English Version
This Site Is Available In English

رشد و تکامل انسان دقیقاً از جایی شروع می‌شود که انتقاد سازنده را بپذیرد

رشد و تکامل انسان دقیقاً از جایی شروع می‌شود که انتقاد سازنده را بپذیرد

جلسه هفتم از دوره سی و دوم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی سهروردی اصفهان، با استادی راهنما مسافر سعید، نگهبانی مسافر شهرام و دبیری مسافر ایوب با دستور جلسۀ اول «وادی سوم و تأثیر آن روی من» و تولد اولین سال رهایی مسافر مجتبی پنجشنبه 7 خرداد ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

«دستور جلسه اول، «وادی سوم» و دستور جلسه دوم، «تولد یک سال رهایی آقا مجتبی» است که در زمان خودش به آن خواهیم پرداخت. در مورد وادی سوم، همان‌طور که جناب مهندس در سی‌دی‌ها و کتاب‌ها توضیح داده‌اند، حق مطلب ادا شده است و حرف ناگفته‌ای باقی نمانده؛ اما به اقتضای دستور جلسه امروز، به‌طور خلاصه به آن می‌پردازم.
وادی سوم، «وادی مسئولیت» است؛ در واقع این وادی و وادی بعدی، بر پذیرش مسئولیت تأکید دارند. اما نکته کلیدی اینجاست که مسئولیت‌پذیری با خودخواهی متفاوت است. اگر من دچار این توهم شوم که مرکز جهان هستم، درست در همان نقطه سقوط خواهم کرد و این همان «خودخواهی» است. اما فکر کردن به «خویشتنِ خویش» معنای متفاوتی دارد؛ یعنی اگر حرف حق و درستی مطرح شد، حتی اگر خلاف میل یا نظر من باشد، باید آن را بپذیرم. این‌طور نباشد که فقط جایی را که به نفع من است تأیید کنم و هرجا به ضررم بود، آن را اتفاق بدی تلقی کنم. رشد و تکامل انسان دقیقاً از جایی شروع می‌شود که انتقاد سازنده را بپذیرد و تسلیمِ حرف حق باشد. وادی سوم برای مصرف‌کننده‌ای که وارد کنگره می‌شود، مانند «فصل‌الخطاب» است؛ گویی آبی پاک بر دستان مصرف‌کننده می‌ریزد.
من پیش از ورود به کنگره، تمام اتفاقات تلخ زندگی‌ام را به گردن دیگران می‌انداختم؛ در حالی که آن‌ها هیچ ارتباطی با مشکلات من نداشتند. در کنگره می‌آموزیم که من به‌تنهایی وارد وادی اعتیاد شدم و باید به‌تنهایی هم از آن خارج شوم.
این موضوع نه فقط در مورد اعتیاد، بلکه در مورد تمام صفات و رفتارهای ضدارزشی من نیز صادق است، به‌شرطی که بدانم مشکل اصلی کجاست. در این مبارزه نرم، گاهی نیروهای منفی یا انسان‌های ناآگاه ما را احاطه می‌کنند و با القای پیام‌های منفی، ما را در برابر دشمنی نیرومند و غیرقابل رویت قرار می‌دهند.
یکی از مشکلاتی که بسیاری از ما درگیر آن هستیم، ترس از قضاوت دیگران و تأثیرپذیری از انرژی‌های منفی است. وقتی من در مسیر درست قدم برمی‌دارم و وجدانم آسوده است، نباید نگران قضاوت دیگران باشم. البته باید نقاط ضعف خود را برطرف کنیم؛ برای مثال، اگر من مصرف‌کننده مواد بودم، شنیدن واژه «معتاد» مرا به هم می‌ریخت؛ اما وقتی در کنگره درمان شدم، اگر امروز کسی مرا چنین خطاب کند، تنها پاسخم لبخند است و دیگر به هم نمی‌ریزم.
در روابطمان نباید به دنبال «چراها» باشیم. چرا فلانی فلان حرف را زد؟ چرا آن اتفاق افتاد؟ چرا محبت می‌کنم و جواب نمی‌گیرم؟ ما نمی‌توانیم رفتار دیگران را تغییر دهیم. در این فضایی که هستیم، حتی هوای یک اتاق را هم می‌توانیم تغییر دهیم، چه برسد به افکار و عقاید دیگران! پس اگر این «چراها» را حذف کنیم، بسیاری از مشکلات حل می‌شود.
یاد حکایتی افتادم: شخصی در جمعی نشسته بود؛ هرکس حرفی می‌زد، او می‌گفت: «درست می‌گویی.» وقتی کسی اعتراض کرد که چرا حرف همه را تأیید می‌کنی، گفت: «تو هم درست می‌گویی!» اگر ما به مسیر خود ایمان داشته باشیم، انرژی منفی دیگران باعث توقف ما نخواهد شد.
مورد دیگری که به «خویشتن خویش» آسیب می‌زند، برانگیختن حس ترحم دیگران است. متأسفانه عادت داریم با بزرگ‌نمایی بدبختی‌هایمان، خود را ترحم‌برانگیز نشان دهیم و این باعث ضعیف‌تر شدن ما می‌شود. همچنین در مورد آزار پدر و مادر؛ من قبلاً فکر می‌کردم آزار فقط ناسزا گفتن است، اما بعدها فهمیدم ناله کردن و بیان مداومِ بدبختی‌ها نزد آن‌ها، به‌طوری که شب تا صبح نتوانند بخوابند، نوعی آزار است. باید قدر داشته‌هایمان را بدانیم و شکرگزار باشیم.
نباید مسائل ساده زندگی را بیش از حد فلسفی یا عرفانی کنیم. یادم هست شخصی در لژیون می‌پرسید «منصور حلاج کیست؟» چون شب‌ها خوابش را می‌دید؛ متوجه شدم او نتوانسته شیشه را درمان کند و می‌خواهد با راهنمایی منصور حلاج سفرش را طی کند! در حالی که اولویت ما درمان جسم و اعتیاد است؛ مسائل معنوی در مراتب بعدی قرار دارند.
در ادامه صحبت‌هایم باید بگویم که آقا مجتبی در ابتدا ترس تمام وجودش را گرفته بود؛ به‌طوری که وقتی می‌خواست در جلسات مشارکت کند، می‌گفت: «مشارکت نمی‌کنم، چون بچه‌ها به من می‌خندند!» در صورتی که اصلاً چنین چیزی نبود، اما مجتبی به‌شدت درگیر ترس و قضاوت دیگران بود و نسبت به همه چیز بدبینی داشت.
او کم‌کم در این مسیر قدم گذاشت و هرچه پیش رفت، متوجه شد که اگر در صراط مستقیم حرکت کند و کار خودش را درست انجام دهد، دیگر اصلاً مهم نیست که دیگران چه می‌گویند یا چه نظری دارند. مجتبی سفرش را با موفقیت پشت سر گذاشت و نسبت به قبل بسیار تغییر کرد؛ البته هنوز هم گاهی درگیر همان «چراها» می‌شود و می‌آید با من صحبت می‌کند. به او می‌گویم: «من نباید بپرسم چرا فلان شخص این‌طور با من حرف می‌زند؟
هرکس در خانواده‌ای با فرهنگ متفاوت بزرگ شده است؛ یکی در خانواده‌ای رشد کرده که کلماتش «عزیزم» و «جانم» است و دیگری در خانواده‌ای که با الفاظی متفاوت با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنند. من نباید انتظار داشته باشم که همه مثل من فکر کنند. اگر کسی با فرهنگ خودش با من صحبت می‌کند، نباید ناراحت شوم و به خاطر آن، از مسیر درمان و کنگره خارج شوم.
هدف ما بسیار ارزشمندتر از این حاشیه‌هاست. خیلی‌ها به خاطر مسائل پیش‌پا‌افتاده‌ای مثل اینکه چرا مهماندار چایِ مرا نصفه ریخت، از کنگره می‌روند! ما اینجا فقط برای رسیدن به حال خوش و خدمت کردن جمع شده‌ایم. اگر قرار باشد با هر حرفی به هم بریزیم، آمدنمان به کنگره بی‌فایده است.
در کنار این‌ها، ویژگی‌های مثبت آقا مجتبی هم بسیار پررنگ است؛ او فوق‌العاده خانواده‌دوست است. من خیلی چیزها از او یاد گرفتم؛ با اینکه همسرش در کنگره حضور ندارد، اما ارتباطی که او با خانواده‌اش دارد بسیار لذت‌بخش است. او سه پسر بسیار مودب و بامحبت دارد که وقتی در پارک آن‌ها را در آغوش می‌گیرم، حس می‌کنم فرزندان خودم هستند.
تنها آرزوی این خانواده، رهایی پدرشان از دام اعتیاد بود که خدا را شکر امروز شاهد جشن یک‌سالگی این رهایی هستیم. در پایان، تولد یک‌سالگی آقا مجتبی را ابتدا به جناب مهندس دژاکام تبریک می‌گویم که اگر آموزش‌های ایشان نبود، هیچ‌کدام از این تولدها برقرار نمی‌شد. همچنین به خودِ آقا مجتبی، خانواده محترمشان، اعضای شعبه سهروردی و تمام کسانی که در این مسیر همراه و راهنمای او بودند، تبریک عرض می‌کنم.
همه شما عزیزان و آقای مهندس را به افتخار آقا مجتبی تشویق کنید.»

اعلام سفر مسافر مجتبی:
مدت مصرف: 20سال
آنتی ایکس مصرفی:  شیره
روش درمان:DST
داروی درمان:OT
نام راهنما: مسافر سعید توکلیان
مدت رهایی: ۱سال ۲ ماه

اعلام سفر نیکوتین:
مدت مصرف: چند سال
روش درمان : DST
داروی درمان: آدامس نیکوتین
نام راهنما: مسافر سعید ابوطالبی
مدت سفر :  ۱۱ماه۲۰روز
مدت رهایی: ۶ماه
ورزش در کنگره: والیبال

آرزو مسافر مجتبی:
آرزو دارم کسانی که  مصرف کننده هستند به کنگره بیایند تا به حال خوش برسند.

سخنان مسافر مجتبی:

سال ۱۴۰۲ با حالی بسیار خراب به مغازه‌ی پسرخاله‌ام رفتم. آقای امین سواری مرا آنجا دیدند و به پسرخاله‌ام گفتند: «چرا آقا مجتبی حالشان خراب است و مواد مصرف می‌کنند؟» پسرخاله‌ام پاسخ دادند: «بله، مصرف‌کننده است.» آقای سواری گفتند که می‌توانم به کنگره بیایم.
بعد از آن، امیرحسین، پسرخاله‌ام، به من گفت: «می‌خواهی به کنگره بروی تا از این حال دربیایی و حالت خوب شود؟» من هم به شعبه‌ی سهروردی آمدم. جلوی درِ ورودی، آقای علی رهنما مرا دیدند و گفتند: «جای خوبی آمده‌ای؛ تلاش کن تا به رهایی برسی.»
پیش از آنکه پیام کنگره را دریافت کنم، از خداوند خواسته بودم که فرجی برساند، زیرا بسیار خسته شده بودم و می‌خواستم از تاریکی بیرون بیایم. خداوند، امیرحسین و آقای امین سواری را سر راه من قرار داد و همین باعث شد که با کنگره آشنا شوم.وقتی وارد کنگره شدم، عصبانیت و خشم چشمانم را گرفته بود؛ اما با تلاش آقای مهندس و همچنین آقای سعید توکلیان، آقای امینی و آقای سعید ابوطالبی توانستم به رهایی برسم.

سخنان همسفر ابولفضل:

سلام دوستان ابوالفضل هستم، همسفر مجتبی. از مشارکت‌های زیبای شما بسیار ممنونم و تشکر می‌کنم که در جشن ما شرکت کردید. همچنین از آقای سعید ابوطالبی و آقای سعید توکلیان به خاطر راهنمایی‌های خوبشان که برای مسافر عزیزم انجام دادند و راه را به ایشان نشان دادند، سپاسگزارم. البته خود ایشان هم تلاش کردند و قدم در این راه گذاشتند. 
در پایان، از بنیان‌گذار کنگره ۶۰ نیز ممنونم که این بستر را فراهم کردند تا مصرف‌کنندگانی که خواهان رهایی هستند، بتوانند وارد این مسیر شوند و به درمان برسند.

دیتاشو: مسافر مهدی ل۱
ضبط صدا: مسافر امید ل1
تتایپ: مسافر امید ل۱، مسافر محسن ل۱، مسافر فرزاد ل۲، مسافر علی ل3
تنظیم و ارسال: مسافر جواد (نگهبان سایت)

از طرف خدمتگزاران سایت مسافران نمایندگی سهروردی اصفهان تقدیم نگاه زیبایتان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .