یازدهمین جلسه از دور چهارم از سری کارگاه های آموزش عمومی نمایندگی فیروزآباد فارس، ویژه مسافران و همسفران؛ با استادی راهنما مسافر علی، نگهبانی مسافر بهبود و دبیری همسفر ارسلان با دستور جلسه « وادی سوم: باید دانست که هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمیکند. » در روز پنج شنبه مورخه ۱۴۰۵٫۳٫۷ راس ساعت ۱۶:۴۵ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
خدا را شکر میکنم که یکبار دیگر در این جایگاه قرار گرفتم و تقدیر و تشکر میکنم از آقای مهندس و خانواده محترم ایشان که اگر این روشDST و کنگره نبود معلوم نبود که من بودم؟ شاید اصلاً نبودم. تقدیر و تشکر میکنم از دیدهبانان کنگره۶۰ که اجازه دادند در شهر فیروزآباد یک نمایندگی از کنگره را داشته باشیم.
امروز دو تا دستور جلسه داریم، یک دستور جلسه « وادی سوم: باید دانست هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمیکند.» و دستور جلسه دوم «اولین سال رهایی مسافر عنایتاله» هست. تیتر وادی میگوید: باید دانست؛ من باید بدانم هیچ موجودی؛ وقتی میگوید هیچ موجودی منظور فقط انسانها نیستند، جن، روح و ...! وقتی میگوید هیچ موجودی، منظور آن چیزهایی است که در فکرمان میگذرد.
دعا نویس و دعا و راز و نیاز و هیچکدام از اینها به اندازه خود من به خود من فکر نمیکند، پس این یک تفکر است و این تفکر را باید یاد بگیرم. من یاد میگیرم که اول به خودم فکر کنم، حتی بچه خودم اول به فکر خودش است بعد به فکر من، همسر من اول به فکر خودش است بعد به فکر من. وقتی این را یاد گرفتم بنابراین اول باید من فکر سلامتیم باشم بعد به فکر سلامتی خانوادهام!! این وادی من را هوشیار میکند که بدانم مسئولیت بر عهده خود من است بر عهده شخص خودم هست. بعضی وقتها خیلی خوب حرف میزنیم، دیگران را راهنمایی میکنیم، دیگران را نصیحت میکنیم، ولی خودمان چی؟ پای عمل که میآید میبینیم کاملاً متوقف هستیم.
من اگر به خودم احترام بگذارم سر ساعت میآیم، من اگر به خودم احترام بگذارم گوش به حرف راهنمایم میدهم، من اگر به خودم احترام بگذارم در پارک حضور دارم، چون من به دنبال درمان هستم، بنابراین من باید تلاش بکنم. این که بگویم من بخاطر خانوادهام آمدم کنگره و بخاطر بچههایم آمدم درمان بشوم، نه اینطور نیست چون وقتی من به فکر خودم نیستم نمیتوانم به فکر سلامتی خانوادهام باشم.
دستور جلسه دوم « یکمین سال رهایی مسافر عنایتاله» هستش. اولین سال رهایی عنایتاله را در راس به بنیان کنگره و به همسفران ایشان و به راهنمای همسفران ایشان و به خود عنایتاله و به شما بزرگواران در نمایندگی فیروزآباد تبریک میگویم. عنایتاله سفرش را از لژیون سوم شعبه تخت جمشید شیراز شروع کرد.
با این تفکر وارد کنگره شده بود که قضیه اعتیاد را تمام کند. عنایتاله مصرف کننده الکل بود، زیاد با این تریاک آشنایی نداشت ایشان پلهاش از سه دهم سی سی شروع شد تا ۲ سی سی بالا رفت، در مصرف دارو با دوز بالا دائما میگفت چرت میزنم، تازه این نعشگی دارو را تجربه میکرد.
دبیر لژیون بود و بعد از رهایی در جایگاه خزانهداری لژیون سردار خدمت میکرد و الان هم راهنمای تازهواردان هست. سیدی هایش را مرتب و به موقع مینویسد. در کنار عنایتاله همسفران ایشان هم در این مسیر تلاشهای زیادی کردند تا این اتفاق خوب در این خانواده صورت بگیرد.
از اینکه به صحبتهای من گوش کردید از همه شما دوستان سپاسگزارم.

اعلام سفر مسافر عنایتاله:
تخریب 5سال، آخرین آنتی ایکس الکل،
در کنگره60 شعبه تخت جمشید در لژیون سوم به راهنمایی علی آقا تحت درمان قرار گرفتم .12ماه و 5روز سفر کردم رهایی 15ماه. در ادامه سفر سیگار را شروع کردم با تخریب 15سال مصرف روزانه 30نخ در لژیون ویلیام وایت با راهنمایی علی اقا 12ماه و 5روز سفر کردم رهایی 13ماه، ورزش در کنگره فوتبال
آرزوی مسافر عنایتالله:
اولین آرزوم اینه که تا سال آینده از خودمان ملک برای شعبه داشته باشیم
آرزوی دومم اینه که شرایط مالیم جوری بشود که بتوانم پهلوان شعبه بشوم.

صحبت های مسافر عنایتاله:
اولین باری هست که از چنین تولدی لذت می برم چون که در تولدها یک سال به سنم افزوده میشود و یکسال از عمرم کم میشود ولی الان که اینجا هستم یک سال آموزش گرفتهام و تجربه کسب کردهام. من هم دنبال یک راهی میگشتم که به آرامش برسم دنبال چیزی بودم که گم کرده بودم و در صوفیگری و متافیزیک و کودک درون دنبال این گمگشته بودم، این گشت و گذار مرا به سمت الکل برد و در اوایل مصرف فکر میکردم که همین چیزی هست که دنبالش بودم!!
اما وقتی که مسیر من به کنگره افتاد تازه فهمیدم که خودم را گم کرده بودم. کنگره 60جایی هست که انرژی تصفیه شده و پالایش شده هست و جناب مهندس در متون آموزشی خیلی دقت دارند. من در کنگره به این درک رسیدم که من باید تلاش کنم و هر وقت به آن ظرفیت برسم علم یا ثروتی که قرار باشد به من برسد خواهد رسید. زمانی دنبال پرواز روح و چشم سوم میگشتم ولی الان دیگر نیستم چون دارم به خودم میرسم و از آموزشهای کنگره استفاده میکنم و حالم خوب است.
دوستان از من می پرسند که چطور شد پسرت به عنوان همسفر وارد کنگره شد؟ خب من حتی یک بار هم نگفتم که بیاید کنگره!! اما من راه درست را انتخاب کردم و تغییرات من باعث شد فرزندم جذب آموزشهای کنگره بشود.
از آقای مهندس و خانواده محترم ایشان متشکرم که چنین بستری را فراهم کردند که خانواده من از این آموزشها استفاده کند و به حال خوب برسیم. از راهنمای خوبم علی اقا متشکرم، از همسفرهام تشکر میکنم که در کنار من در کنگره هستند. ممنون که به صحبتهای من گوش کردید.
.jpg)
صحبتهای راهنمای همسفر:
سلام دوستان سهیلا هستم راهنمای یک همسفر. منم یکمین سال رهایی آقا عنایتاله را در رأس به جناب مهندس دژاکام و خانواده محترمشان ،به خدمتگزاران نمایندگی فیروزآباد و تک تک اعضاء خصوصاً به راهنمایشان علی آقا و به همسفرانشان آقا عرشیا و خانم صدیقه تبریک می گویم، امیدوارم که در این مسیر مستدام باشند.
خانم صدیقه اوایل سال 1403وارد شعبه تخت جمشید شیراز شدند و در لژیون دهم که من راهنما بودم تحت آموزش قرار گرفتند و آنجا 8ماه سفر کردند تا اینکه قسمت همسفران شعبه فیروزاباد راه افتاد و ادامه سفر را در لژیون دوم ادامه دادند و فروردین 1404به رهایی رسیدند.
خانم صدیقه رهجوی فرمانبردار بودند و ویژگی خوبی که من در او دیدم ، صداقتش بود. حدوداً 4ماه سفر بود در شعبه تخت جمشید که من تازه فهمیدم از فیروزاباد میاد چون در کنگره 60وقتی رهجو وارد لژیون میشود ما جزئیات را نمی پرسیم. الان جزء خدمت گزاران شعبه هست در لژیون سردار حضور دارد و دبیر کارگاه آموزشی خصوصی قسمت همسفران هست و 8ماه هست که در قسمت سایت شعبه خدمت تایپیست را انجام میدهد و امیدوارم که برکات این خدمت در زندگی شان ساری و جاری باشد و به همراه فرزند و مسافرشان در کنگره مستدام و برقرار باشند.
صحبتهای همسفر:
سلام دوستان صدیقه هستم یک همسفر
من هم به نوبه خودم از جناب مهندس و خانم آنی تشکر میکنم که انرژی گذاشتند و این مسیر را برای ما فراهم کردند که ما بتونیم در این مسیر باشیم. از راهنمای خوب خودم خانم سهیلا تشکر میکنم که مثل یک مادر در کنار من بودند .محبت شان صادقانه و عاشقانه هست هم برای من و هم تمام اعضای لژیون .
از علی آقا تشکر میکنم خیلی انرژی گذاشتند برای تشکیل شعبه فیروزاباد و خیلی زحمت کشیدند برای مسافر من. خب مسافر من با مصرف الکل وارد کنگره شدند و وقتی تحت درمان قرار گرفتند من تازه داشتم با یک فرد مصرف کننده زندگی می کردم؛ چون رفتارشون با قبل خیلی فرق کرده بود و من اعتراض می کردم به این شرایط تا اینکه بعضی مواقع میگفتم بیا همان الکل را مصرف کن.
در سفر اول خیلی اذیت شدم و حتی روز اعلام رهایی هم خوشحال نبودم؛ ولی اون روزهای سخت گذشت والان در جشن یک سال رهایی خیلی خیلی خوشحال هستم و خدا را شکر می کنم. معجزه کنگره 60برای ما این بود که پسرم وارد کنگره شد و راه خودش را پیدا کرد. من دیگر نگرانش نیستم و استرسی که قبلا داشتم را ندارم چونکه می دانم در کنگره 60 در مسیر درست قرار گرفته و بابت این خدا را شکر می گویم.
.jpg)
خلاصه و تایپ: مسافر حسن ( لژیون دوم )
خلاصه و تایپ قسمت همسفران: همسفر صدیقه ( لژیون دوم )
ویرایش: مسافر بهنام ( راهنما )
ویرایش قسمت همسفران: همسفر سهیلا ( راهنما )
ارسال: مسافر بهرام ( خدمتگزار سایت )
- تعداد بازدید از این مطلب :
185