در بخش مالی، زمانی که وارد کنگره ۶۰ شدم و چندی از سفرم گذشته بود، هنوز نتوانسته بودم با لژیون سردار ارتباط برقرار کنم. اما روزی که برای نخستین بار جشن گلریزان را دیدم، شالهای پهلوانی بر دوش پهلوانان و آن همه شور و اشتیاقی که بچهها برای پرداخت و ورود به لژیون سردار داشتند، پرسشهایی در ذهنم ایجاد شد.
در راستای پاسخ به این پرسشها، گویی چراغی در دل من روشن شد و حسی به من گفت که من هم باید عضو لژیون سردار شوم. خداروشکر توانستم این کار را انجام دهم؛ شاید با مبلغی کم، اما من نیز به عضویت لژیون سردار درآمدم.
حال میخواهم بگویم که در روزهای نخست، فکر میکردم عضو لژیون سردار بودن چه فایدهای برای من دارد؛ اما در این مدت فهمیدم که لژیون سردار، آموزشهایی همچون بخشش را به من میآموزد و دریافتم که کنگره در این زمینه از من پیشی گرفته است.
در بخش علمی نیز همینگونه است. ما با خدمت کردن در کنگره، هر کسی به هر نحوی؛ یکی با نوشتن مقاله و دلنوشته، و دیگری با خدمت به پایههای علمی، به کنگره کمک میکند. با این حال، باز هم کنگره از ما پیشی گرفته است؛ چرا که هر خدمت برای ما آموزهای به همراه دارد و هر آموزش، ما را به آرامش نزدیکتر میکند.
این آرامش چنان است که هرچه برای کنگره انجام داده باشیم، باز هم احساس میکنیم کم است و باید بیشتر تلاش کنیم. وقتی آقای مهندس، که استاد بزرگ ما هستند، تمام وقت مادی و معنوی خود را برای کنگره گذاشتهاند، باز هم میگویند که به کنگره بدهکارند، دیگر ما چه میتوانیم بگوییم؟
در پایان، از ایشان، خانواده محترمشان و تمام کسانی که در کنگره ۶۰ خدمت کردهاند و همچنان در حال خدمت هستند، صمیمانه تشکر میکنم؛ کسانی که در کنار هم، با عشق و محبت، بستری فراهم آوردهاند تا افرادی که خواهان رهایی و آموزش هستند، بتوانند از آن بهرهمند شوند. همچنین از آقای مهندس و با ایجاد لژیون سردار و خدمتهایی که برای اعضا در نظر گرفته شده است، سپاسگزارم؛ زیرا این بستر را فراهم کردهاند تا همه در این کار نیک شریک شوند.
دلنوشته: همسفر ابوالفضل رهجو لژیون دوم
تایپ و بارگذاری: همسفر نیما
سایت همسفران آقا نمایندگی شادآباد
- تعداد بازدید از این مطلب :
26