English Version
This Site Is Available In English

وادی سوم و تاثیر آن روی من

وادی سوم و تاثیر آن روی من

"به نام خدا"

دومین جلسه از دور چهل‌ونهم کارگاه‌های آموزشی کنگره۶۰، نمایندگی عمان‌سامانی (شهرکرد)، به استادی راهنمای محترم مسافر وحید، نگهبانی مسافر حمید و دبیری مسافر حمید، با دستور جلسه «وادی سوم و تأثیر روی من» روز یکشنبه ۳ خردادماه ۱۴۰۵ برگزار شد.

خلاصه صحبت‌های استاد:
سلام دوستان وحید هستم یک مسافر.
از نگهبان جلسه ممنونم که مسئولیت استادی و اداره جلسه را به من واگذار کرد تا خدمت کنم و آموزش بگیرم.
دستور جلسه درباره وادی سوم است؛
در ابتدا مایلم که مروری بر وادی‌های اول و دوم داشته باشم؛ زیرا که وادی‌ها در کنگره پشت سر هم و مرتبط با یکدیگر هستند.

شخص تازه واردی که به کنگره می آید با دنیایی از افکار نادرست و مشکلات وارد می‌شود. وادی اول به من یاد می‌دهد که فکر کردن رایگان نیست؛ انرژی می‌خواهد؛ انرژی زیادی هم می‌خواهد.
کسی که دو ساعت به مشکلات فکر می‌کند به اندازه کسی که هشت ساعت کار بدنی انجام داده است، انرژی مصرف می‌کند.
پس من باید افکارم را به تفکر تبدیل کنم؛ یعنی فکری را انجام دهم که نتیجه داشته باشد و هدف مشخصی را دنبال کند. اگر تفکر درست باشد، نیروهای القا و الهام نیز در جهت آن تفکر به یاری ما می‌آیند.
لازمه تبدیل شدن افکار به تفکر، اولویت‌بندی آن‌هاست که شرط آن رها کردن است. نمی‌شود در یک زمان به همه خواسته‌‌ها رسید؛ باید از میان آن‌ها یکی را که مهمترین است انتخاب کرد و در جهت آن، با تمام نیرو حرکت کرد.
اگر من درست تفکر کرده باشم و افکار منفی را از خود رانده باشم در ادامه به تعقل می‌رسم یعنی همان فرمان عقل.

یکی از افکار منفی که در مسیر ما قرار می‌گیرد، ناامیدی است؛ ما در وادی دوم یاد می‌گیریم که چطور از آن عبور کنیم.
شرط عبور از ناامیدی کسب دانایی و حرکت در مسیر است.

یک موضوع منفی دیگر در بحث تفکر، توقع است. ما باید یاد بگیریم که خودمان تعیین‌کننده سرنوشت خودمان هستیم، ما هستیم که تصمیم می‌گیریم و حرکت می‌کنیم و در این مسیر تنها می‌توانیم از مشورت دیگران استفاده کنیم و قرار نیست آن‌ها به جای ما حرکت کنند یا مسیر را برایمان راحت کنند.
ما در کنگره یاد گرفتیم که درد شکافنده فهم است و آموزش گرفتن در مسیر درست همیشه با سختی و دشواری همراه است.

خداوند انسان را آفرید و در وجود او، مجموعه‌ای از رزائل و فضائل را قرار داد؛ یعنی در وجود هر انسانی هم صفات مثبت و هم صفات منفی گذاشت و بر اساس آن صفات، آموزش‌هایی را در مسیر زندگی او قرار داد.
سختی‌های زندگی من، برای من آموزش هستند؛ آن دوستی که به واسطه اعتماد نادرست من توانست به من آسیب بزند، به من یاد می‌دهد که چگونه و چه مقدار به دیگران اعتماد کنم.

در کتاب آمده است که خداوند بیشتر از ظرفیت انسان‌ها به ایشان سختی نمی‌دهد.
تمام مشکلات ما یا تاوان هستند یا آموزش. مشکلات هر انسانی برایش منحصر به فرد هستند و شخص با حل کردن آن‌ها، آموزشی را که نیاز دارد دریافت می‌کند، تا زمانی که «آموزش» را دریافت نکرده باشد، آن مشکل برای او تکرار خواهد شد.

من در زمان اعتیاد فکر میکردم مشکلاتم از توان من بیشتر هستند به همین دلیل دائما از اطرافیان انتظار کمک و یاری داشتم در صورتی که این مشکلات باید فقط به دست خودم حل می‌شد تا باعث بالا رفتن اعتماد به نفس و کسب آموزش برای من می‌شد.

در این بین، یکی از حقه‌های نیروهای بازدارنده این است که توقع مرا از دیگران بالا برده و اجازه ندهند من توانایی‌های خودم را بیابم و مشکل را حل کنم؛ این موضوع، فرصت آموزش را از من خواهد گرفت و مانع پیشرفت و رشد من خواهد شد. اما ما باید عاقل باشیم و مسئولیت کارهایمان را بپذیریم و در جهت برطرف کردن مشکلات و سختی‌ها تلاش نمایم.
بزرگی می‌فرماید که آن کس که مسئولیت اشتباه خود را بپذیرد، اولین قدم را در مسیر آگاهی برداشته است.

از همه شما متشکرم که به صحبت‌های من توجه کردید.

عکس‌برداری: مسافر میلاد لژیون هشتم
نگارش: مسافر وحید لژیون دوم و مسافر رحیم لژیون دوازدهم
ویرایش و ارسال: مسافر حمید لژیون نوزدهم

لژیون خدمتگزار: لژیون دوازدهم به استادی راهنمای محترم مسافر وحید

با احترام گروه سایت و مرزبان خبری نمایندگی عمان سامانی، مسافر وحید

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .