هشتمین جلسه از دوره پنجم سری کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰ ، ویژه مسافران و همسفران نمایندگی لامرد، با استادی مسافر اسماعیل، نگهبانی مسافر ابراهیم و دبیری مسافر کاظم، با دستور جلسه وادی سوم « باید دانست هیچ موجودی به اندازه خود انسان به خویشتن خویش فکر نمی کند» و تاثیر آن روی من روز پنجشنبه ۷ خردادماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶ برگزار گردید.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، اسماعیل هستم، یک مسافر.
خدا را شکر میکنم که امروز هم به من اجازه داده شد تا در کنگره حضور داشته باشم. از ایجنت محترم، لژیون مرزبانی، کمکراهنمایان و همه خدمتگزاران عزیز تشکر میکنم.
دستور جلسه این هفته «وادی سوم و تأثیر آن روی من» است. همانطور که خداوند انسان را آفرید و اختیار کامل به او داد تا خوبی و بدی را تشخیص دهد و بتواند مسیر درست را انتخاب کند و به تکامل برسد. پیام وادی سوم نیز همین موضوع را بیان میکند؛ اینکه انسان باید مسئولیت کارهای خودش را بپذیرد، زیرا تا زمانی که مسئولیتپذیر نباشد، نمیتواند مشکلاتش را حل کند.
.jpg)
من هم در دوران مصرف خود هیچوقت قبول نمیکردم که خودم مقصر مصرفکننده شدنم بودهام و همیشه دیگران، خانواده، جامعه یا دوستان را مقصر میدانستم؛ اما در کنگره آموختم که یک انسان برای مصرفکننده شدن باید 4 فصل یا حداقل ۱۰ الی ۱۱ ماه را پشت سر بگذارد، و در این مدت طولانی و با انتخابهای خودش به آن نقطه میرسد. ممکن است بارها مواد به او تعارف شود، اما این خود فرد است که تصمیم نهایی را میگیرد. اینجاست که باید بپذیرم خودم باعث شدم مصرفکننده بشوم و وارد تاریکی شوم.
خداوند میفرماید: «بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را.» یعنی هر خواستهای ابتدا باید درخواست شود تا اذن آن صادر گردد؛ فرقی نمیکند درخواست در مسیر تاریکی باشد یا روشنایی. همه ما که امروز در کنگره ۶۰ حضور داریم، قطعاً روزی خواستار درمان بوده ایم و اکنونکه اذن آن صادرشده، باید مسئولیتش را نیز بپذیریم.
خواسته باید آنقدر قوی باشد که انسان بتواند از موانع عبور کند و به درمان برسد. اگر خواسته قوی نباشد، ممکن است فرد در همان ابتدای سفر، با کوچکترین مشکل از مسیر بازگردد. همانطور که در وادی یازدهم گفته میشود: چشمههای جوشان و رودهای خروشان درنهایت به بحر و اقیانوس میرسند؛ بنابراین باید خواستهای جوشان و محکم داشت.
نکته مهم دیگر، خدمت کردن در سفر اول است. من خودم تجربه کردم خدمت، بسیاری از گرهها را باز میکند. شاید بعضی از سفر اولیها فکر کنند کاری از دستشان برنمیآید، اما هر خدمتی حتی کوچکترین آن ارزشمند است؛ از چیدن صندلیها گرفته تا خواندن نوشتار و انجام مسئولیتهای کوچک. این خدمات، مقدمهای برای خدمتهای بزرگتر می باشد.
دکتر امین جمله زیبایی دارند که میفرمایند: انسانها معمولاً دو دستهاند؛ یک دسته همیشه میگویند «برای من چه دارد؟» و دسته دیگر میگویند «چه کاری از دست من برمیآید؟» انسانهایی که خدمت میکنند، به دنبال انجام وظیفه و رشد هستند.
امیدوارم من هم بتوانم در کنگره بمانم، خدمت کنم و همیشه از خودم بپرسم: «چه کاری از دست من برمیآید؟»
از توجه شما ممنونم.

نگارش: مسافر کاظم (لژیون سوم)
ویرایش: مسافر امیر (لژیون دوم)
تهیه و تنظیم: همسفر علی (لژیون دوم)
عکس: مسافر رضا (لژیون دوم)
ارسال: مسافر محمود (دبیر سایت)
- تعداد بازدید از این مطلب :
53