English Version
This Site Is Available In English

درمان فوق ترک و تعادل فوق درمان

درمان فوق ترک و تعادل فوق درمان

پنجمین جلسه از دوره‌ی چهاردهم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی دلیجان، با استادی  مسافراحمد، نگهبانی مسافر جمشید، و دبیری مسافر ابراهیم، با دستور جلسه:" دخانیات (سیگار، قلیان، ناس، پیپ، ویپ)" شنبه 9 خرداد ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.

سخنان استاد:

خیلی خوشحالم که امروز این فرصت را دارم در این جایگاه خدمت کنم و از همه عزیزانی که این بستر را فراهم کردند صمیمانه سپاسگزارم. همچنین از راهنماها و ایجنت و مرزبانان عزیز که زحمت می‌کشند تشکر می‌کنم. موضوعی که می‌خواهم در مورد آن صحبت کنم، موضوع سیگار و تأثیر آن بر سیستم ایکس، حس، دریافت و تعادل انسان است.
به نظر من، سیگار موضوعی نیست که بتوان از کنار آن ساده عبور کرد. در کنگره ۶۰ بارها شنیده‌ایم که درمان اعتیاد زمانی به نقطه کامل‌تری می‌رسد که مسئله سیگار هم حل شده باشد. چون اگر مصرف سیگار همچنان ادامه داشته باشد، انسان به آن تعادل واقعی که باید برسد، نزدیک نمی‌شود.
سیگار فقط یک دود یا یک عادت ظاهری نیست، بلکه اثری عمیق‌تر روی ساختار جسم، روان و جهان‌بینی انسان می‌گذارد. هر ماده‌ای که بتواند بر سیستم بدن و به‌خصوص بر سیستم ایکس اثر بگذارد، طبیعتاً در روند رسیدن انسان به تعادل اختلال ایجاد می‌کند. در این میان، سیگار، قلیان و حتی برخی جایگزین‌هایی که شاید در ظاهر کم‌خطر به نظر برسند، می‌توانند مانع درک درست، حس خوب و دریافت سالم شوند.


برای توضیح بهتر این مسئله می‌توان از یک مثال استفاده کرد. همان‌طور که کره زمین یک لایه محافظ دارد و این لایه از ورود بسیاری از آسیب‌ها جلوگیری می‌کند، انسان هم دارای یک حریم و ساختار حفاظتی درونی و بیرونی است. وقتی انسان از مواد مخرب مانند سیگار، قلیان، الکل، حشیش و سایر آنتی‌ایکس‌ها استفاده می‌کند، این ساختار حفاظتی دچار آسیب می‌شود. وقتی این لایه آسیب ببیند، طبیعی است که انسان بیشتر در معرض امواج، نیروها و تأثیرات منفی قرار بگیرد.
در کنگره ۶۰ ما با واژه‌هایی مانند درمان فوق ترک و تعادل فوق درمان آشنا شده‌ایم. این مفاهیم به ما می‌گوید که صرف قطع مصرف کافی نیست، بلکه انسان باید به مرحله‌ای برسد که سیستم‌های درونی بدن او بازسازی و متعادل شوند. یکی از مهم‌ترین این سیستم‌ها، سیستم ایکس است. اگر این سیستم در تعادل قرار نگیرد، حتی اگر ظاهر قضیه خوب باشد، باز هم انسان حال خوش واقعی را تجربه نخواهد کرد.

من خودم هم در این مسیر تجربه‌هایی داشته‌ام. در مقطعی شاید اهمیت واقعی سیگار را آن‌طور که باید درک نمی‌کردم و تصورم این بود که موضوع خیلی مهمی نیست. اما به مرور زمان متوجه شدم که تا وقتی سیگار وجود دارد، یک مانع جدی در مسیر حس، حال خوب و دریافت وجود دارد. وقتی این مانع برداشته می‌شود، انسان تازه متوجه می‌شود که چه مقدار از انرژی و توان او درگیر این موضوع بوده است.
یکی از مهم‌ترین اثرات سیگار، بسته شدن حس و کاهش دریافت است. وقتی حس انسان بسته شود، دیگر آن شادابی، آن فهم، آن ارتباط سالم و آن درک عمیق را به‌درستی تجربه نمی‌کند. شاید فرد تصور کند حالش طبیعی است، اما در واقع بخشی از توان احساسی و ادراکی او تحت تأثیر قرار گرفته است. این مسئله در ارتباط با جهان‌بینی، آموزش‌پذیری، حضور در جمع و حتی ارتباط انسان با خودش تأثیر می‌گذارد.


از طرف دیگر، وقتی ساختارهای انرژی انسان دچار اختلال شوند، حال روحی و روانی او هم تحت تأثیر قرار می‌گیرد. در چنین شرایطی، انسان کمتر می‌تواند از الهامات مثبت، افکار سازنده و نیروهای روشنایی بهره‌مند شود. به همین دلیل است که گفته می‌شود هر آنتی‌ایکسی می‌تواند انسان را از مسیر تعادل دور کند.
نکته مهم این است که این موضوع فقط محدود به سیگار نیست. قلیان، ویپ و هر چیزی که به نوعی اثر مشابه بر جسم و روان انسان بگذارد، می‌تواند همان نقش تخریبی را ایفا کند. گاهی ممکن است انسان با خودش فکر کند که این جایگزین‌ها مسئله مهمی نیستند، اما اگر با دقت نگاه کنیم می‌بینیم که هر چیزی که تعادل سیستم را بر هم بزند، باید مورد توجه قرار بگیرد.
در این مسیر، مسئله فقط جسم نیست. گاهی بین نیروهای بازدارنده و نیروهای سازنده، در درون انسان یک کشمکش وجود دارد. وقتی فرد می‌خواهد در مسیر درمان، تعادل و روشنایی حرکت کند، طبیعی است که با موانعی روبه‌رو شود. یکی از این موانع می‌تواند همین بی‌اهمیت جلوه دادن سیگار و موارد مشابه باشد. اما اگر انسان به آموزش‌ها توجه کند و به نیروی درونی خودش تکیه کند، می‌تواند از این مرحله هم عبور کند.


همچنین باید به ارزش زمان هم توجه کرد. عمر و فرصت زندگی، سرمایه بسیار بزرگی است و هر عاملی که از کیفیت زندگی کم کند یا از طول عمر انسان بکاهد، در واقع بخشی از فرصت رشد و خدمت او را از بین می‌برد. بنابراین، نگاه به سیگار باید نگاهی عمیق، آموزشی و همراه با آگاهی باشد، نه سطحی و از روی عادت.
در مجموع، چیزی که من از این موضوع برداشت می‌کنم این است که برای رسیدن به رهایی واقعی و تعادل کامل، فقط کنار گذاشتن ماده اصلی کافی نیست، بلکه باید از تمام عواملی که به جسم، روان، حس و جهان‌بینی آسیب می‌زنند عبور کرد. سیگار و موارد مشابه، اگرچه ممکن است در ظاهر کوچک به نظر برسند، اما در حقیقت می‌توانند مانع بزرگی در مسیر رشد انسان باشند.
امیدوارم همه ما بتوانیم با آموزش، آگاهی، صبر و عمل سالم، از این مرحله‌ها عبور کنیم و به تعادل واقعی نزدیک‌تر شویم.
از اینکه به صحبت‌های من توجه کردید، از همه شما سپاسگزارم

رهایی مسافر غلامعلی رهجوی لژیون سوم

عکس: مسافر حسین –لژیون چهارم
بارگذاری و ویرایش: مسافر محمد- لژیون یکم
نمایندگی دلیجان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .