وقتی به اعتیاد فکر میکنم، متوجه میشوم که هنوز اطلاع کافی نسبت به این موضوع ندارم. من یک مادر هستم که دغدغههای زیادی دارد. یک مادر همیشه از خواستههای خود میگذرد تا فرزندانش در رفاه باشند و کمبودی احساس نکنند. به یاد دارم وقتی متوجه اعتیاد مسافرم شدم، بسیار ناراحت بودم، بهگونهای که حتی باور و اعتقاداتم تغییر کرده بود، ناامید بودم که چرا خداوند دعاهای مرا مستجاب نمیکند.
هر راهی را برای نجات مسافرم رفتیم، اما نتیجهای نگرفتیم. تا اینکه یکی از دوستان مسافرم کنگره۶۰ را به او معرفی کرد. مسافرم بدون اطلاع ما حدود دو ماه، به کنگره۶۰ سفر کرد. از روزی که قصد سفر کرد فقط از من خواست که پیراهن سفید او را اتو و آماده کنم. وقتی از او سئوال میکردم کجا میروی که باید حتماً پیراهن سفید به تن کنی او میگفت در آینده خواهی فهمید!
تا اینکه یک روز به من و فرزندانم گفت: آماده شوید، میخواهیم برویم همانجا که مدتها پیش قرار بود شما را ببرم. با توجه به تغییراتی که در رفتار او دیده بودم که کوچکترین آن رعایت نظم بود، کنجکاو بودم بدانم آنجا چگونه مکانی است. اتفاقاً همان روز، هفته همسفر بود با وارد شدن به آن مکان، وقتی آن همه خانم و آقا را با پوشش سفید دیدم، در من آرامش خاصی ایجاد شد.
در آن لحظه با خدا صحبت کردم که خدایا آیا اینبار مسافرم اعتیاد خود را درمان خواهد کرد؟ چشمانم پر از اشک شد. اکنون خدا را شکر دوسال و چندماه میشود که از درمان و رهایی مسافرم میگذرد و من متوجه شدم همان خدایی که فکر میکردم مرا نمیبیند، راه نجات را به ما نشان داده است. در این سفر با همسفران دیگری نیز آشنا شدم و قصه زندگی آنها را گوش کردم.
با نوشتن سیدی صبر، استقامت و آرامش را آموختم و در این مسیر، هیچ راهی جز تغییر در طرز فکر خود نمیدیدم. امیدی که در قلبم روشن شده بود، به من تحمل در برابر سختیها را میآموخت. متوجه شدم که سختیها رحمت الهی هستند و بعد از هر تاریکی نوبت روشنایی است. اکنون شاکر خداوند هستم.
از راهنمای خود همسفر ایران بسیار سپاسگزارم، که مرا برای ادامه جاده پر پیچوخم زندگی دلگرم کرد. او به من آموخت که چگونه نقطهتحمل خود را بالا ببرم و ببخشم. امیدوارم تمام کسانیکه در این باتلاق هستند با کنگره۶۰ آشنا شوند و اشکهایی که برای اعتیاد عزیزانشان ریختند، تبدیل به اشک شوق و شادی برای رهایی مسافرشان شود. از آقای مهندس دژاکام برای فراهم کردن چنین بستری تشکر میکنم و امیدوارم بتوانم خدمتگزار کنگره۶۰ باشم تا کمی از آرامشی که در من حاصل شده را جبران کنم.
نویسنده: همسفر مینا رهجوی راهنما همسفر ایران (لژیون چهاردهم)
رابط خبری: همسفر آزاده رهجوی راهنما همسفر ایران (لژیون چهاردهم)
ویرایش و ارسال: همسفر سارا رهجوی راهنما همسفر نرگس (لژیون ششم) دبیر سایت
نمایندگی همسفران ابنسینا
- تعداد بازدید از این مطلب :
50