جلسه ششم از دوره ششم لژیون سردار همسفران نمایندگی قیدار با استادی راهنما همسفر سمیه، نگهبانی همسفر سعیده و با دبیری موقت همسفر سمیه با دستور جلسه «وادی سوم و تأثیر آن روی من» روز دوشنبه ۴ خرداد ۱۴۰۵ ساعت ۱۴:۰۰ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
خدا قوت و تبریک عرض میکنم خدمت تک تک عزیزان که روی این صندلیها نشستهاند و در این زنجیره عشق و محبت حضور دارند که این حضور باعث میشود لژیون سرشار از انرژی باشد. به نگهبان و دبیر و خزانهدار خدا قوت عرض میکنم و از همسفر سعیده تشکر میکنم که استادی جلسه را به من واگذار نمودند. انشالله که بتوانم آموزش و انرژی بگیرم. مثل همیشه خدا را شکرگذار هستم که اجازه دارم روی این صندلی بنشینم و آموزش بگیرم. همیشه احساس میکنم خداوند من را خیلی دوست دارد که اجازه داده است تا در لژیون سردار باشم و اول برای حال خوب خودم، بعد برای اهداف کنگره۶۰، قدم بردارم. در باب دستور جلسه که وادی سوم است میگوید: باید دانست هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمیکند.
همانطور که همه میدانیم در این مسیر آموزشی تنها وادی که اول آن با «باید» شروع شده، وادی سوم است. این کلمه باید نشاندهنده این است که این وادی واقعا ارزش خاصی دارد. انشالله که بتوانم این وادی را به خوبی یاد بگیرم و در زندگی کاربردی کنم. آخر وادی آقای مهندس خلاصه میکنند و پنج پارامتر را در اختیار ما میگذارند. اولین پارامتر این است که مسئولیت کار و زندگی خودمان را با دل و جان بپذیریم. حالا بخواهم از گذشته خودم بگویم همیشه باور من در دوران اعتیاد مسافرم این بود که من در این زندگی که پر از مشکلات و گره و سختی است کارهای نیستم؛ چون که مصرفکننده نیستم و مواد مصرف نمیکنم و به قول خودمان زندگیم را میکنم و تمام بار مسئولیت زندگی و بچهها را به گردن مسافرم میانداختم، چونکه مصرفکننده بود، دیوارش کوتاه بود و تمام بار مسئولیتهای خودم را به عهده مسافرم میگذاشتم و میگفتم که؛ اگر بچه در درس ضعیف شده است بهخاطر اعتیاد تو است، چون نمیتواند تمرکز کند، در حالی که اصلا اینطوری نبود.
ما وقتی وارد کنگره میشویم و لژیون انتخاب میکنیم، یک راهنما در اختیار من همسفر یا مسافر قرار داده میشود و هر مشکلاتی که داریم به راهنما پناه میبریم و مشکلات خود را با راهنما در میان میگذاریم و خیلی جالب این است که خواسته ما این است که راهنما برای ما تصمیم بگیرد که آن راه را برویم یا نرویم؛ ولی کنگره این را نمیگوید. کنگره میگوید: از مشورت دیگران استفاده کنیم، دیگرانی که این راه را رفتهاند و تجربه داشتند؛ ولی تصمیم نهایی به عهده خود شما است. چون با این کار اعتماد به نفس بالا میرود؛
اگر من نتوانم در زندگی، برای کار و مسئولیتهایی که بر عهده من است تصمیم بگیرم این ضعف من را نشان میدهد و در زندگی به من ضربه میزند. انشاالله که بتوانم در مورد این پارامترهایی که بود و کمی توضیح دادم و سیدی و وادیهایی که در اختیار من است، تفکر درست داشته باشم. این وادی میخواهد کردار درست، رفتار درست و تفکر درست را به من همسفر آموزش بدهد.
راهنمای خود همسفر شهلا، همیشه یک مثال خوبی داشتند و میگفتند که سه کلمه بنشین و بتمرگ و بفرما یک معنی را میدهد؛ ولی شما از کدام کلمه استفاده میکنید. این همان تفکر است که من چهطوری فکر میکنم. آیا سعی میکنم از ضدارزشهایی که در درون من است کم کنم یا زیاد کنم. وقتی که زبان شروع به چرخش میکند یک لحظه مکث کنید که چه میخواهید بگویید. ببیند طرف مقابل را میرنجانید یا امید را به او برمیگردانید؟ دوباره این سیدی درباره امید به من میگوید، که هیچ موقع از درگاه خداوند ناامید نشویم. درهای بهشت همیشه به روی ما باز است؛ ولی من سمیه خود را چقدر صیقل و پالایش میدهم. چقدر میتوانم از آن ضدارزشهایی که در درون من است دور شوم و چقدر میتوانم درون خودم را پالایش بدهم و در مسیر محبت قرار بگیرم. در یکی از سیدیها آقای مهندس میفرمایند: شاید برای شما پیش آمده که در خیابان یک نفر را میبینید بدون کلام و با یک نگاه از او انرژی میگیرید. شاید برای تک تک شما اتفاق افتاده باشد. این نشاندهنده این است که طرف مقابل چقدر درون پاک و محبت دارد و خود را صیقل داده است و ذرهای ناامیدی در درون او نیست که این همه با یک نگاه و با یک لبخند میتواند به دیگران آرامش بدهد. دوباره میگویند که اهریمن میخواهد انسان را از مسیر خود منحرف کند. انشاالله آقای مهندس همیشه سلامت و تندرست باشند که همیشه اجازه داشته باشم در این مسیر آموزشی قرار بگیرم. کنگره به بهترین شکل آموزش میدهد که چهطوری در صراط مستقیم قرار بگیریم و از شیطان درون فاصله بگیریم. کنگره آدرس خود ما را به ما نشان میدهد و میگوید در این مسیر قرار بگیریم. به نظر من در لژون سردار همیشه فقط پرداخت آن مبلغی که تعهد کردیم مهم نیست، بلکه حضور من و مسئولیتی که لژون سردار بر گردن من میگذارد خیلی مهمتر است که من بتوانم پیام سردار را به آنهایی که بیرون لژیون نشستند با حس و حال خوب برسانم. واقعا این را خودم لمس و حس میکنم و این یک شعار نیست که از یک دست میدهی از همان دست میگیری یا از این جیب در میآوری به این جیب میگذاری. واقعا این را من در زندگی خودم تجربه کردم. برکت لژیون سردار خیلی خیلی فراوان است. انشاالله بتوانم مسئولیتی که لژیون سردار بر گردن من میگذارد به نحو احسنت انجام دهم و انشاالله که در مسیر آموزشی قرار بگیرم و از این وادیها که دریای آموزش است استفاده کنم.
.png)


مرزبانان کشیک: همسفر سهیلا و مسافر امین
عکاس: مرزبان خبری همسفر معصومه
تایپیست: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون اول)
ویرایش: همسفر الهام رهجوی راهنما همسفر سپیده (لژیون هشتم)
ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون اول)
همسفران نمایندگی قیدار
- تعداد بازدید از این مطلب :
133