تزکیه جسم و جان فرصتی است تا انسان بتواند آنچه را که باید در زندگی انجام دهد با تفکر و تعقل به انجام برساند و در مسیر الهی به توفیق دست پیدا کند. وقتی میگوییم الهی، منظور ما صرفاً انجام یک سری عبادات خاص نیست؛ منظور هرچیزی است که در مسیر مستقیم و هماهنگ با نظام کلی هستی قرار دارد.
فرمانده و حاکم نظم جهان هستی خداوند است؛ این نظم به گونهای طراحی شدهاست که انسانها بتوانند به راحتی زندگی کنند و با کمترین مشکل مسیر زندگی خود را طی کنند.
تزکیه جسم و جان یعنی توسعه، پالایش و پاکسازی؛ برای مثال وقتی انسان سیگار میکشد، درواقع آلودگی را وارد بدن خود میکند که این آلودگیها میتوانند باعث گرفتگی عروق، بیماریهای قلبی و حتی سرطان حنجره شوند؛ پس حتی جسم انسان نیز باید از آلودگیها دور باشد، همین موضوع درباره مشروبات الکلی و مواد مخدر نیز صدق میکند که اینها همگی نوعی آلودگی برای جسم محسوب میشوند؛ برای مثال اگر فردی ۴۰ کیلو اضافهوزن داشته باشد؛ یعنی بدن او بار اضافی حمل میکند، در چنین حالتی میتوان گفت: جسم او بهدرستی تزکیه و تصفیه نشدهاست. وقتی این اضافهبار از بدن برداشته شود، بسیاری از بیماریها نیز از بین میروند؛ حتی اضافه وزن میتواند باعث نازایی، بیخوابی، کمردرد و مشکلات متعدد دیگر شود؛ همچنین چربی بالا یا اوره بالا در بدن میتواند بیماریهای زیادی ایجاد کند. وقتی این موارد درمان شوند؛ درواقع بسیاری از مشکلات جسمی نیز برطرف میشوند.
نمونه دیگر عدم تزکیه جسم این است که اگر کسی مدت طولانی حمام نرود، بدن او پاک و تصفیه نشدهاست یا اگر در طول شبانهروز آب کافی مصرف نشود، بدن نمیتواند بهدرستی سمزدایی کند و کبد و کلیهها دچار مشکل میشوند؛ دهان بدبو میشود و فرد ممکن است دچار یبوست گردد.
اگر انسان میوه و سبزیجات مصرف نکند، بدن خود را از بسیاری از ویتامینها و مواد مفید محروم کرده است. گاهی نیز افراد دچار بیخوابی میشوند و برنامه خواب منظمی ندارند؛ درنتیجه به مصرف قرص خواب روی میآورند، در حالیکه اگر جسم انسان سالم باشد، معمولاً نیازی به این داروها نیازی ندارد؛ حتی درمورد افسردگی نیز همین موضوع مطرح است، گاهی افراد بهجای اصلاح سبک زندگی، صرفاً به مصرف دارو روی میآورند.
برخی افراد نیز میگویند: «میخواهیم بدون ورزش وزن کم کنیم.» انگار که ورزش یک سم است! حتی بعضی افراد سادهلوح میگویند: «قرص میخوریم و دیگر ورزش نمیکنیم.» زمانیکه انسان از دنیا میرود، جسم از بین میرود اما جان باقی میماند؛ بنابراین همانطور که جسم نیاز به تزکیه دارد، جان نیز باید تزکیه شود؛ یعنی پاککردن افکار منفی، دروغ، بدبینی و آلودگیهای فکری؛ زیرا انسان با مرگ از بین نمیرود، بلکه وارد جهان دیگری میشود.
یک مثال ساده جهان خواب است، وقتی ما خواب هستیم جسم ما زیر پتو قرار دارد؛ اما جان ما در دنیای خواب فعال است. در خواب میخندیم، میترسیم و اتفاقات مختلفی را تجربه میکنیم. حالا این سؤال مطرح میشود که کدام دنیا واقعی است؟ دنیای خواب یا دنیای بیداری؟ هر دو واقعی هستند؛ پس وقتی از بُعد دیگر صحبت میکنیم، منظور این است که چنین بُعدی واقعاً وجود دارد. درواقع ما هر شب میمیریم و وارد جهان خواب میشویم و صبح دوباره به این دنیا بازمیگردیم.
اگر در این دنیا بتوانیم بسیاری از مسائل زندگی خود را حل کنیم، در بُعد دیگر با آنها درگیر نخواهیم بود؛ برای مثال گاهی میخواهیم ظرفها را بشوییم، اما این کار را انجام نمیدهیم و میگوییم: «آخر شب انجام میدهم»؛ ولی باز هم انجام نمیدهیم. درواقع ما از فرمان عقل فرار میکنیم.
اگر بتوانیم همین کارهای ساده؛ مانند رفتن به حمام، بیرونبردن زباله، خریدکردن یا کاهشوزن را انجام دهیم، درواقع توانمند شدهایم و این همان مفهوم «شو شود» است؛ یعنی وقتی میگوییم بشود، واقعاً انجام شود، برای رسیدن به این مرحله، ابتدا باید هدف مشخص داشته باشیم، مثلاً میگوییم: «میخواهم کتاب بنویسم.» باید بعد از آن واقعاً شروع به نوشتن کنیم. بسیاری از افراد در کلاسهای مختلف شرکت میکنند؛ اما درنهایت کار خود را به سرانجام نمیرسانند.
سرمایه واقعی ما در جهان دیگر، افکار، اندیشهها و دانشی است که در ذهن ما وجود دارد. ما نمیتوانیم هیچ یک از داراییهای مادی خود را با خود به آن جهان ببریم. با مرگ پول، زمین، ثروت و حتی همسر از بین میروند و در جهان دیگر، ساختارها به گونهای است که انسان باید به مرحلهای برسد که کن فیکون تحقق پیدا کند؛ یعنی بگوید بشو و بشود. در متون دینی نیز آمده است که در بهشت هر آنچه انسان بخواهد برای او فراهم میشود.
زندگی نیز آغاز و پایان مشخصی ندارد؛ بلکه انسان از یک حلقه به حلقه دیگر منتقل میشود. وقتی فرایند تزکیه آغاز شود، بندها و زنجیرهایی که انسان را گرفتار کردهاند از جمله: بند بدهی، بدبینی، ترس، اعتیاد، سیگار، حقارت، نفرت، همه بهتدریج و یکییکی باز میشوند و زمانیکه آخرین بندها باز شوند، بند دیگری به انسان زده میشود؛ اما این بار بند عشق؛ به همین دلیل است که برخی افراد حتی پس از درمان، همچنان در کنگره حضور دارند، برخی دیگر ممکن است آنها را مسخره کنند؛ اما نمیدانند که این حضور به دلیل عشق به خدمت و کمک به دیگران است.
گاهی حتی بعضی افراد در دادن آدرس هم کمک نمیکنند، سؤال این است که چه چیزی باعث میشود انسان ساعتها در کنگره وقت بگذارد؟ در وجود ما دو نوع نیرو وجود دارد: نیروی مثبت و نیروی منفی که این نیروها براساس اعمالمان، ما را به سمت فجور یا تقوا هدایت میکنند.
در روایات آمده است که رسول خدا فرمودند: هر انسانی یک شیطان دارد. وقتی از ایشان پرسیدند: آیا شما هم دارید؟ فرمودند: بله، اما اجازه نمیدهم مرا آزار دهد.
زمانیکه انسان به مرحلهای از رشد برسد، نیروهای منفی عقبنشینی میکنند و نیروهای مثبت قدرت میگیرند. در مسیر زندگی سه نوع سفر وجود دارد:
۱. سفر درون، حرکت از ترس به شجاعت و از کفر به ایمان.
۲. سفر در عرض، حرکت انسان بر روی زمین و در زندگی روزمره.
۳. سفر در سما که بحث دیگری است.
درنهایت خواهید دید که اگر تزکیه بهدرستی انجام شود و انسان تلاش کند، میتواند به هر آنچه میخواهد دست پیدا کند.
درنتیجه انسان موجودی است که فقط یک بدن فیزیکی نیست؛ بلکه جسم و جان دارد و برای رشد واقعی باید هر دو را اصلاح و پاکسازی کند. اگر جسم آلوده باشد (با سیگار، مواد، تغذیه ناسالم، بینظمی در خواب و زندگی) سلامت و توانایی انسان کاهش پیدا میکند. در کنار آن، اگر ذهن و جان انسان هم پر از ترس، دروغ، بدبینی و افکار منفی باشد، حتی اگر جسم سالم باشد باز هم انسان در آرامش و رشد قرار نمیگیرد. رشد انسان از کارهای ساده و روزمره شروع میشود؛ یعنی عملکردن به تصمیمها، نظم در زندگی و انجام مسئولیتها، وقتی انسان بتواند بر خودش مسلط شود، کمکم از بندهایی مثل ترس، اعتیاد، نفرت و ضعف اراده آزاد میشود.
سرمایه واقعی انسان نه پول و نه دارایی است؛ بلکه شخصیت، افکار و اعمال اوست. اگر انسان مسیر پاکسازی و رشد را طی کند، به مرحلهای میرسد که با اراده و آگاهی میتواند زندگی خود را بهتر بسازد و حتی به دیگران کمک کند.
نویسنده: همسفر زهرا.ح رهجوی راهنما همسفر مهدیه (لژیون هفتم)
ویرایش: رابط خبری راهنما همسفر مهدیه (لژیون هفتم)
ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر مهدیه (لژیون هفتم) دبیر سایت
نمایندگی همسفران وکیلی یزد
- تعداد بازدید از این مطلب :
116