جلسه چهارم از دوره اول جلسات لژیون سردار همسفران نمایندگی هشتگرد با استادی همسفر افسانه، نگهبانی راهنمای تازهواردین همسفر معصومه و دبیری همسفر تارا با دستور جلسه «وادی سوم (باید دانست هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمیکند.) و تأثیر آن روی من» روز دوشنبه ۰۷ خردادماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کارکرد.

خلاصه سخنان استاد:
در وادی سوم ابتدای جمله میگوید باید، آقای مهندس حتی نمیگویند بایستی و ملایمت به کار نمیبرند میگویند باید؛ یعنی باید این کار را انجام بدهی. به نظر من اگر این وادی را انجام ندهیم یک مسئلهای برای ما به وجود میآید به نام توقع، این مسئله خیلی برای من پیشآمده و سعی میکنم روی خودم کار کنم. ما فکر میکنیم دیگران خیلی به ما نیاز دارند درحالیکه اینطور نیست همه میتوانند زندگی خود را اداره کنند و گلیم خود را از آب بیرون بکشند درحالیکه ما با محبت بیجایی که داریم و به قول آقای مهندس کاسه داغتر از آش میشویم، فکر میکنیم به دیگران لطف میکنیم درحالیکه دستوپای فرد را گرفتهایم و نمیگذاریم خودش حرکت کند و یاد بگیرد و این باعث میشود بعداً برای ما مسئله توقع پیش بیاید که چرا الان که حالم بد است یا مشکل مالی دارم شخصی که قبلاً به او کمک کردم به من کمک نمیکند و اینجاست که توقع به وجود میآید.
یک ظرف پر از انرژی یا پر از غذا را در نظر بگیرید، من خیلی گرسنه هستم وقتی اولویت من دیگران هستند از این ظرف برای همه خواهر، برادر یا هرکس دیگری سهمی را کنار میگذارم و وقتی به ته ظرف نگاه میکنم دیگر چیزی برای خودم باقی نمانده و دیگر انرژی ندارم که برای خودم خرج کنم. این وادی به من یاد میدهد که به خودم اهمیت بدهم، هیچکس در هیچ کجای دنیا حتی پدر و مادر آدم که نزدیکترین افراد به آدم هستند هم نمیتوانند آنطور که خودم به خودم فکر میکنم به من فکر کنند. این مسئله یک جایی برای من روشن شد که در زندگی مسائلی پیش آمد.
اوایل زندگی وقتی که خام هستی مشورتهای بیجا میکنی و مشکلات بیشتر و گره کورتر میشود. بعدها با ورود به کنگره و اجراکردن وادیها یاد گرفتم که مسائلم را خودم حل کنم. این وادیها به ما یاد میدهند مسئولیت زندگیمان را خودمان قبول کنیم این زندگی من است و این مشکل برای رشد من است و خودم باید آن را حل کنم. من بعد از اینکه به کنگره آمدم به چالشهای زندگی بهعنوان یک بازی نگاه میکنم و این نگاه مسئله را برای من قابلتحمل میکند، وقتی بازی میکنی باید یک مرحله را پشت سر بگذاری تا مرحله بعدی برایت باز شود، مشکلات زندگی هم برای من اینگونه هستند؛ یعنی باید این گره را باز کنم تا بتوانم گره بعدی را باز کنم. آقای مهندس همیشه در سیدیها میگویند با حلشدن یک مشکل، مشکل دیگری سر راهمان قرار میگیرد و این همان سرآغاز خط دیگر است. بهمرورزمان یاد گرفتم مسئولیت زندگیام را خودم قبول کنم و باید آن را حل کنم مسلماً نیاز به مشورت دیگران هم دارم؛ اما در نهایت این من هستم که تصمیم میگیرم اینجاست که میگویم به خودم فکر میکنم.
اما در این وادی یک مسئله منفی هم وجود دارد البته برای من اینگونه است و آن مسئله خودخواهی است، این وادی به من یاد میدهد که تعادل را داشته باشم. در کتاب عشق به ما میگوید که افراطوتفریط خواست ماست و تعادل خواست خداوند است. من باید اندازه خودم را رعایت کنم و انرژی که گفتم برای خودم هم نگه دارم و همه را صرف دیگران نکنم، جلوی آینه میروم و میگویم تو چقدر زیبا هستی و به خودم هم این انرژی را میدهم و این انعکاس درون من است و باید به خودم محبت کنم وقتی من این تعادل را داشته باشم توقعی که ابتدای صحبتم گفتم دیگر ندارم. اگر برای شخصی که برایم عزیز است کادو تهیه میکنم، از این کار لذت میبرم و هیچ توقعی در قبال آن ندارم که او هم برای من کادویی تهیه کند یا جبران کند و اگر او این کار را کرد بهخاطر لطف و محبتی که به من کرده سپاسگزار او هستم.
این وادی برای من درس بزرگی داشت؛ چون بزرگترین چالش زندگیام است و سعی میکنم روی آن کار کنم. امروز که استاد هستم پیامی برای من داشت از نگهبان جلسه سپاسگزارم، وقتی با من تماس گرفتند و گفتند که استاد جلسه هستم پیام آن را دریافت کردم؛ چون مسئلهای برای من به وجود آمد که باعث میشد دوباره گمراه شوم و بیش از اندازه محبت کنم؛ اما عقب کشیدم و گفتم باید بیشتر حواسم باشد و باید در عمل بیشتر دقت کنم.
از خدای خودم ممنونم که اذن ورود من به کنگره را صادر کرد تا بیایم و چیزهای خوبی یاد بگیرم، از خانم فریبا ممنونم ایشان به من خیلی آموزش دادند، نقطه کور و تاریک زندگی من را دیدند و مادرانه، خواهرانه، دوستانه در کنار من بودند. این کسی که شما الان اینجا میبینید با من ۵ سال پیش خیلی فرق دارد و من این را مدیون کنگره و خانم فریبا هستم.

عکاس: همسفر کینوش مرزبان خبری
تایپ، ویرایش و ارسال: همسفر پریسا نگهبان سایت
همسفران نمایندگی هشتگرد کرج
- تعداد بازدید از این مطلب :
195