اساس کار کنگره، یعنی درمان، بر مبنای ایجاد تعادل در جسم، روان و جهانبینی است. تعادل در جهانبینی یعنی علمی که میآموزیم، به عمل تبدیل شود و آنچه را فرا گرفتهایم در زندگی به کار ببندیم؛ زیرا در غیر این صورت، علم و باورهای ما ارزشی نخواهند داشت.
قدرت و توانایی تنها در دانستن نیست؛ این عمل است که میتواند دانستهها را زیبا و اثرگذار سازد تا بر دل آنان که خواستار و نیازمند هستند بنشیند. به بیان دیگر، علم فقط دانستن نیست، بلکه عمل کردن به دانستههاست. وادیها در کنگره بخشی از علم جهانبینی هستند و عمل به آنها، یعنی تغییر در دیدگاه انسان و حرکت در مسیر درمان و رسیدن به تعادل.
در وادی اول، موضوع تفکر مطرح میشود. تفکر صحیح یعنی اولویتبندی مشکلات، تعیین چهارچوب برای آنها و تمرکز بر یافتن راهحل مناسب؛ راهحلی که باید همراه با تجربه و آموزش باشد.
پس از آن، در وادی دوم، با کار کردن روی خود توانستیم از پوچی و ناامیدی فاصله بگیریم. اکنون در وادی سوم میخواهیم حرکت کنیم.
برای حرکت، باید دو نیرو را بشناسیم. نخست، تواناییهای خودمان؛ زیرا ما جهان اصغر هستیم و هر آنچه در هستی و کائنات وجود دارد، در وجود ما نیز نهفته است. بنابراین باید از این نیروها بهره ببریم. شناخت این تواناییها باعث میشود از ناامیدی و پوچی فاصله بگیریم.
دوم، شناخت نیروهای بازدارنده است؛ نیروهایی که با ظاهری زیبا و آراسته وارد میشوند و لباس مقدس بر تن دارند، نه ضد ارزش. همانگونه که گفته میشود:
«باید دانست که هیچ موجودی به میزان خودِ انسان برای خویشتنِ خویش فکر نمیکند.»
این «باید» یعنی یک قانون؛ قانونی که چه بخواهیم و چه نخواهیم اجرا میشود. بنابراین تمام مسئولیت بر عهده خود ماست. اگر آموزش بگیریم و بیاموزیم که چه بهتر؛ در غیر این صورت، روزگار که معلمی سختگیر است، به ما خواهد آموخت.
اعتیاد درمانگر ندارد. تمام مشکلاتی که به وجود آوردهایم، حاصل عملکرد خود ماست. خودمان آغاز کردیم، خراب کردیم و اکنون نیز باید خودمان آن را درست کنیم. پس باید مسئولیت اعمال خود را بپذیریم، برای حل مشکلاتمان تلاش کنیم و سختیها را با روی باز، بهعنوان بازپرداخت بدهیِ کارهای گذشته، قبول کنیم. همچنین باید بکوشیم مشکلات را با تفکر و آرامش حل نماییم.
در این شرایط، با کاهش مشکلات جسمی و روحی، آرامآرام وضعیت مناسبی در زندگی ما حاکم میشود و فرصتی فراهم میگردد تا کمبودها و کاستیها را جبران کنیم.
هر انسانی برای رسیدن به تکامل، باید از گذرگاههای سخت عبور کند. این گذرگاهها برای هر فرد متفاوت است؛ برای یکی پول، برای دیگری مقام، منیت، جایگاه یا اعتیاد.
خداوند نیز در قرآن میفرماید:
«انسان چیزی نیست مگر آنچه برای آن تلاش میکند.»
این موضوع درباره همسفران نیز صادق است؛ همسفرانی که حضورشان وابسته به حضور مسافرشان است و اگر روزی مسافرشان نیاید، حضور آنها نیز کمرنگ میشود. این نشان میدهد که همسفر برای خودش ارزش کافی قائل نیست و به خویشتنِ خویش توجه نمیکند.
مقاله: همسفر سجاد رهجو لژیون پنجم
بارگذاری: همسفر نیما
سایت همسفران آقا نمایندگی شادآباد
- تعداد بازدید از این مطلب :
57