همسفر کبری:
وادیها مانند کلیدهایی هستند که اگر بتوانیم آنها را به درستی استفاده کنیم، مشکلات ما را یکی پس از دیگری حل میکنند تا کارآزموده شویم و اگر بتوانیم در حد یک جمله از آنها را در زندگی کاربردی کنیم، میتوانیم در ادامه زندگی بهتری داشته باشیم و بتوانیم در این حیات و حیاتهای بعدی به ساختن خویشتن خویش کمک کنیم. در وادی اول میآموزیم که تفکر کنیم این موضوع با عقل ما تفاوتی دارد، زیرا شاید ما اینجا میآموزیم که به چه چیزی باید فکر کرد و راه آن را با برنامهریزی و هدف مشخص کرد. در وادی دوم میآموزیم که ناامید نباشیم؛ ناامیدی برندهترین و کارآمدترین سلاح نیروهای منفی است و در وادی سوم که موضوع بحث است بعد از آنکه از وادی اول و دوم عبور کردیم به این نتیجه میرسیم که باید فکر و عمل کرد و منتظر کسی نبود. ساخته شدن انسان به دست خود انسان اتفاق میافتد نه کس دیگری.
خداوند همه وسائل و ابزار را جهت ساخته شدن و دانایی انسان در مسیرش قرار میدهد ولی آیا انسان خودش در مسیر باروری خودش حرکتی میکند! یا همیشه منتظر است که جریانی او را به اینسو و آنسو ببرد! حتی در این مسیر نباید مسئولیتهای خود را به خداوند واگذار کنیم؛ از او کمک میجوییم ولی باید تمام حرکات را خودمان در مسیر تغییر خودمان انجام دهیم تا بتوانیم در این جهان و جهانهای دیگر به عنوان مسافر عبور کنیم.
همسفر نسرین:
در این وادی میگوید: «باید دانست؛ هیچ موجودی به میزان خود انسان، به خویشتن خویش فکر نمیکند.» با ورود به این وادی من فهمیدم که بهطور قطعی و حتما هیچکس به اندازه خود من به فکر من نیست. با تعمق در این وادی متوجه شدم که سرنوشت من به دست خود من بوده، هست و خواهد بود و در هر جایگاه در این هستی که باشم، قطعا در جایگاه به حق خود قرار گرفتهام.
در مشکلات کسی را مقصر ناکامیهای خود ندانم و این اعمال، گفتار و کردار من چه آگاهانه، چه ناخواسته و غیرآگاهانه، چه در گذشته، چه درحال و آینده مرا در این مسیر قرار داده و خواهد داد.
دانستم که اگر کاری برای دیگران انجام میدهم، باید بدون منت باشد؛ اگر خدمتی را به دیگران میکنم، وظیفه خود و خدمت و یاری دیگران را لطف و محبت آنها بدانم.
بیشترین تفکر و کوشش برای حل مشکلاتم به عهده خود من است و از دیگران نباید توقع کمک داشته باشم یا منتظر معجزه باشم باید احساس، اندیشه و تفکر خود را تزکیه و پالایش کنم و ذرهذره آموزش بگیرم و از ضدارزشها دور باشم و در مسیر ارزشها گام بردارم؛ آن موقع خواهم دید که بزرگترین معجزه، خود من هستم باید روی پای خودم و متکی به توانایی خودم باشم، غر و نق نزنم، از دیگران طلبکار نباشم، در جهت کسب علم، تجربه و تخصص باشم، اهل قناعت و پس انداز باشم، برای جسم و روان خود ارزش قائل شوم و در جهت سلامت جسم و روانم تلاش و کوشش کنم. صبر و آگاهی دو مولفه رسیدن به آرامش و صلح است. در صراط مستقیم بهجهت ارتقا خود، خانواده، دوستان و جامعهام قدم بردارم و همه آنچه را که در کنگره60، یاد میگیرم را به اجرا در آورم.
خدا را شکر میکنم که در این وادی یاد گرفتم در مسیر درست قدم بردارم، مسئولیت و شرایط خود را بپذیرم، از غم و غصه خوردن و عذاب کشیدن فاصله بگیرم و به این فکر کنم که این مشکلات موجود را چگونه میتوانم کمتر کرده و یا حل کنم. امروز باید با دید بهتر و حس بهتر به جهان اطرافم نگاه کنم و شکرگزار آنچه که در اختیارم قرار دارد، باشم و بهترین استفاده را از داشتههایم بکنم. به امید رسیدن به مرحله فرمان عقل.
همسفر مهناز:
خداوند بزرگ را سپاسگزارم به خاطر نعمتهای بی نهایت و مهربانی همیشگی علی الخصوص نعمت سلامتی و اینکه این لیاقت را به من داد تا عضو کوچکی از خانواده کنگره ۶۰ باشم و تشکر میکنم از همه کسانی که برای برقراری کنگره به هر نحوی تلاش میکنند.
در ابتدای وادی این نوید به من داده شده که میتوانم در این وادی به صلح و آرامش برسم و اینکه ما با نگاهکردن به طبیعت و الگو برداشتن از طبیعت میتوانیم به این نکته مهم برسیم که من از نظر جسمانی عضوی از طبیعت هستم و خواهم بود و در ادامه وادی از اتفاقاتی که در زندگی برای ما رخ داده و ما از بروز این اتفاقات دلخوریم از من خواسته شده که نقش خود را ببینم که چهقدر خود من دربروز این اتفاقات نقش داشتهام؛ آیا اینها ثمره انتخابها و رفتار خودم نبوده و با رسیدن به این مطلب راهی جز بخشش خود ندارم واگر موفق شدم به صلح و آرامش میرسم. در ادامه از اتفاقاتی که من درآنها دخیل نبودهام؛ مثل انتخاب خانواده، پدر، مادر یا اینکه در چه شهری یا چه ملیت و مذهبی به دنیا آمدهام صحبت میشود. در این وادی به من میگوید که این موضوعات هم به زندگیهای گذشتهات ربط دارد و هم برای جبران مافات وجبران خطاهای گذشته من است. اگر واقعا من پذیرش و درک این واقعیت را داشته باشم، میتوانم در اول خودم به صلح برسم و در ادامه آرامش ر ابه خود و اطرافیان هدیه کنم که صددرصد زندگی بهتری خواهم داشت.
همسفر پری:
«باید دانست؛ هیچ موجودی به میزان خود انسان، به خویشتن خویش فکر نمیکند.» اکثر مشکلاتی که برای انسان بهوجود میآید؛ این خودشخص است که مشکلات را برای خود بهوجود میآورد و از خداوند و دیگران انتظار دارد که مشکلاتش را حل کنند. البته همانطور که آقای مهندس حسین دژاکام میفرمایند: «در کارها به خداوند توکل کن و از دیگران مشورت بگیرید ولی تصمیم نهایی را خودتان بگیرید.» ما باید برای حل مشکل به خداوند توکل کنیم و از خداوند بخواهیم که به ما قدرت و توانایی حل مشکلات را به ما بدهد؛ ما به جهان آمده ایم که آموزش بگیریم و روش حل مسائل رابیاموزیم و از افراد مصلح مشورت بگیریم و باید گفت که خداوند ما را به گونهای آفریده است که برای زندگی خود برنامهریزی داشته باشیم و برای برنامهریزی، در کارها باید تفکر کنیم، هیچ موجودی بیهوده قدم به این دنیا نگذاشته و هیچ کدام ازما به هیچ نیستیم.
مثلا اگر ما با افرادی مثلا مهندس، دکتر و غیره ارتباط داشته باشیم؛ نمیتوان گفت که مهندس یا دکتر شویم، بلکه باید خودمان تلاش کنیم که دکتر یا مهندس شویم. اگر ما الان دچار بیمارهای روحی، روانی، جسمی، عاطفی یا اقتصادی هستیم به این معنی است که در گذشته درست عمل نکردهایم و دانسته یا ندانسته دچار اشتباه شدهايم؛ اما اگر ما با یک بیماری جسمی بهدنیا آمده باشیم، مثلا معلولیت این دیگر دست خود ما نیست بلکه در اینجا است که از خداوند و دیگران کمک بگیریم. ما برای اینکه بتوانیم بر مشکلات خود غلبه کنیم تا به آرامش برسیم باید نیروهای تخریبی و بازدارنده را بشناسیم و بدانیم که شیطان به زیباترین شکل ممکن و گاهی به شکل دلسوزانه وارد افکار ما میشود تا گوهرجان انسان را شکار کند و از ما ویرانهای بسازد؛ پس ما باید با دانایی، آموزش و بهکارگیری عقل خود و با کمک دیگران به حل مشکلات خود بپردازیم تا از شر آنها رها شویم.
رابط خبری: همسفر کبری رهجوی راهنما همسفرآسیه (لژیون اول)
ارسال: همسفر پرتو هجوی راهنما همسفر آسیه (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی عمان سامانی شهرکرد
- تعداد بازدید از این مطلب :
42