به خوبی میدانم چه فشار روحی و روانی سنگینی به همراه دارد. زمانی تصور میکردم مصرف پیپ کم ضررتر از سیگار است، اما بعدها متوجه شدم که اشتباه است.
سیگار، قلیان، پیپ و ویپ همگی در دسته آنتیایکسها قرار میگیرند؛ موادی که سیستم ایمنی بدن را تخریب میکنند و آثار مخربی بر سلامت جسم و روان انسان بر جای میگذارند.
موضوع دیگری که باید به آن توجه کنیم، اجرای دقیق دستورات راهنماست. هر آنچه راهنما در دفترچه مینویسد حاصل تجربه، دانش و آموزش است. اجرا نکردن این دستورات، همان چیزی است که در کنگره از آن به عنوان «نقض فرمان» یاد میشود.
جناب مهندس بارها اشاره کردهاند که آغاز سقوط، از نقض فرمان شروع میشود که فرد به تدریج از مسیر درست فاصله میگیرد و یا مشکلات بیشتری روبهرو میشود.
اگر امروز این فرصت ارزشمند در اختیار ما قرار گرفته است، باید از آن بهترین استفاده را ببریم. سیدیها را بنویسیم، آموزشها را جدی بگیریم و اگر مصرف سیگار یا قلیان داریم، صادقانه با راهنمای خود در میان بگذاریم. مصرف ماهی یک بار قلیان یا سیگار نیز به معنای مصرفکننده بودن است و نباید آن را کماهمیت تلقی کرد.هدف نهایی همه آموزشها، وادیها و جهانبینیهای کنگره چیزی جز رسیدن به آرامش نیست. آرامشی که انسان بتواند در لحظه حال زندگی کند، از نوشیدن یک فنجان چای لذت ببرد و قدر لحظات زندگی را بداند.
عمر انسان بسیار کوتاهتر از آن چیزی است که تصور میکنیم؛ همانند قطرات شبنمی که با طلوع خورشید در لحظهای ناپدید میشوند. بنابراین شایسته است از فرصت زندگی به بهترین شکل استفاده کنیم و مسیر آرامش و رشد را انتخاب نماییم.
از توجه و همراهی همه شما عزیزان صمیمانه سپاسگزارم.

تایپ و ویرایش: همسفر محمد حسن ، همسفر علیرضا
تنظیم و ارسال: همسفر هادی
- تعداد بازدید از این مطلب :
202