English Version
This Site Is Available In English

بنده بودن کار دشواری است

بنده بودن کار دشواری است

با تک‌تک کلمات سی‌دی «باردگر»، کویر وجودی ما سیراب می‌‌شود!  ما قبلاً بنده بودیم و به‌خاطر عبور از خط قرمزها و اجرانکردن قوانین زندگی در تاریکی سقوط کرده‌ایم. بنده بودن کار دشواری است. انسان برای انجام‌دادن فرمان خداوند، باید از یک سری خواسته‌ها بگذرد تا به درجات بالا برسد. هر انسان‌ مانند ذره در هستی است و برای اینکه به دیگران نور بدهد باید خود او نور دریافت کند و مانند چشمه جاری شود. کنگره با نور خود دنیای تاریک من را روشن کرد و آموزش‌ها، اطلاعات و تجربه‌های راهنمایم باعث شد نور وجودی من روزبه‌روز بیشتر و بیشتر شود. شخصی که درون او از روشنایی پر شود و به درجه تسلیم برسد؛ مانند یک کانال آب، نور و غذای هستی همیشه به او می‌رسد. انسانی که نور ندارد دیگر از رحمت و نور الهی تغذیه نمی‌شود. شخصی که اعتیاد دارد و از خیلی چیز‌ها محروم است از خداوند می‌خواهد تا دوباره آن بنده بودن و مقام بندگی به او باز گردد.

برای شتابنده بودن؛ باید خواسته درونی قوی داشته باشیم. آقای مهندس در سی‌دی نازعات فرمودند: «تیک‌آف کردن؛ یعنی حرکتی برای سازندگی.» من به خواسته و مسیر حرکتی خود ایمان و باور داشته باشم و پرقدرت ادامه بدهم تا تاریکی‌ها دریده شوند و به سمت نور در حرکت باشم. من از خداوند درخواست نور می‌کنم تا تاریکی‌ها را به روشنایی تبدیل کنم تا بتوانم گنج وجودی خویش را پیدا کنم. این نور، رحمت الهی است که به هر شخصی داده نمی‌شود. استاد امین می‌فرمایند: «طلا و الماس در تاریکی درخشندگی ندارد.»  انسانی که نور به او داده شود می‌تواند به گنج درونی خویش دست یابد. این روشنایی با تزکیه و پالایش و با صیقلی دادن دل به وجود می‌آید. انسانی که به نور برسد به دنبال علم می‌رود تا بتواند از رنج انسان‌ها بکاهد.

زنده شدن به معنای جاری بودن است. زنده‌بودن؛ یعنی با تمام وجود نفس‌کشیدن؛ یعنی طعم زیبای زندگی را لمس کنیم، حتی بوی تغییر فصل را حس کنیم. بتوانیم احساس دیگران را دریافت کنیم؛ باید این‌قدر حالمان خوب باشد که با تمام وجود از ته دل بخندیم.

انسانی که در تاریکی باشد؛ مانند یک قطره‌ای است که در حال بخارشدن است. مثل تشنه‌ای است که به دنبال آب است و می‌خواهد از تبخیرشدنش جلوگیری کند؛ اما مانند باتلاقی است که هر چه دست‌وپا می‌زند بیشتر غرق می‌شود. انسانی که نور و رحمت خداوند به او داده شود؛ مانند موج شکافنده تمام سیاهی‌ها و تاریکی‌ها را می‌شکافد و به جلو حرکت می‌‌کند. صدها نفر دست در دست هم کمک می‌کنند تا یک نفر از تاریکی بیرون بیاید و به روشنایی و به تعادل برسد. هنگامی که جسم انسان در تعادل باشد و نهر‌های خمر او به جوشش در بیایند شخص در حالت مستی قرار می‌گیرد و پر انرژی می‌شود. این مستی سردرد و خماری ندارد؛ بلکه روزبه‌روز شهر وجودی او را آباد و سرسبز می‌‌کند.

درون هر شخصی بذری وجود دارد. آن بذر می‌تواند گندم، گیلاس، خرما یا بوته خار بیابانی باشد. خرما با تمام سختی‌هایی که دارد باوجود آب‌شور و گرمای داغ رشد می‌کند و میوه مقوی و سالمی مثل خرما می‌دهد. حالا بذری که من می‌‌کارم بسیار مهم است که چه بذری است و کجا آن را می‌کارم. استاد امین می‌فرمایند: «گاهی برای خرما شدن باید اول آن درختی که در هستی است، خشک شود و دوباره بذر آن توسط انسان کاشته شود تا رشد کند و میوه دهد»؛ یعنی من همسفر باید تاریکی‌ها، سختی‌ها، له‌شدن‌ها و مشکلات و امتحانات خدا را پشت سر بگذارم، باید در باتلاق زندگی غرق شوم تا با نور و روشنایی و علم و دانایی که کنگره به من داد بتوانم؛ مانند الماس در میان زغال‌سنگ بدرخشم و مورد لطف و رحمت خدا قرار بگیرم و در آرامش و فردوس باشم و جایگاه انسانی خود را پیدا کنم.

آتش سوزنده شویم! این آتش بندهای تاریکی انسان را می‌سوزاند و به خاکستر تبدیل می‌کند. اگر بتوانیم این آتش را مهار کنیم؛ یعنی صفات و پیوندهای نامیمون وجود خود را از بین ببریم. انسان برای‌آنکه تزکیه و پالایش شود باید تغییر کند. این تغییر همراه با درد است؛ باید با تمام وجود درد را لمس کند. زمانی که می‌خواهد انتقام بگیرد و جلوی خود را می‌گیرد این سوختن تبدیل به محبت می‌شود؛ اما اگر آتش به زندگی دیگران انداخت آن سوختن دیگر سازندگی نیست.

من شمع خاموشی بودم که بیشتر در تاریکی فرومی‌رفتم. کنگره با جرقه‌های نور خود من را روشن کرد. اکنون من می‌توانم جرقه‌های نور را روزبه‌روز زیادتر کنم و برای دیگران نور بشوم نه برای سوزاندن آن‎‌ها؛ بلکه برای اینکه نوری به آن‌ها بدهم تا از تاریکی بیرون بیایند. استاد امین فرمودند: «آن‌ موقع شمعی می‌شویم که دیگر با هر بادی خاموش نمی‌شویم تا خاموشی می‌رویم؛ اما دوباره پر نور می‌شویم.» انسان به مرحله‌ای می‌رسد که دیگر ناامید نمی‌شود. جن درونی او به خواب می‌رود و نفس انسان با آموزش‌های روح به‌مراتب بالا می‌رسد و انسان چنان ریشه در خاک می‌زند که هیچ طوفانی نمی‌تواند او را از بین ببرد. بی‌نهایت سپاسگزار استاد امین و آموزش‌های ناب ایشان هستم. امیدوارم قدر‌دان آموزش‌های ایشان باشم و مانند شمع روشن، بتوانم جرقه‌های نور را در تاریکی وجود همسفران شعله‌ور کنم تا آن‌ها نور و رحمت خداوند را دریافت کنند و زندگی آن‌ها غرق در خوشبختی و آرامش شود.

منبع: سی‌دی «باردگر»
نویسنده: راهنمای تازه‌ واردین همسفر سمیه (عضو لژیون سردار)
رابط خبری: راهنمای تازه واردین همسفر محبوبه (عضو لژیون سردار)
ویرایش و ارسال: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر محبوبه (لژیون یکم)، نگهبان سایت
همسفران نمایندگی نائین


 

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .