English Version
This Site Is Available In English

هیچ موجودی به اندازه انسان به خویشتن خویش فکر نمی‌کند.

هیچ موجودی به اندازه انسان به خویشتن خویش فکر نمی‌کند.

"به نام خدا"

اولین جلسه از دور پنجاهم کارگاه‌های آموزشی کنگره۶۰، نمایندگی عمان‌سامانی (شهرکرد)، به استادی مسافر مهدی، نگهبانی مسافر رضا و دبیری مسافر سجاد، با دستور جلسه «وادی سوم و تاثیر آن روی من» روز سه‌شنبه 5 خردادماه ۱۴۰۵ برگزار شد.

خلاصه صحبت‌های استاد:
سلام دوستان مهدی هستم، یک مسافر.
از نگهبان محترم جلسه، آقا رضا، و راهنمای خوبم، آقا سهراب، صمیمانه سپاسگزارم که این فرصت را در اختیار من قرار دادند تا بتوانم خدمت کنم، تجربه کسب کنم و در کنار شما عزیزان آموزش بگیرم.

دستور جلسه درباره وادی سوم و تأثیر آن بر من است. سرتیتر این وادی به ما می‌گوید: 
«باید دانست که هیچ موجودی به اندازه انسان به خویشتن خویش فکر نمی‌کند.»

این جمله برای من معنای بسیار عمیقی دارد، زیرا وقتی به گذشته خودم نگاه می‌کنم، می‌بینم که قبل از ورود به کنگره، شاید فکر می‌کردم دارم به خودم و زندگی‌ام توجه می‌کنم، اما در واقع بیشتر افکارم در مسیر منفی، ترس، اضطراب و تاریکی جریان داشت. ذهن من همیشه درگیر مصرف مواد بود و این نگرانی که مبادا مصرفم به تأخیر بیفتد یا دچار خماری شوم، اجازه نمی‌داد درست فکر کنم یا تصمیم‌های سالمی بگیرم.

ترس از خماری و وابستگی به مواد، باعث شده بود که از بسیاری از مسئولیت‌های زندگی شانه خالی کنم. کم‌کم از خانواده فاصله گرفتم، از کارم دور شدم و نسبت به وظایفی که بر عهده داشتم، بی‌تفاوت‌تر شدم. در آن دوران، به‌جای اینکه ریشه مشکل را در خودم جست‌وجو کنم، همیشه دیگران را مقصر می‌دانستم و برای رفتارها و کم‌کاری‌های خودم توجیه می‌ساختم. نه به خانواده توجه درستی داشتم و نه به شغلم اهمیت می‌دادم؛ در نتیجه، هم از نظر فردی و هم از نظر اجتماعی، روزبه‌روز بیشتر آسیب می‌دیدم.

اما امروز، خدا را شکر، با آموزش‌هایی که در کنگره دریافت کردم و با به‌کارگیری وادی‌ها در زندگی‌ام، دیدگاهم نسبت به خانواده، جامعه، مسئولیت‌ها و حتی کارم کاملاً تغییر کرده است. من فهمیدم که برای تغییر واقعی، فقط دانستن کافی نیست، بلکه باید آموخته‌ها را در عمل هم اجرا کرد. همین اجرای وادی‌ها بود که به من کمک کرد تا کم‌کم از آن فضای تاریک بیرون بیایم و نگاه تازه‌ای به زندگی پیدا کنم.

در کنگره، حتی روش درست غذا خوردن را هم فرا گرفتم؛ چیزی که شاید در ظاهر ساده به نظر برسد، اما در واقع بخشی از نظم، آگاهی و احترام گذاشتن به خود است. من به این باور رسیده‌ام که تا خداوند نخواهد، هیچ اتفاقی نمی‌افتد. این باور برای من آرامش، توکل و تسلیم آگاهانه‌ای به همراه داشته است. دیگر مانند گذشته با عجله، اضطراب و ناآرامی زندگی نمی‌کنم، بلکه سعی می‌کنم مسیرم را با آموزش، صبر و عمل درست ادامه بدهم.

امروز جهان‌بینی من نسبت به جهان هستی، انسان، زندگی و حتی نسبت به خودم کاملاً تغییر کرده است. من این تغییرات را مدیون آموزش‌های کنگره هستم؛ آموزش‌هایی که به من یاد دادند چگونه بهتر فکر کنم، بهتر تصمیم بگیرم و بهتر زندگی کنم. اکنون می‌دانم که هر عملی که انجام می‌دهیم، نتیجه‌ای دارد و ما باید پاسخگوی اعمال خود باشیم. هیچ کاری بی‌اثر نمی‌ماند و ثمره هر رفتار، هرچند دیر، به خودمان بازمی‌گردد.

در کنگره همه ما باید هدفی مشخص را دنبال کنیم و این هدف، درمان قطعی اعتیاد است. رسیدن به این هدف، فقط با آرزو کردن ممکن نیست؛ بلکه نیازمند حرکت، تلاش، آموزش، صبر، نظم و استمرار است. ما باید با تمام وجود در این مسیر قدم برداریم و اجازه ندهیم ناامیدی یا افکار منفی ما را از راهی که انتخاب کرده‌ایم دور کند.

من امروز با تمام وجود باور دارم که اگر انسان بخواهد، آموزش بگیرد و در مسیر درست حرکت کند، می‌تواند تغییر کند و زندگی تازه‌ای برای خودش بسازد. کنگره برای من فقط یک مکان نبود، بلکه مدرسه‌ای بود برای یاد گرفتن زندگی، مسئولیت‌پذیری، تفکر سالم و حرکت در مسیر روشن.

در پایان، از اینکه به صحبت‌های من گوش کردید، از همه شما صمیمانه سپاسگزارم.

عکس‌برداری: مسافر میلاد و مسافر رحیم
نگارش: مسافر وحید لژیون دوم
ویرایش: مسافر حمید لژیون نوزدهم

لژیون خدمتگزار: لژیون هفتم به استادی راهنمای محترم مسافر سهراب

با احترام گروه سایت و مرزبان خبری نمایندگی عمان سامانی (شهرکرد)، مسافر وحید

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .