جلسه دوم از دور نهم کارگاه آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی دامغان به استادی راهنما همسفر مریم، نگهبانی همسفر اکرم و دبیری همسفر فهیمه با دستور جلسه «وادی سوم ( باید دانست هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمیکند ) و تاثیر آن روی من»روز دوشنبه ۴ خرداد ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، مریم هستم، همسفر:
خداروشکر میکنم که بار دیگر این جایگاه را تجربه میکنم تا از آن آموزش بگیرم. از نگهبان، سردار خانم نسیم، سپاسگزارم که استادی این جلسه را به من دادند. همچنین از خانم اکرم و فهیمه تشکر میکنم. بهعنوان نگهبان و دبیر، در کنار این عزیزان هستم.
در مورد دستور جلسه امروز، وادی سوم، باید بگویم که من در تمام مدتی که در کنگره هستم، درگیر خودم بودهام. امروز که به این دستور جلسه دعوت شدم، برایم سؤال بود که چرا هنوز به آن «موضوع واقعی» نرسیدهام. شاید هنوز منِ مریم به مریم واقعیام نرسیدهام و به خود واقعیام نزدیک نشدهام؛ هنوز آن یکرنگی درون من نیست. شاید، به قول جناب مهندس، هنوز نقاب دارم.
شاید هنوز باید مسافتهای درونی را طی کنم تا به خودم نزدیک شوم. اعتیادِ مسافرم یعنی بیداری، و من را بیدار کرد. شاید اگر مسافرم معتاد نبود، من به خودم نزدیک نمیشدم. مسافرم اعتیاد پیدا کرد و همین باعث شد من به خودم نزدیک شوم و خودم را پیدا کنم؛ البته نه به معنای پیدا کردن واقعی، چون این راه هنوز طولانی است.
شاید تا سالها، حلقههای جهانها ادامه پیدا کند؛ ولی اینکه فهمیدم غیر از منی که اینگونه هستم، یک «منِ» دیگر هم وجود دارد، برایم واژهای سنگین است. شاید اگر کنگره نبود، من با همه بودم جز خودم؛ همه را مقصر میدانستم جز خودم. اما این وادی برعکس آن را میگوید: «باید دانست هیچ موجودی به اندازهی خودش به خویشتن خویش نمیاندیشد.» یعنی ای انسان، جز خودت هیچکس نیست؛ فقط خود، خود، خودت.
چیزی که برای خود من یادآوریاش تکاندهنده بود، این بود که وقتی وارد کنگره شدم، با مطلبی آشنا شدم به نام عدالت. عدالت قبلاً برای من واژهای به معنی انصاف بود؛ اینکه عادل باشیم، اینها را خوانده بودم. اما بعد فهمیدم که عدالت خداوند جاری است. فهمیدم که شوهر معتاد حق من بود؛ من سر جای خودم ایستاده بودم و شوهر معتاد باید گیرم میآمد. این قضیه من را تکان داد، چون خودم را آدم خوبی میدانستم و فکر میکردم سزاوار این نیستم که با یک مصرفکننده زندگی کنم.
من باید مسئولیت صددرصد زندگی خودم را بر عهده بگیرم. در چهار وادی اول، مسئولیت برای من شکل گرفت؛ چون پذیرفتم مسئولیت واقعی زندگی خودم را، و همه آنچه فکر میکنم دیگری در آن تأثیر دارد، در واقع به من برمیگردد.
تازه فهمیدم در درونم نیروهایی هست و به آنها دست یافتم، و هیچکس در این جهان مقصر نیست. ما در وادی اول سه نیرو داریم: القا، احیا، تحرک. این سه نیرو زمانی به منِ مریم کمک میکند که تفکر کنم. فکر برای جمع نیست؛ تفکر برای شخص است. وقتی نیروهای تفکر در ما روشن میشود که من فکر کنم چه کاره هستم و میخواهم چه کاری انجام بدهم.
چون واقعاً آن چیزی که در دور و برم دریافت و برداشت میکنم، خود واقعی من را نشان میدهد. اگر دور و بر من صدها نفر با من بد هستند، مقصر خود من هستم، نه دیگران؛ ایراد از من است و باید این مسئولیت را کامل بر عهده بگیرم.
استاد امین میفرماید اگر تو دنیای درون خودت را درست کنی و آن نیروهایی که در درون تو از نوع مثبت باشند، وقتی تو کنار جاده پنچر کنی، آدمهای خوب به سراغت میآیند و سر راهت قرار میگیرند. پس همهچیز به درون ما بستگی دارد و بزرگترین درس زندگی در کنگره، مثبتاندیشی است.
خداراشکر میکنم که واقعاً با کنگره آشنا شدم. اعتیاد مسافرم باعث شد تفکر من، همسرم و حتی فرزندم روشن شود. شاکر عزیزانی هستم که من را بهعنوان استاد پذیرفتند و از شما هم که به صحبتهای من گوش کردید و با لبخند زیبایتان به من انرژی دادید، سپاسگزارم.
معرفی ورزشبان جدید والیبال همسفر شقایق و ورزشبان جدید دارت همسفر بیبی:


تایپیست: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر مریم ( لژیون اول )
عکاس: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر مریم ( لژیون اول )
ویرایش و ارسال: همسفر شقایق رهجوی راهنما همسفر وحیده ( لژیون پنجم ) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی دامغان
- تعداد بازدید از این مطلب :
117