راهنما همسفر فرزانه:
وادی سوم و تأثیر آن را روی من، تا اینجا دو وادی دیگر را پشت سر گذاشتیم، در وادی اول آموختم که برای شروع هر کاری باید تفکر کنم، در وادی دوم آموزش گرفتم که پوچ و بیفایده قدم به این هستی نگذاشتهام و باید ناامیدی را از زندگی خود پاک کنم تا بتوانم ادامهٔ راه را بروم، در وادی سوم یاد گرفتم تنها کسی که میتواند به فکر انسان باشد، خود اوست.
شروع وادی با کلمهٔ «باید» آغاز میشود؛ یعنی به من، فرزانه، تأکید میکند این تو هستی که میتوانی به خودت کمک کنی، این حقیقت، امیدواری را در من شکوفا میسازد تا با سعی، تلاش و کوشش بتوانم به اهدافم برسم و فردی مستقل برای خود باشم؛ همچنین میتوانم کلید حل مشکلات و عبور از آنها را با آموزش پیدا کنم و از آنها عبور نمایم.
در این راه به بزرگترین گنج دست مییابم: گنج درون، یا همان پیدا کردن نیروهای خفته؛ و میتوانم با قدرت و قوت، ادامهدهندهٔ راه خود باشم، زمانی من میتوانم این وادی را درک کنم که بدانم بزرگترین یاریرسان برای خود، خودم هستم؛ در این هنگام، میتوانم به ارزش وجودی خود در هستی پی ببرم.
همسفر مهسا:
وادی سوم به ما میگوید: هیچ موجودی به اندازهٔ خود انسان نمیتواند به او کمک کند و در مسائل مهم زندگیاش تصمیم بگیرد، نگهبان کنگره۶۰ معتقد است که وادیها ستون و پایهٔ نگرش و جهانبینی هستند و هر کس این سه وادی را خوب یاد بگیرد، میتواند به درمان برسد، نگاه ما باید به استعدادها و تواناییهای خودمان باشد و این ما هستیم که باید مشکلات زندگی خود را با قدرتهایی که خداوند در وجود ما قرار داده حل کنیم، ما باید نیروهایی که خداوند در صورپنهان ما قرار داده را پیدا کنیم و به کار ببریم تا بتوانیم سختیها و دشواریهای زندگی را به لذتی شیرین تبدیل کنیم.
این وادی با کلمهٔ «باید» شروع میشود و یقیناً به من تأکید میکند که باید خود از پس مشکلات زندگی بربیایم، این چند سالی که در کنار یک مصرفکننده زندگی میکنم، تخریبهای روحی و روانی زیادی به من وارد شده، تا جایی که دیگر نتوانستم از پس مشکلات خود بربیایم، متوجه شدم که من هم مثل مسافرم و به آموزش نیاز دارم. از این وادی آموختم که برای اینکه حالم خوب شود، باید خودم حرکت کنم تا بتوانم مادر و همسری خوب برای خانوادهام باشم. این نکته تأثیر زیادی روی من گذاشت. سعی کردم با تفکر درست، مشکلات خود را به آرامی حل کنم و با آموزشهایی که در کنگره میبینم، تلاش کنم مشکلات زندگیام را حل نمایم.
همسفر یاسمین:
وادی سوم میگوید: «باید دانست که هیچ موجودی به اندازهٔ خود انسان، به خویشتن خویش فکر نمیکند.»
اینجا، این جمله چون شمشیری تیز و برنده بر مرکز تفکر مخرب فرود میآید و میگوید «باید دانست»، نه از کلمهٔ خوب است استفاده کرده و نه شایسته است؛ بلکه میگوید «باید دانست». این تأکید قطعی، نشان از قانونی محکم و خللناپذیر دارد.
خداوند بزرگ ما را به گونهای خلق کرده که باید برای زندگی خود برنامهریزی داشته باشیم و برای برنامهریزی، اول باید تفکر کنیم، این وادی به من یاد داد که مسئولیت زندگی و کارها و مشکلات خودم را بپذیرم و با مشکلات مبارزه کنم، من برای حل آنها و آرام شدن حال دلم به آموزش نیاز دارم و با آمدن به کنگره به خودم کمک میکنم.
همسفر شهناز:
در وادی سوم میآموزیم که خودمان باید به فکر خودمان باشیم و به خویشتن کمک کنیم. به کس دیگری تکیه نکنیم. اگر به امید آن باشیم که کسی بیاید و مشکل ما را حل کند، سخت در اشتباه هستیم، باید بدانیم برای حل مشکلات خود، بار این مسئله روی دوش خودمان است؛ البته افرادی هستند که ما میتوانیم با آنها همدردی کنیم؛ شاید بتوانند کمی هم ما را یاری کنند؛ ولی باید بدانیم که خودمان در حل مشکلات نقش اول را داریم؛ پس باید تفکر کنیم و با سعی و تلاش و امیدواری حرکت کنیم.
اگر امروز با مشکلات فراوان دست و پنجه نرم میکنیم، باید بدانیم که از روی ناآگاهیهای خودمان بوده که به این روز افتادهایم، پس نباید دست روی دست بگذاریم؛ بلکه باید آرامآرام اقدام به حل مشکلات کنیم، بعضی اوقات مشکلاتی هست که ما آنها را به وجود نیاوردهایم؛ اما نمیتوانیم در مورد آنها بیتفاوت باشیم، مشکلات را به گردن این، آن، زمین و آسمان نیندازیم. برای حرکت باید خود و نیروهای دیگر را بشناسیم و جلوی نیروهای بازدارنده را بگیریم.
من پیش از اینکه به کنگره بیایم، زمین و آسمان و دیگران را مقصر مشکلات خود میدانستم؛ ولی در این وادی آموزش میبینم که باید روی پای خودم بایستم و صدها مانع را یکی پس از دیگری، با امید به خدا، از میان بردارم؛ البته از انسانهای موفق هم آموزش بگیرم و از آنها الگو بردارم.
مشارکت گروهی لژیون یازدهم
رابط خبری: همسفر یاسمین رهجوی راهنما همسفر فرزانه (لژیون یازدهم)
ویرایش و ارسال: همسفر شهلا رهجوی راهنما همسفر لیلا (لژیون چهارم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی دهخدا قزوین
- تعداد بازدید از این مطلب :
81