English Version
This Site Is Available In English

اصل درمان در کنگره‌۶۰ بر پایه فرمانبرداری است

اصل درمان در کنگره‌۶۰ بر پایه فرمانبرداری است

دوازدهمین جلسه از دور یازدهم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره‌۶۰ نمایندگی بروجرد با استادی راهنما مسافر مجتبی، نگهبانی مسافر کریم و دبیری مسافر یاسر با دستور جلسه: «وادی سوم (باید دانست که هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمی‌کند) و تاثیر آن روی من» روز پنج‌شنبه ۷‌خرداد‌ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

خدا را شاکرم که در کنگره‌۶۰ حضور دارم. از آقای مهندس و خانواده محترمشان تشکر می‌کنم، همچنین از راهنمای درمانم سپاسگزارم؛ چون حال خوب امروز خود را مدیون این عزیزان هستم.

اکثر انسان‌ها معمولاً همیشه به دنبال حال خوب بوده‌اند؛ اما بیشتر ما این حال خوب را در بیرون از خود جستجو می‌کنیم. ما مصرف‌کننده‌های مواد‌مخدر هم تصور می‌کردیم مواد مخدر می‌تواند حال ما را خوب کند، برای همین تمام توجه‌مان به بیرون بود. در حالی‌ که حقیقت این است که بهشت واقعی در درون انسان قرار دارد، نه در بیرون. اگر کسی بخواهد وارد بهشت شود، باید به درون خودش سفر کند؛ زیرا در بیرون خبری نیست.

من هم زمانی که وارد کنگره‌۶۰ شدم، هنوز فکر می‌کردم حال خوب را باید از بیرون به دست آورد. سفر اولم را انجام دادم، مواد قطع شد؛ اما دیدم هنوز حالم خوب نیست. آن زمان متوجه شدم که مشکل فقط مواد نیست؛ بلکه باید در سفر دوم به درون خودم سفر کنم. خیلی‌ها تصور می‌کنند سفر دوم فقط آمدن به کنگره‌۶۰، نشستن، چای خوردن و وقت گذراندن است؛ اما سفر دوم به‌مراتب سخت‌تر از سفر اول است. در سفر دوم انسان باید روی خودش کار کند؛ پس حال خوب در درون انسان‌هاست. اگر درون انسان آرام باشد، خانواده‌ نیز در آرامش خواهد بود و آن‌وقت است که احساس می‌کند در بهشت زندگی می‌کند.

سفر به درون اصلاً شوخی نیست. انسان باید ناخالصی‌ها و ضد ارزش‌های خود را بشناسد و آن‌ها را از وجودش بیرون بریزد. من هم هنوز در ابتدای راه هستم و فقط چیزهایی را که از استادانم یاد گرفته‌ام، منتقل می‌کنم.

نکته‌ای هم هست که دوست دارم بگویم؛ نماز، روزه و عبادت همه ارزشمند هستند؛ اما هر چیزی جای خودش را دارد. زمانی بود که بسیار به عبادت تکیه می‌کردم؛ اما باز هم حال خوبی نداشتم. بعضی‌ها فکر می‌کنند فقط با زیاد نماز خواندن یا نماز شب، حالشان خوب می‌شود؛ در حالی که ابتدا باید اصل و پایه را درست کنند و از درون به آرامش برسند.

دستور جلسه امروز درباره وادی سوم است: «باید دانست که هیچ موجودی به اندازه خود انسان، به خویشتن خویش فکر نمی‌کند.»
زمانی که مصرف‌کننده بودم، از همه انتظار داشتم به جز خودم. از خانواده، اطرافیان و دیگران؛ اما وقتی وارد کنگره‌۶۰ شدم، یاد گرفتم که نباید از کسی انتظار داشته باشم. هر کدام از این وادی‌ها یک شاه‌کلید هستند و درک و اجرای آن‌ها کار بسیار سختی است. ما معمولاً به دیگران متکی هستیم؛ به پدر، مادر، خواهر، برادر، فرزند و اطرافیان؛ اما وادی سوم می‌گوید: انسان باید مسئولیت خودش را بپذیرد. هیچ موجودی به اندازه خود انسان نمی‌تواند برای خودش مؤثر باشد.

در سفر درون فهمیدم مشکلات زندگی فقط دو راه دارند؛ یا انسان بنشیند تا مشکلات او را نابود کنند یا بلند شود و با آن‌ها روبه‌رو گردد. منِ مصرف‌کننده، هر وقت مشکلی داشتم، مصرف موادم بیشتر می‌شد تا روی مشکلات سرپوش بگذارم؛ اما امروز یاد گرفته‌ام که باید خودم در مقابل مشکلات بایستم.

اگر انسان بپذیرد که مشکل دارد، نیمی از راه را رفته است. خیلی‌ها مشکل خود را قبول نمی‌کنند. اصل درمان در کنگره‌۶۰ بر پایه فرمانبرداری است؛ یعنی انسان بپذیرد که هنوز چیزی نمی‌داند و نیاز به آموزش دارد.

این وادی همچنین می‌گوید: انسان باید از مشورت دیگران استفاده کند؛ اما تصمیم نهایی را خودش بگیرد. من بارها فقط تحت تأثیر حرف دیگران تصمیم گرفتم و همین باعث اشتباه شد.

در بخش دوم جلسه، درباره تولد علی صحبت کنم. علی نزدیک به یک سال‌ونیم است که رهایی دارد. علی در سفر اول بسیار قوی و منظم عمل کرد؛ البته همسفرش در این موضوع بسیار موثر بود و علی تا جایی که توانسته، خدمت کرده است. امیدوارم بتواند در سفر دوم هم مانند سفر اولش قوی و ثابت‌قدم باشد. پیامی هم به او دادم، اگر خوب به آن توجه کند، می‌تواند برای ادامه مسیرش بسیار مؤثر باشد. ان‌شاءالله آن را بخواند و به کار ببندد.

سخنان مسافر علی:

آخرین آنتی‌ایکس مصرفی، شیره‌خوراکی، ۱۱ ماه و ۴ روز سفر کردم به کمک راهنمای عزیزم آقا مجتبی، به روش DST با داروی OT و اکنون ۱۸ ماه است که آزاد و رها هستم. مصرف سیگار را هم در کنگره‌۶۰ درمان کردم با راهنمایی آقا امیرحسین و ۱۶ ماه است که از بند سیگار رها شدم. ورزش من در کنگره‌۶۰ فوتبال است.

آرزوی من این است که کنگره‌۶۰ همیشه برقرار و سایه آقای مهندس بر سر ما مستدام باشد، رهایی‌های بسیاری داشته باشیم و اعضای کنگره‌۶۰ زندگی بهتری را تجربه کنند.

قبل از هر چیز خدا را شکر می‌کنم که قسمت شد بتوانم به کنگره‌۶۰ بیایم. من در سفر اول فقط دوست داشتم از مواد‌مخدر رها شوم؛ اما وقتی وارد سفر دوم شدم، تازه متوجه شدم که چه چیزی در زندگی کاشته بودم و حالا چه چیزی برداشت می‌کنم. بسیاری از گرفتاری‌هایی که امروز دارم، نتیجه بذرهایی است که در زمان مصرف کاشته بودم؛ بذر تاریکی و ناامیدی. امیدوارم خدا کمک کند در کنگره‌۶۰ ماندگار شوم، خدمت کرده و بتوانم به هم‌نوعان خودم کمک کنم تا آن‌ها هم از دام اعتیاد رها شوند و زندگی نرمال و آرامی را تجربه کنند. من برای داشتن یک زندگی بهتر به کنگره‌۶۰ آمدم.

راستش را بخواهید، از ترک کردن می‌ترسیدم. هر بار که ترک می‌کردم، ۶ ماه، ۸ ماه یا حتی یک سال مواد مصرف نمی‌کردم؛ اما حالم خوب نمی‌شد. از نظر جسمی شاید نیاز به مواد نداشتم؛ ولی از نظر روحی و روانی زندگی نداشتم. نه با خانواده، نه با همسر، نه با فرزندان، نه با پدر و مادر و برادرانم. یکی از دوستان، کنگره‌۶۰ را به من معرفی کرد.

اوایل فکر می‌کردم اینجا هم مثل جاهای دیگر فقط ترک است؛ اما وقتی سفرم را شروع کردم فهمیدم درمان واقعی چیز دیگری است. اصلاً باورم نمی‌شد که درمان من با همان موادی باشد که سال‌ها مصرف‌کننده‌اش بودم. همیشه دعا می‌کردم دکتری پیدا شود و قرصی اختراع کند که یک‌روزه درمان شوم؛ اما نشد. تا اینکه فهمیدم درمان واقعی در همین مسیر و در روش کنگره‌۶۰ است.

من خودم را مدیون آقای مهندس، آقا مجتبی و آقا امیرحسین می‌دانم. وقتی شنیدم آقا امیرحسین دیگر در این جایگاه نیستند، واقعاً حالم عوض شد، چون اگر ایشان نبودند شاید اصلاً کنگره‌۶۰ بروجرد شکل نمی‌گرفت و معلوم نبود امروز من، همسفرم و فرزندانم کجا بودیم. امیدوارم همه بچه‌های سفر اولی هم این جایگاه و این حس خوب را تجربه کنند و در سفر دوم بمانند.

آقا مجتبی همیشه می‌گوید: بوی یک گل را نمی‌شود توصیف کرد؛ واقعاً من هم نمی‌توانم حال خوب امروز خودم را توصیف کنم. نزدیک به ۵۰ سال از عمرم گذشته؛ اما احساس می‌کنم تازه در این دو سه سالی که به کنگره‌۶۰ آمده‌ام زندگی را تجربه کرده‌ام.

من علاوه بر راهنماها و آقای مهندس، مدیون همسفرم هم هستم. اگر ایشان دوام نمی‌آوردند، زندگی ما از هم می‌پاشید. خیلی از خانواده‌ها به خاطر مصرف مواد‌مخدر از هم جدا شدند، حتی بعضی‌ها به مرز خودکشی رسیدند؛ اما کنگره‌۶۰ واقعاً یک مکان مقدس و امن است؛ جایی که محبت دوباره بین خانواده‌ها شکل می‌گیرد. خدا کمک کرد که من مسیر کنگره‌۶۰ را پیدا کنم؛ اما این خودم بودم که باید می‌ماندم، زحمت می‌کشیدم و گوش به فرمان راهنما می‌شدم تا بتوانم این حال خوب را تجربه کنم.

عکاس: مرزبان خبری مسافر امیر
تایپ، ویرایش و ارسال: مسافر کریم (لژیون چهارم)

 

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .