جلسه دوم از دوره هفدهم سری کارگاههایی آموزشی عمومی کنگره 60 نمایندگی چرمهین با استادی راهنما مسافر علی، نگهبانی مسافر روحالله با دستور جلسات « من در استحکام پایههای مالی و علمی کنگره من چه کردهام و جشن اولین سال رهایی مسافر محمدجواد» پنچشبه ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ ساعت ۱۶ آغار بکار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان علی هستم مسافر، عرض سلام و ادب دارم خدمت همه عزیزان، مسافران و همسفران. امیدوارم حال همه خوب باشد. دستور جلسه که در هفته با آن مواجه هستیم ،در استحکام پایه های مالی و علمی کنگره 60 من چه کرده ام؟
و در ادامه دستور جلسه، جشن اولین سال رهایی مسافر محمد جواد میباشد.
جلسه را با سوال شروع میکنم، این دستور جلسات برای چیست؟ چرا آفای مهندس دژاکام این دستور جلسه مطرح نمودند؟
این دستور جلسه ، از نوع پرسشی و سوالی است. یعنی آقای مهندس داره از ما سوال میکند.
من چه کردم؟ خب من خودم که خوب سفر کردم، در سفر اول خدمت کردم، در سفر دوم مرزبان شدم ، راهنما شدم، نمایندگی راهاندازی کردم، ایجنت شدم، در خصوص لژیون سردار اولین پانصد هزار تومان را در سال ۹۰ دادم و قانون یازدهم را حتی روزهایی که نیستم پرداخت میکنم و هیچگاه قطع نشده است. ولی تمام اینها در مقابل سوال جناب مهندس هیچی نیستند. درست است که همه اینها را در حد توانم انجام دادم اما در مقابل درمان اعتیادم در حقیقت کاری نکردهام.
در این خصوص اگر آموزشی گرفتی و بعد با خدمت کردن به دیگران انتقال دادی یقین بدان که این خدمات به تو برمیگردد.
آقای مهندس این دستور جلسه را کاربردی گذاشته تا رشد معنوی و مادی پیدا کنیم.
این دستور جلسه برای باسواد کردن ماست، برای پولدار کردن ماست.
کسی که پول مواد را نداشته بدهد ولی الان پهلوان شده، چطوری این پول را پرداخت میکند ؟! اینها با آموزش جهانبینی میسر میگردد که شخص به چنین جایگاهی نائل شود.
تک تک ما اگر این پول را پرداخت بکنیم به زندگی خودمان برمیگردد.
آن کسی که پولداره و میبخشد ، هنری نکرده ، کسی که درآمدش پایین است و بتواند به تعهدش عمل کند این شخص در واقع به پهلوانی رسیده است.
ما باید به توان ذهنی، به توان حسی و به تعادل برسیم.

و اما دستور جلسه دوم : تولد مسافر محمد جواد عزیز ، در ابتدا خدا را شکر میکنم بابت این تولد پیامی بسیار قوی است برای یک تازه وارد و مصرف کننده های که در سفر اول قرار گرفتند که این مراسم را ببینند.
اما اینکه محمد جواد برگشت نکرد به بیماری چون به درمان قطعی و کامل رسیده است.
پیام خودم به محمد جواد این است : زکات رهایی ، جایگاه راهنمایی است. و در این جایگاه به شکوفههای خود میرسیم که باروریشان جاودانی و ابدی است.

اعلام سفر مسافر :
سلام دوستان محمدجواد هستم یک مسافر، آنتیایکس مصارفی انواع موادمخدر ، تخریب ۱۰ سال، ۱۰ ماه ۴ روز سفر کردم با راهنمایی علی آقا کاظمی، متد DST ، داروی درمان OT، رهایی ۱۸ ماه
در ادامه سفر سیگار داشتم با راهنمایی آقا سعید چنگانیان ، دارو آدامس نیکوتین ، مدت سفر ۱۱ ماه ۵ روز، ورزش در کنگره والیبال
سخنان مسافر محمد جواد:
سلام دوستان محمدجواد هستم مسافر از همه عزیزان که زحمت کشیدند به خصوص از ایجنت محترم و مرزبانان عزیز و گروه خانواده و آقای مهندس و دیده بان ها تشکر میکنم و از راهنمای خوب و عزیزم آقای علی کاظمی تشکر ویژه میکنم که همیشه یار و یاور همیشگی من بوده و من خیلی دوستشان دارم و حس خوبی که همیشه دارم این است که علی آقا توجهش به من است و همیشه در کنار خودم حسشان میکنم. برای مثال زمانی که به شمال میرویم درختی را در جنگل میبینیم که تنهاش بر روی زمین افتاده اما هنوز با وجود خشک شدن نصف درخت، سبز مانده است و این مسئله به خاطر ریشههای در دل خاک درخت است؛ ریشه ای که در کنگره به خانواده نسبت داده میشود.من در اینجا از پدرم بسیار تشکر میکنم و دستشون رو میبوسم به خاطر زحمت های فراوانی که برای من کشیدند. در ادامه خانواده بزرگی که نصیب من شد همه شما عزیزانی هستید که کنار من در کنگره حضور دارید و افتخار میکنم که در کنار شما عزیزان در این مکان خدمت میکنم و خداوند لطف بسیاری به من داشته است که اجازه حضور در کنگره ۶۰ را در این دوره از حیات به من داده است. قبل از ورود به کنگره اوضاع و شرایط نابسامانی داشتم به این صورت که انواع مواد مخدر را مصرف داشتم و از طلوع صبح شروع و تا پاسی از شب ادامه داشت. با این وضعیت که؛ همانند در خلسه بودن است؛ به کنگره آمدم و موقع برگذاری لژیون به علی آقا میگفتم من اصلا اینجا نیستم، گویی انگار حضور فیزیکی نداشتم. با وجود سنگینی مشکلات و خرابی حالم به علی آقا گفتم اگر اجازه هست من تا ۶ ماه یا ۷ ماه دیگه به کنگره برگردم، به گفته علی آقا که اتفاقاً موقع طوفان دریاست که ملوان کشتی را راه می اندازد، انسان هم در اوج مشکلات است که با صبر و تلاش خاصیت درونی او آشکار میشود. این جمله علی آقا از آن روز سرلوحه کار و زندگی من قرار گرفت و همچنین همه آموزشهایی که تا امروز از ایشان یاد گرفتم. بابت متن زیبای زکات رهایی در کنگره ۶۰ خدمت راهنمایی است، که برای من نوشته شده تشکر میکنم.از خداوند بزرگ این لطف و اجازه را میخواهم که بتوانم در کنگره ۶۰ زکات رهاییام را پرداخت کنم. زمانی بود که با مصرف این همه آنتیایکس سوالم از خودم این بود که من خوب میشوم؟ از زمان شروع سفر اولم و با شروع دستور مصرف داروی OT که علی آقا در دفترچه.ام نوشت با وجود خوردن دارو سر موقع مشخص و روی برنامه بودن بعد از گذشت دوماه حالم اصلا خوب نبود. به علی آقا گفتم که وضعیت خوبی ندارم و توان ادامه دادن را هم ندارم و میخواهم بروم. علی آقا گفتند سفر نیکوتین را شروع نکردی؟ با ورود به لژیون ویلیام به ۴ روز هم نرسید حالم دگرگون شد گویا از آسمان افتاده باشم و با فرمانبرداری و دستورات راهنمایم را کامل اجرا کردم و انگار همان لحظه رها شدم.در آخر ما همگی باید بسیار زیاد و تا پای جان قدردان کنگره ۶۰ باشیم به دلیل کشیدن زحمت های فراوان فقط برای درمان شدن و رها شدن و آموزش درست زندگی کردن ما مسافرهای سفر اول و دوم و همیشه شاکر خداوند هستم. بند عشقیست بین تو و قدرت مطلق؛بعد از رهایی این بند عشق را به خوبی حس میکنم و در کنار خودم دارم. تقدیر و تشکر فراوان از راهنمای همسفرم خانم کبری به دلیل زحمات زیادی که برای همسفرم کشیدند،
تایپ: مسافر سیدحسین لژیون دوم ، مسافر رضا لژیون اول
ارسال: مسافر عسگر
- تعداد بازدید از این مطلب :
125