English Version
This Site Is Available In English

وادی‌ها  چراغ راه ما هستند

 وادی‌ها  چراغ راه ما هستند

جلسه دوم  از دور اول سری کارگاه‌های آموزشی عمومی لژیون سردار کنگره ۶۰ نمایندگی الوند با استادی راهنمای  محترم مسافر محمدرضا، نگهبانی مسافر مهدی و دبیری مسافر مصطفی با دستور جلسه: وادی سوم و تأثیر آن روی من روز پنجشنبه 7 خرداد  ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۶:۳۰ آغاز به کارکرد.
سخنان استاد:
خدا را شاکرم که بار دیگر توفیق شد تا در این جایگاه قرار بگیرم تا خدمت کنم. دستور جلسه امروز شامل سه بخش است، اول وادی سوم بعدی مالی و در انتها تولد یک سال رهایی مرزبان محترم آقا ابراهیم است.  وادی سوم دستور جلسه‌ای نیست که بشود راحت از آن عبور کرد، آقای مهندس در سی دی این وادی اشاره می‌کنند که ما در کنگره هیچ‌چیزی را یاد نخواهیم گرفت که به کار نیاید و هر چیزی که در کنگره فرامی‌گیریم قرار است که در روزمرگی به کار ما بیاید و از آن‌ها استفاده کنیم. مخصوصاً وادی‌ها که چراغ راه ما هستند؛ قبل از کنگره هر جا جمله یا متن جالب و زیبایی می‌دیدم آن را در دفترم یادداشت می‌کردم. سعی می‌کردم آن را با خط خوش بنویسم ولی در کنگره تا دلتان بخواهد از این جملات داریم. آقا کوروش یک جمله داشتند که می‌گفتند اگر ما خودمان را با چیزهای خوب و درست سرکار بگذاریم تکلیف مشخص است؛ ولی اگر این کار را نکنیم، روزگار مارا با چیزهای خطرناکی سرکار خواهد گذاشت، ما مسافرها تجربه‌اش کرده‌ایم.

امسال پانزدهمین سالی است که من در کنگره هستم و پانزدهمین باری است که با دستور جلسه وادی سوم روبرو می‌شوم؛ اما هرسال متفاوت است و هیچ‌گاه تکراری نیست. مثلاً ما در دبیرستان دروس را پاس می‌کردیم تا بتوانیم سراغ دروس بعدی برویم ولی آیا ما وادی‌ها را پاس کرده‌ایم که سراغ آموزش‌های دیگری برویم؟ پس از پانزده سال هنوز برای من تازگی دارد و هنوز در حال یادگیری مطالب جدیدی از این وادی هستم. به این مطالب به‌اصطلاح جزوه بازمی‌گویند؛ یعنی اینکه در هر مقطعی از زندگی سراغ آن‌ها بروی همچنان چیزی تازه برای فراگیری در آن‌ها وجود دارد. آقای مهندس می‌گویند پندار سالم، گفتار سالم و عمل سالم. کسی که مسئولیت کار خودش را نپذیرد نمی‌تواند پندار سالمی داشته باشد. منِ  تا زمانی که فکر کنم مسبب تمام گرفتاری‌ها و مشکلات من؛ در تمام زمینه‌ها دیگران هستند، هیچ‌وقت قادر به حل آن مشکل نخواهم بود.  این یک تفکر مسموم است که من فکر کنم دیگران باعث این موضوع بودند. باید منتظر بنشینم تا یک روزی دیگران بیایند و آن مشکل را  حل کنند یا در حل آن به من کمک کنند. این وادی به ما می‌گوید که خیر! خودت باید مسئولیت کارهای خودت را بپذیری؛ در تمام زمینه‌ها. کنگره به ما می‌گوید که هرکسی در جهان هستی و کائنات هر جایگاهی که دارد، مسبب آن فقط خودش است و این عین عدالت است. گاهی پذیرش این جمله بسیار سخت می‌شود. یعنی اگر امروز من در حال پرسه‌زدن در کوچه‌پس‌کوچه‌های اعتیاد هستم و هیچ راه نجاتی پیدا نمی‌کنم، مسبب آن خودم بودم. اگر شرایط مالی خوبی ندارم مسبب آن خودم بودم. شاید گاهی یک سری گریزگاه برای خودمان در ذهنمان بگذاریم اما باز یک جمله طلایی از آقا کوروش بگویم، می‌گفتند: من دوست دارم آن طوری فکر کنم که به نفع من است.

اگر من فکر کنم دیگران مسبب این مشکلات بودند چه کمکی به من خواهد کرد؟ تا زمانی که من این‌طور فکر کنم که قادر به حل آن نخواهم بود. من دوست دارم آن طوری فکر کنم که به نفع من است، و این فکر چیست؟ اینکه من مسبب مشکلات خودم هستم؛ خودم را به این نقطه رساندم و حالا که خودم هستم پس تلاش می‌کنم خودم را از این مسیر نجات می‌دهم؛ مخصوصاً با داشتن کنگره و علمی که در اختیار ما قرار داده است دیگر کار مشکلی نخواهد بود. و در انتهای این وادی یک نکته طلایی هست که به من  کمک کرد؛ همیشه به بچه‌های لژیون می‌گویم تابه‌حال دقت کرده‌اید که ریشه خشم و عصبانیت درون ما چیست؟ خشمی که بعضاً می‌گوییم دست خودمان نیست؛ مهندس در این وادی می‌گویند که کاملاً دست خودمان است. کسی که می‌گوید  دست خودم نیست می‌خواهد صورت‌جلسه را پاک کند. ریشه تمام خشم‌ها و عصبانیت‌ها "توقع" است. انتظارداشتن از دیگران. من انتظار دارم یک راننده درست رانندگی کند، اگر نکند من عصبانی می‌شوم و... آخر این وادی می‌گوید: که از هیچ‌کس هیچ توقعی نداشته باشید و تمام تلاشمان را بکنیم که کارهایمان را خودمان انجام دهیم و هیچ‌وقت ناامید نشویم چراکه درختان ایستاده می‌میرند. و در مورد مسئله مالی من همیشه می‌گویم که شعبه الوند و شعبات قزوین جزء شعبه‌های خوب کنگره هستند؛ هم ازلحاظ مالی هم ازلحاظ نیروی انسانی و هم علمی، اما می‌توانیم بهتر از این نیز باشیم. مغرور نمی‌شویم که  رشدمان متوقف شود. می‌توانیم اوضاع مالی شعبه الوند را خیلی بیشتر بهبود ببخشیم.

به نقل از داداش لژیونی خودم که روز رهایی‌اش گفت که من راه پولدار شدن در کنگره را پیدا کردم و آن این است که به کنگره پول خوبی بدهم. جوری پول بدهم که به من فشار بیاید. قدیم ها   می‌گفتند که کفن جیب ندارد و چیزی نمی‌توانی با خودت ببری،اما به نظر من کفن جیب دارد. اگر می‌خواهی چیزی با خودت ببری آن را در راه خیر خرج کن. ولی در کنگره راه نجاتمان را پیداکرده‌ایم باید آن را اینجا خرج کنیم، تا می‌توانید درکنگره  ببخشید این کار مثل یک سرمایه‌گذاری دلاری است. گاهی مسافران میگویند ما پول دادیم ولی حالمان خوب نشد، چرا؟ من میگویم چون به‌اندازه بزرگی خودت  نبخشیده ای. می‌توانستی خیلی بیشتر ببخشی. برای یک نفر 10 هزار تومان خیلی پول است، برای یک نفر 10 میلیارد هم هیچ پولی نیست. کسانی که حد و اندازه خودشان را رعایت می‌کنند حتماً حالشان خوب می‌شود و هم خیروبرکت به زندگی‌شان سرازیر می‌شود. الان این دو عزیز که کنار من نشسته‌اند هر دو پهلوان‌اند، آقا مهدی امسال سومین سال پهلوانی‌شان است، آقا مصطفی هم امسال پهلوان شدند. گذشتن از این پول دل می‌خواهد. و این‌ اشخاص  راهش را پیداکرده‌اند. در  کنگره یاد گرفتیم که از داشته هایمان  قدردانی کنیم؛ آقای مهندس میگویند که پندار نیک از حس خوب می‌آید، با حس خوب اندیشه‌های خوب را در خود بسازید. فرمول آن اینست که باید شکرگزار باشی؛ برای تمام نعمات و داشته‌هایمان، اگر این شکرگزاری‌ها نوشته شوند که دیگر محشر است.و اما قسمت سوم تولد آقا ابراهیم، ایشان از روز اولی که وارد کنگره شد چشم روی زبانش بود و هر چیزی که گفتم انجام داد، خیلی خوب و مرتب سی‌دی‌هایش را نوشت و مسیر سفر اولش را به‌خوبی طی کرد و به رهایی رسید، خانواده‌اش کنگره‌ای شدند و مسیرشان را پیدا کردند، در سفر دوم کاندید مرزبانی شد. به قول آقا کوروش در کنگره کسانی زرنگ هستند که جایگاه خدمتی دارند. بیرون ازاینجا به کسی که قوانین را زیر پا می‌گذارد زرنگ می گویند اما در کنگره کاملاً عکس است و آقا ابراهیم از این موضوع استفاده کرد والان در جایگاه مرزبانی به‌خوبی در حال خدمت است. تولدش را به او تبریک می گویم، به راهنمای بزرگوارم آقا کوروش و در رأس به جناب مهندس تبریک میگویم و امیدوارم پس از دوره مرزبانی هم مسیر خدمتش را ادامه دهد.


پیام تولد مسافر ابراهیم:
با حرکت راه نمایان می شود رکود بر هیچ موجودی جایز نیست.

آرزوی مسافر ابراهیم:
امیدوارم تمام سفر اولی ها به رهایی برسند.


صحبت های مسافر ابراهیم:
خداوند را شاکرم که  تجربه این جایگاه را دارم و امیدوارم همگی این جایگاه را تجربه کنید ابتدا از مهندس دژاکام و خانواده محترمشان به خصوص استاد امین تشکر می کنم  از ایجنت محترم و گروه مرزبانی نمایندگی در هر سه دوره  و راهنمای عزیز آقا محمد رضا تشکر می کنم که حال خراب من را تحمل کردند از راهنمای همسفرم آقا مهدی و راهنمای ویلیام خودم  امیر آقا عوض نیا  تشکر می کنم . هر کسی که خدا دوستش داشته باشد خداوند  راه کنگره را به او نشان می دهد؛ فراموش نمی کنم روز اولی که وارد کنگره شدم و در لژیون دوم حاضر شدم آقا محمد رضا گفتند که اگر حرف گوش کنی بیست سال جوان می شوی من هم هر چه گفتند با جان و دل گوش کردم و با آن حال وخیم با فرمانبرداری به رهایی و درمان رسیدم و از تمام کسانی که در جشن بنده حضور پیدا کردند صمیمانه متشکرم.

صحبت های مسافر راهنمامهدی راهنمای  همسفر حسن:

بسیار خوشحالم که در این جشن حضور دارم حسن آقا همسفر بود ولی با حال خراب وارد کنگره شد چون درگیر ضد ارزش های دیگر بود و همیشه از انجام آن بسیار ناراحت می شد؛  همیشه سوالش این بود که باید چه کار کنم که تنها راه حل آن جهان بینی بود. حرف گوش کرد و با سی دی گوش کردن و نوشتن  و کاربردی کردن آن توانست به رهایی و آرامش برسد خداوند را شاکرم که توانست با مشکلاتی که داشت رو به رو شود و کسی هم غیر از خودش قادر به کمک نبود. دقیقا با مرتبط  با دستور جلسه که وادی سوم است آقای مهندس فرمودند که آنها که خواستند توانستند پس اگر نتوانستی نخواستی در پایان به آقا ابراهیم تبریک می گویم که یکی از خدمتگزاران  خوب کنگره هستند به همسفران آقا ابراهیم تبریک می گویم و امیدوارم در مسیر کنگره ثابت قدم باشند.

صحبت های همسفر حسن:

خدا را شاکرم که توانستم این جایگاه را تجربه کنم از راهنمای پدرم و راهنمای خودم کمال تشکر را دارم  زحماتی کشیدند که از درک انسان به دور است. از راهنمای خودم به خاطر آرامش و احساس خوبی که دارم کمال تشکر را دارم  خانواده های که در گیر اعتیاد هستند داستان های را در زندگی خود تجربه کرده اند ولی به دلایلی از یاد می بریم. پدرم و حال کل خانواده ما خراب بود ولی حال پدرم از همه ما بدتر بود و درگیر قرص خواب بود؛ خیلی از مسائل  را فراموش می کرد از راهنمای پدرم آقا محمد رضا متشکرم که با راهنمایی های خود آرامش را به زندگی هدیه دادند امیدوارم  برادرم هم مانند پدرم به درمان و حال خوش برسد.

 


مرزبان کشیک : مسافر علی
مرزبان  خبری: مسافر وحید
تایپ و ویراستاری : مسافر پدرام
تنظیم و بارگزاری :مسافر مصطفی
عکاس : مسافر مهدی

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .