چهارمین جلسه، از دوره شصتم از سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره۶۰، نمایندگی پروین اعتصامی اراک، با استادی راهنمای محترمِ مسافر محمد، نگهبانی مسافر حبیب و دبیری مسافر منصور با دستور جلسه:
«وادی سوم و تاثیر آن روی من »
روز یکشنبه ۳ خرداد ۱۴۰۵، راس ساعت ۱۷ برگزار گردید.
سخنان استاد
سلام دوستان. محمد هستم، یک مسافر
خدا را شاکرم که یکروز دیگر اجازه داد تا در کنگره باشم و ازشما عزیزان آموزش بگیرم. از آقای مهندس و علمشان،همچنین دیدهبانهای محترم گمال تشکر را دارم، جایگاهِ امروزم، به سبب علم و تلاش ایشان است. از راهنماهای عزیزم آقای محمد و آقای منصور نیز تشکز میکنم، هر آنچه که در کنگره۶۰ بهدست آوردم، به سبب زحمات این عزیزان بوده. از راهنمای محترم لژیون دهم، آقای رضا هم که اجازه نشستن در این جایگاه را بهمن دادند، متشکرم.
اما دستور جلسه: وادی سوم و تاثیر آن روی من
آقای مهندس در کنگره چهارده وادی را برای حرکت در صراط مستقیم، مطرح کردند به همراه علمی که برای شناخت صور آشکار و صور پنهان انسان است و تماما به این منظور است که بدانم که منِ انسان در هستی چه کارهام و قرار است چه کنم.
عنوان وادی میگوید: "باید دانست هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمیکند"
وادی اول طرز تفکر و اینکه به چه چیزهایی فکر کنم و به چه چیزهایی فکر نکنم را به من نشان داد. که تا قبل از کنگره هیچ تفکر سالمی نبود تا تفکری که باعث شد یکروز به کنگره آمدم و ماندنم، و با ماندن، مسیر برایم باز شد.
وادی دوم به من امید داد، یادآوری کرد که منِ محمد بیهوده نیستم و ماموریتی دارم که باید آنرا چه در هستی و چه در کنگره پیدا کنم. در صورتیکه تا قبل از ورود به کنگره، یک آدم ناامید بودم، تا جاییکه به خداوند گلگی میکردم که چرا آفریده شدم. چیزی از عظمت انسان نمیدانستم، عظمتی که در کنگره متوجه آن شدم.
به مسیر ادامه دادم، تا به وادی سوم رسیدم "هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمیکند" یعنی محمد تفکر تو در جهت ارزشها باشد، ارزشمند و در جهت ضد ارزشها باشد، فاقد ارزش است. طبق فرمایش جناب مهندس در سیدی هفته(چشم سر) "برای هر کاری، میبایست هدف داشته باشیم" میبایست در ابتدای امر تفکر کنم، هدفم را انتخاب کنم تا بدانم به چه دلیلی به اینجا آمدم و روی این صندلی نشستهام.
من به اینجا آمدهام تا درمان شوم، و به رهایی برسم، و یا اینکه به اینجا آمدهام تا یکی دوساعت وقت بگذرانم و بروم.
نه!! اینطور نیست.
من که به شخصه با خودم عهد بستم که هر زمان به کنگره آمدم و روی این صندلی نشستم، سعی کنم مطلب جدیدی یاد بگیرم، از هر عزیز و در هر جایگاهی، چه رهجو و چه راهنما. چرا که همگی شما عزیزان برای من، حکم معلم را دارید و قطعا همینطور هم هست.
به خاطر دارم که در سفر اول سعی میکردم که اول وقت در شعبه باشم. چرا که باید مسئولیت کارهایم را به عهده میگرفتم. و آنرا به درستی انجام میدادم. راهنمایم میگفت اگر هر کار و مسئولیتی را که داری، به درستی انجام دهی، مسئولیت بعدی را به تو میدهند و در غیر اینصورت نه تنها آن مسئولیت را از تو میگیرند، بلکه به عقب هم برمیگردی.
خدا را شکر میکنم که علم و آموزههای کنگره را در اختیار دارم و همیشه در مسیر به من یادآوری میکند که محمد، باید مسئولیتی را که داری، به درستی انجام دهی. در هر جایگاهی که هستی، خواه در سفر اول، خواه در سفر دوم. حال با نوشتن سیدی، با خوردن سروقت دارو، پوشیدن پیراهن سفید، حضور سر وقت و و و.

چرا که "هیچ نفسی نمیتواند بارِ نفسِ دیگری را به دوش بکشد".
باز هم خدا را شکر میکنم که در مسیر هستم و امیدوارم که همواره در مسیر باشم و هر روز علم کنگره را در کنار معلمهای راستین کنگره بیشتر و بیشتر یاد بگیرم.
از اینکه به صحبتهایم گوش کردید، سپاسگزارم.
ضبط و عکس: مسافر معین- ل ۱۱
تایپ، تنظیم و ارسال: مسافر محمدرضا-ل ۱۲
«مسافرانِنمایندگی پرویناعتصامیِاراک»
- تعداد بازدید از این مطلب :
134