English Version
This Site Is Available In English

وادی سوم آدرس خودم را به خودم می‌دهد

وادی سوم آدرس خودم را به خودم می‌دهد

یازدهمین جلسه از دوره شصتم از سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره۶۰، نمایندگی پروین اعتصامی اراک، با استادیِ مسافر امیر، نگهبانی مسافر محمدباقر و دبیری مسافر یوسف، با دستور جلسه:
«وادی سوم و تاثیر آن روی من»
روز سه‌شنبه، ۵ خرداد ۱۴۰۵، راس ساعت ۱۷ برگزار گردید.

خلاصه سخنان استاد
سلام دوستان. امیر هستم، یک مسافر
در ابتدا از جناب مهندس برای فراهم کردن این بستر سپاس‌گزارم، از نگهبان و دبیر که فرصت خدمت کردن به من دادند ممنون هستم، از آقای حبیب،راهنمای محترم لژیون خدمت نیز برای خدمت در این جایگاه تشکر می‌کنم.
در مورد "وادی سوم و تاثیر آن روی من"
پیرو فرمایش جناب مهندس، وادی سوم یک آدرس است که به منِ امیر و یا یک سفر اولی می‌دهند و همینطور برداشتی است که من نسبت به یک موضوع دارم.. وقتی در سفر اول از من خواسته می‌شد که راجع به یک سی‌دی صحبت کنم، چیزی جز کلمات سی‌دی برای بیان نداشتم. وقتی‌که حس انسان بسته است، برداشت درستی نسبت به جیزی ندارد. کما این‌که برای انتخاب راهنما که بر اساس حس بود، نیز نمی‌توانستم انتخاب درستی انجام بدهم.
بعد از سفر اول و در سفر دوم است که تازه متوجه می‌شوم کجا هستم و آن‌زمان است که می‌توانم راجع به هر موضوعی تفکر کنم. همانطور که مهندس در وادی‌ها می‌گویند، از وادی یک تا ۱۴ که وادی عشق است، تفکر کن که هیچ عبادتی بالاتر از تفکر نیست.
وادی سوم به من آدرس می‌دهد و پیدا کردن آدرسِ درست، بسته به تلاش و صبری است که من در مسیر، از خود نشان می‌دهم. وادی سوم می‌گوید "باید دانست که هیچ موجودی به میزلن خود انسان به خویشتن خویش فکر نمی‌کند" از آقای سعید در مورد خویش و خویشتن پرسیدم و در جواب گفتند، خویشتن جسم و خویش نفس است. پس به من آدرس می‌دهد که هیچ کس، نه پدر و نه مادر و نه هیچ کس دیگری، به اندازه خود من، به خویشتن خویشِ من فکر نمی‌کند.
داستانی را به طور خلاصه در این باب می‌گویم که روزی چند نفر در جستجوی گنج، مکانی را حفاری می‌کردند تا به سنگی که روی آن رگه‌هایی از طلا بود، رسیدند و این گنج، مصداق همان گنج وجودی انسان است. در این زمینه نیز جناب مهندس می‌گویند که "هر انسانی در درون خود گنج پنهانی دارد و برای دست‌یابی به این گنج، می‌بایست ناخالصی‌هایی که در طی زندگی و در دوران مصرف روی هم تلنبار کرده‌ است را بردارد تا به آن گنج برسد"


آیا می‌توانیم؟ و آیا ابزار رسیدن به این گنج را دارم؟ خدا را شکر می‌کنم که ابزار لازم را کنگره۶۰ در اختیار من گذاشته است. و آن ابزار، حضور در کنگره، آموزش گرفتن و درمان شدن است و در نهایت رسیدن به حال خوب و آرامش و آسایش است.
از این‌که به صحبت‌هایم توجه کردید، ممنون هستم.

عکس و ضبط: مسافر معین_ ل ۱۱
تنظیم و ارسال: مسافر محمدرضا- ل ۱۲

«مسافرانِ‌نمایندگی پروین‌اعتصامیِ‌اراک»

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .