جلسه یازدهم از دوره چهارم لژیون سردار ویژه همسفران آقا کنگره۶۰، شعبه شیخبهایی با استادی پهلوان مسافر ابراهیم، نگهبانی همسفر دانیال و دبیری همسفر ساسان با دستور جلسه، «در استحکام پایه های مالی و علمی کنگره من چه کردهام؟»، شنبه ۱۴۰۵/۰۲/۲۶ رأس ساعت ۱۵:۰۰ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان ابراهیم هستم یک مسافر.
خداوند را شاکر و سپاسگزارم که امروز به من توفیق داد بتوانم در جمع دوستانمان در شعبه شیخ بهایی شرکت کنم.
در مورد دستور جلسه امروز، «در استحکام پایه های مالی کنگره من چه کرده ام؟»، این موضوع به صورت سوالی مطرح شده که شخص از خودش سوال بپرسد، این مدتی که به کنگره آمده است، چه مسافر باشد و چه همسفر، چگونه توانسته حمایت مالی از کنگره داشته باشد.
خب ابتدا در مورد چیزی که خود من توانستم در این ساختار به وجود بیاروم و انجام بدهم بازیابی میکنم و جمع بندی میکنم، من زمانی که سفر اول بودم در سال ۹۶، خداوند اجازه داد که شروع سفر خود را انجام بدهم، در ابتدای سال ۹۶ تمامی شعب خیلی شلوغ بودند، شاید حدود سی روز زمان برد تا من به لژیون وارد بشوم، از همان جلسات اول که متوجه سبد قانون یازدهم شدم، هر جلسه که میامدم دو هزار تومان از قبل آماده میکردم برای سبد قانون یازدهم و با خودم تکرار میکردم به خاطر اینکه از سیستمهای گرمایش و سرمایش و همه این ها استفاده میکنیم باید این اقدام انجام بشود، آن زمان تازه وارد هم بودم و نمیدانستم این موارد به چه صورت هستند ولی از ابتدا با این وضعیت شروع کردم آمدم و ادامه دادم. بعد از دو یا سه ماه هفتهی گلریزان بنا شد و در همان زمان آقای مهدی صدیقی و آقای امین محمدی، نگهبان و دبیر لژیون مالی بودند. آن زمان لژیون سردار نبود و لژیون مالی بود. برای اولین بار در شعبهی سلمان جلسه میگذاشتند و همانجا اعلام کردند که در آینده لژیون مالی وجود دارد، من همانجا متوجه شدم که مبلغ گلریزان پنج میلیون تومان است و همان لحظه این مبلغ را پرداخت کردم، یعنی در این دو یا سه ماه ابتدای ورود به کنگره، به رشد دریافتی رسیده بودم و گفتم من هم در این سیستم یک نفوذ داشته باشم که این بستر محیا شد، همانطور که جناب مهندس مکرراً میفرمایند: دیگران کاشتند و ما خوردیم پس ما هم باید تاثیر گذار باشیم، بکاریم تا آیندگان استفاده کنند.
بعد از اتمام سفر اولم، باتوجه به اینکه اهل شهرضا هستم، با آقای منصوری در مورد تأسیس کنگره شعبهی شهرضا صحبت کردم و ایشان را در مورد قطعه زمین که مادر خانوم بنده صاحب آن هستند و میتوان از آن استفاده کرد صحبت کردم، بعد از چندین بار همراه با آقای منصوری بابت آن زمین با جناب مهندس صحبت کردیم که در نهایت ایشان رضایت به تأسیس شعبه شهرضا دادند. الان نیز بیش از پنج سال از تأسیس شعبه گذشته است و تازه واردین زیادی به حال خوش و آرامش رسیده اند.
پس هر شخصی در هر جایگاهی در سیستم کنگره و آموزشهای آن قرار میگیرد با خودش حساب میکند که نهایت توانش را بگذارد، یک زمان نهایت توان من ده هزار تومان هست و شخص دیگری یک میلیارد تومان، همانطور که جناب مهندس ۲۸سال پیش با تمام مشکلات و گرفتاریها توان خود را گذاشتند که ما امروز بعد از یازده ماه به درمان قطعی برسیم بدون بازگشت و یا وسوسه.
بعد از تمام این اتفاقات به مرحله علمی کنگره رسیدم که اولین گزینه آن خدمت کردن بود که خوشبختانه بنده جایگاههای خدمتی را طی کردم تا در این مبحث نیز بتوانم نهایت توانم را بگذارم، در لایو چهارشنبه جناب مهندس فرمودند در سال ۱۴۰۴ هزینه تمام شعب هر روز که باز و بسته شوند حدود یک میلیارد تومان هست و با توجه به اینکه کنگره ۶۰ به هیچ نهاد و ارگان دولتی وابسته نیز و تماماً بار مالی آن بر عهده اعضای کنگره۶۰ میباشد، همچنین اعلام کردند خود ایشان به عنوان بنیان کنگره۶۰ در سال ۱۴۰۴ مبلغ پنج میلیارد تومان چک صادر کردند، به غیر از هزینه های گوشه و کنار، پس ما نیز بهترین الگویمان راهنمایمان هست، ما در جایی کمک مالی میکنیم که تکتک ما و افراد مصرف کننده به رهای رسیدند و خواهند رسید و خودشان و خانواده هایشان نیز به آرامش در زندگی دست پیدا میکنند.
الان چندین سال است که کنگره۶۰ دانشگاه قشم را با مساحتی بیش از دههزارمتر بنا نموده، که بدون ویزا و هزینه هر شخصی از هر کجای دنیا میتواند آموزش درمان اعتیاد و تمام منابع که در کنگره تدریس میشود را فرا بگیرد. پس ما در این هم سهیم هستیم.
جناب مهندس بارها بیان کردند، کنگره مانند یک کشتی هست و تکتک ما نیز در این کشتی هستیم، پس هر شخص باید از کشتی مراقبت کند تا سالم به مقصد برسد.
خداوند رو شاکرم که در این جایگاه قرار گرفتم که هم درمان بشوم، و همچنین از آموزشهای ناب کنگره بهرهمند شوم.
ممنون که به صحبتهای من گوش کردید.

تایپ و ویرایش: همسفر محمد حسن
تنظیم و ارسال: همسفر هادی
- تعداد بازدید از این مطلب :
81