English Version
This Site Is Available In English

از خودبینی تا مشارکت؛ تجربه من از وادی سوم

از خودبینی تا مشارکت؛ تجربه من از وادی سوم

چهارمین جلسه از دوره چهارم جلسات لژیون سردار همسفران کنگره۶۰ نمایندگی زال‌پارس با استادی همسفر زهرا، نگهبانی پهلوان همسفر نسرین و دبیری همسفر نجمه با دستور جلسه «وادی سوم و تأثیر آن روی من» روز پنج‌شنبه ۰۷ خردادماه ۱۴۰۵ ساعت ٠٠ : ۱۵ آغاز به‌کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

در ابتدا تشکر می‌کنم از نگهبان لژیون سردار که اجازه خدمت و آموزش در این جایگاه را به من دادند و همچنین خداوند متعال را شکرگزارم که اولین جلسه‌ استادی من را در لژیون سردار قرار داد.

عنوان وادی سوم می‌گوید: باید دانست هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمی‌کند. موضوعی که  در وادی سوم مورد اهمیت واقع شده، این است که همه مسائل، مربوط به خود انسان و سعی و تلاش او برمی‌گردد. خداوند متعال در قرآن می‌فرمایند:«لَیسَ لِلانسَانَ اِلٌا مَا سَع‍َی» برای رسیدن انسان به اهدافش، قطعاٌ  باید سعی و تلاش خودش را در نظر بگیرد‌.

حال در مورد تأثیر آن روی من باید بگویم: من در سال گذشته که تازه به کنگره‌۶۰ آمده بودم و مشارکت‌های دوستانم را که گوش می‌دادم، اکثریت سعی داشتند مقصر مشکلات و مسائل خود را دیگران قلمداد کنند و همه از خانواده و مسافرها توقع اجابت خواسته‌های خود را داشتند؛ به قول آقای مهندس: «همسایه‌ها یاری کنید تا من شوهرداری کنم». همه‌ ما از خانواده خود و یا از خانواده همسر انتظاراتی داشتیم؛ اما من این‌گونه نبودم، احتمالاً بخاطر غرورم، یا بخاطر عدم اعتماد به دیگران بود.

تمام مسئولیت‌ها را خودم به عهده می‌گرفتم؛ حتی اگر کسی به غذایی که من پخته بودم نظارت می‌کرد ناراحت می‌شدم، فرزندان خردسالم را خودم حمام می‌کردم و به دیگران اعتماد نداشتم. در رابطه‌ من و مسافرم، به یاد دارم که اولین چالش ما، اوایل ازدواجم بود که هر دو ناآگاه و خام بودیم و دیگران را وارد رابطه‌ خود می‌کردیم که اشتباه بود، در نتیجه همه‌چیز بر علیه خود ما پیش می‌رفت. و این تجربه‌ها بود که باعث عدم اعتماد من به دیگران شد.

اوایل سفرم فکر می‌کردم من از وادی سوم آموزشی ندارم چون تمام مسئولیت‌هایم را خودم انجام می‌دهم؛ اما بعد از مدتی متوجه شدم که این افکار غلط، از ناآگاهی من است و به قولی: «دیگران از یک سمت بام افتاده‌اند و من از سمت دیگر».

با آموزش‌های آقای مهندس آموختم، تکامل در جمع صورت می‌گیرد، در گذشته اصلاً از مهمانی‌ها لذتی نمی‌بردم و با دیگران هم‌کلام نمی‌شدم و فقط به خودم اهمیت می‌دادم، در ادامه مسیر، آموزش گرفتم که باید به نظر دیگران اهمیت بدهم، خودبین نباشم، بی‌اعتمادی را کنار بگذارم، از مشاوره و نظرات مفید دیگران استفاده کنم، با اطرافیانم هم‌کلام شوم و با ایشان بامحبت و با اخلاق رفتار کنم.

ما در کنگره آموزش گرفتیم که انسان‌ها قرار نیست همه‌چیز را تجربه کنند و در همه‌ امور عالی و بی‌نقص باشند، گاهی باید از دیگران مشورت گرفت؛ اما در نهایت باید تصمیم نهایی را خودمان بگیریم.

در باب لژیون سردار، دو مشارکت از دوستان تأثیر زیادی روی من گذاشت. آقایی در مشارکت خود فرمودند: «من در سرداری شرکت کردم و مبلغی را پرداخت کردم بلافاصله بعد از آن معامله‌ پر سودی انجام دادم؛ در واقع با مبلغی اندک، معامله‌ای دوسر سود داشته‌ام آن موقع از لحاظ مادی، متوجه برکات و برداشت‌های لژیون سردار شدیم؛ به‌تدریج در ادامه مسیر، متوجه شدیم که خدمت سرداری، برکات مادی و معنوی زیادی در بردارد.
مشارکت اثرگذار بعدی، از راهنما همسفر الهه بود که بیان کردند: «ما به کنگره می‌آییم تا از نظر جسم، روان، و جهان‌بینی به تعادل برسیم؛ اما اگر بخواهیم از نظر سوم مادی به تعادل برسیم باید خدمت سرداری و حضور در لژیون را انجام دهیم».

من در جامعه، مهارت‌ها و تکنیکهای مالی را آموزش دیده‌ام‌؛ اما باید ببینم در حد توانم هست که الویت خود را حضور به موقع و آموزش‌های کنگره قرار بدهم یا همیشه باید به فکر درآمد و شغل خود باشم؟ پاسخ مشخص است، من تمام آموزش‌های جهان‌بینی و تکنیک‌های زندگی در تعادل و آرامش را از آقای مهندس و کنگره دارم.

خداوند را شاکرم از زمانی‌که در خدمت سرداری شرکت کرده‌ام به یک آرامش مادی نسبی رسیده‌ام. آقای مهندس در باب خدمت‌های مادی می‌فرمایند: «ما همان‌گونه که برداشت داریم باید پرداخت هم داشته باشیم» و مثال رودخانه‌ای را زدند که اگر آب در آن جریان نداشته باشد، تبدیل به گنداب می‌شود که ما در اصطلاح به این عمل می‌گوییم: پولم بی‌برکت شده‌است.
من شاغل هستم، دوستانم همیشه به من گوشزد می‌کردند؛ چون خرید و فروش اجناس کوچک را انجام می‌دهم، ممکن است بر اثر غفلت، از اموالم دزدی شود، من در پاسخ به ایشان می‌گفتم: به دزدی اعتقادی ندارم؛ یقیناً هر چیزی که دزدیده شود خداوند برایم جبران می‌کند، یا باید آموزش بگیرم و یا جبران خسارتی از من بشود؛ اتفاقاً چند ماه پیش، این اتفاق افتاد و از اموالم دزدی شد، بسیار فکر مرا مشغول به خود کرد که من چه‌کاری انجام داده‌ام که این اتفاق، افتاده است که یاد صحبت آقای مهندس در سی‌دی « ساکاروچ » افتادم که می‌فرمایند: «همه‌ جامعه باید از یک تعادل مالی نسبی برخوردار باشند و اگر همه فقط به فکر خودشان باشند دزد در جامعه زیاد می‌شود».

من همیشه فکر می‌کردم انسان بخشنده‌ای هستم؛ اما به تازگی به این نتیجه رسیده‌ام که میزان بخشندگی من، از میزان درآمد من کمتر بوده است.

مرزبان کشیک: همسفر فاطمه
عکس: همسفر بتول رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون پنجم)
تایپ: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون سوم)
ویرایش: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون دوم) دبیر سایت
ارسال: راهنمای تازه‌واردین همسفر اکرم نگهبان سایت
همسفران نمایندگی زال‌پارس مشهد

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .