سلام دوستان شکیبا هستم یک همسفر؛
«باید دانست هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمیکند». هیچکس به اندازه خودم به فکر من نیست شاید بگوییم مادرم من را دوست دارد، همسرم هوایم را دارد، راهنما به من توجه دارد درست است؛ اما واقعیت این است که هیچکس به اندازه خودت نمیتواند به تو کمک کند، چون تو بیشتر از همه با خودت زندگی کردهای و درد خودت را بهتر میفهمی و دیگران میتوانند فقط راه را به تو نشان دهند؛ ولی رفتن با خودت است و به اندازهای که خودت بخواهی تغییر کنی دیگران هم به تو کمک میکنند. ما نباید همیشه منتظر باشیم تا یکی بیاید و نجاتمان دهد، چون کنگره هست، راهنما هست، آموزش هست؛ ولی اگر ما نخواهیم هیچکدام کار نمیکنند و این یک قانون الهی است و تا وقتیکه بگوییم خونوادهام باعث شدند، دوستانم من را به این راه کشاندند یا جامعه خراب است هیچ تغییری صورت نخواهد گرفت؛ ولی اگر بگوییم همه اینها هم بودند حالا نوبت من است که باید خودم را نجات دهم آنموقع است که قدرت میگیرم و درمان واقعی از همانجا شروع میشود و توقع بیجا از دیگران ما را نابود میکند. بعضیها از کنگره توقع دارند معجزه کند، از راهنما انتظار دارند زندگیشان را درست کند؛ ولی وقتی آنطور که میخواستند نشد سریع ناامید میشوند؛ بنابراین اصل کار با خود ما است و راهنما راه را نشان میدهد؛ ولی خود ما باید این راه را برویم، چون خود ما بهترین راهنما برای خودمان هستیم به شرطی که بیدار شویم و در وجود هر انسانی یک عقل بیدار هست؛ اما خوابیده، پس این عقل وقتی بیدار میشود که درد بکشی، دعا کنی، گوش بدهی، فکر کنی و عمل کنی و اگر این کارها را انجام دهی صدای راهنما را هم میشنوی یعنی صدای واقعی راهنما که از درون میآید نه از بیرون و از مرحله شکایت بیرون بیا و وارد مرحله ساختن شو اگر فقط بنشینی و بگویی چرا من؟ چرا زندگی من اینطوری شد؟ چرا بدبختی سراغ من آمده؟ در همان مرحله شکایت گیر میکنی؛ اما اگر بلند شوی و مشکلات را قبول کنی و بگویی حالا چگونه درستش کنم؟ وارد مرحله ساختن میشوی و این لحظه، نقطه شروع شفای واقعی ماست.
سلام دوستان مهناز هستم یک همسفر؛
باید دانست که هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمیکند. من قبل از ورود به کنگره به دلیل داشتن مشکل اعتياد مسافرم، هم طلبکار بودم و هم محتاج کمک و یاری دیگران و از خداوند طلبکار بودم که چرا من؟ از روی دلسوزی دوستان و نزدیکان به کمک من آمدند؛ ولی کمکی که نشد؛ بلکه بیشتر آشوب درست شد و من شدم مقصر و سرزنشهایی که مانند تیر از هر طرف به سمتم میآمد؛ ولی زمانیکه وارد کنگره شدم فهمیدم هیچکس به اندازه خود من به فکر خودم و زندگیام نیست و نباید از کسی توقع داشته باشم، چون مسئولیت کارها به عهده خودم است و باید بلند شوم، تصمیم بگیرم و حرکت کنم تا به مقصد برسم و وقتیکه تلاش و حرکت کنم آنموقع بدون شک کمک و یاری قدرتمطلق خواهد رسید.
سلام دوستان توران هستم یک همسفر؛
وادی سوم: «باید دانست که هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمیکند». در ابتدای تیتر وادی سوم از کلمه باید استفاده شده است که به من همسفر یادآور میشود که این وادی یک قانون است و اجرای قانون باعث بهوجود آمدن صلح و آرامش در زندگی میشود. این وادی به من میگوید همانطور که باعث به وجود آمدن خیلی از مشکلات در زندگی خودم هستم، همانگونه هم بالاترین نقش در حل مشکلات را خودم باید بر عهده داشته باشم. همه انسانها در طول زندگی با مشکلات متعددی روبهرو میشوند که اکثراً به خاطر اشتباهات گذشته به این مشکلات دچار شدهاند، یعنی همان بذرهایی که در گذشته کاشتهاند و خواسته یا ناخواسته آنها را آبیاری کردهاند؛ اما نکتهای که اهمیت دارد این است که به فکر حل مشکلاتمان باشیم و بهجا اینکه بگوییم چرا این مشکل به وجود آمده، بگوییم چگونه این مشکل را حل کنیم و آقای مهندس فرمودند: ما به این دنیا آمدهایم که روش حل مشکلات را بیاموزیم. قبل از ورود به کنگره فکر میکردم که وقتی مشکلی دارم باید صبر کنم تا با گذشت زمان مشکلم حل شود و یا اینکه بسوزم و بسازم؛ ولی بعد از ورود به کنگره یاد گرفتم که در طول زندگی همواره باید آموزش بگیرم و آموزهها و تواناییها را به مرحله اجرا دربیاورم تا بتوانم در زندگی، سازندگی به وجود آورم و ناجی زندگیام باشم، پس وادی سوم به من میگوید که هیچ وقت ناامید نشو و دست از تلاش برندار که سکون و ناامیدی خواسته نیروهای بازدارنده است.
سلام دوستان زینب هستم یک همسفر؛
وادی سوم به ما میگوید باید بدانیم فقط خود ما هستیم که میتوانیم به خودمان کمک کنیم و انتظاری از دیگران نداشته باشیم. در زندگی ما مشکلاتی هست که خود ما در به وجود آمدن آن مقصر بودهایم به هرحال دیگر مشکل به وجود آمده و به جای اینکه دیگران را مقصر بدانیم باید به فکر پیدا کردن راهحلی برای مشکل خود باشیم و اگر تصور کنیم و منتظر بمانیم که خداوند و یا شخص دیگری از راه برسد و مشکل ما را حل کند سخت در اشتباه هستیم؛ زیرا این مشکل را خودمان به وجود آوردهایم و باید خودمان هم آنرا حل کنیم. ما به این دنیا آمدهایم که روش حل مشکلات را بیاموزیم پس باید با تفکر، صبوری و امیدواری برای پیدا کردن کلید مسائل کوشش کنیم.
سلام دوستان زهره هستم یک همسفر؛
وادی ها راهحل مشکلات زندگی ما هستند در وادی اول چگونه تفکر کردن را آموختیم و وادی دوم به ما یادآوری کرد که ما بیهوده نیستیم، حتی اگر خودمان اینگونه فکر کنیم و وادی سوم به ما میگوید باید مسئولیت مشکلات زندگی خود را بپذیریم و با جان و دل آنرا قبول کنیم و با تفکر، اندیشه، تلاش و کوشش بتوانیم آموزش بگیریم و مشکلی که خودمان به وجود آوردهایم را به آرامی از سر راه برداریم و به امید خدا به آرامش و آسایش برسیم.
سلام دوستان شهربانو هستم یک همسفر؛
وادیها شاه کلید حل مشکلات ما هستند، ما در وادی اول یاد گرفتیم که تفکر کنیم و با تفکر ساختارها آغاز میشود و وادی دوم میگوید هیچ مخلوقی بیهوده به این دنیا نیامده است؛ اما وادی سوم به ما میگوید باید دانست که هیچ انسانی به اندازه خود به خویشتن خویش فکر نمیکند این وادی از باید شروع میشود یعنی به من هشدار میدهد مشکلی را که در زندگیام هست بپذیرم و این مشکل را دیگران برای من بهوجود نیاوردهاند؛ بلکه خود من آنرا بهوجود آوردهام و از دیگران و اطرافیان توقع نداشته باشم و خودم برای حل مشکلات خود تلاش کنم و آنها را با تفکرسالم حل کنم و انتظار نداشته باشم دیگران بیایند و مشکلات منرا حل کنند ما میتوانیم از دیگران مشورت بگیریم؛ ولی تصمیم نهایی را خودمان باید بگیریم تا به صلح همراه با آسایش و آرامش برسیم.
رابط خبری: همسفر زینت رهجوی راهنما همسفر شکیبا (لژیون هفتم)
ویرایش و ارسال: همسفر مرضیه رهجوی راهنما همسفر محبوبه (لژیون چهارم) دبیر دوم سایت
- تعداد بازدید از این مطلب :
73