جلسه ششم از دوره چهل و دوم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ عمان سامانی شهرکرد به استادی همسفر سمیه، نگهبانی همسفر سمانه و دبیری همسفر فاطمه با دستور جلسه «وادی سوم (باید دانست؛ هیچ موجودی به میزان خود انسان، به خویشتن خویش فکر نمیکند.) و تاثیر آن روی من» روز يکشنبه ۳ خردادماه ۱۴۰5 ساعت ۱7:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
همانطور که همه میدانیم از ابتدای سال تا به الان دو وادی را پشت سر گذاشتیم. در ابتدا وادی اول با موضوع تفکر را یاد گرفتیم که «با تفکر؛ ساختارها آغاز میشود.» یعنی من هرکاری بخواهم انجام دهم و هرچیزی که میخواهم در ادامه برای من اتفاق بیافتد، باید در موردش فکر کنم یعنی هرچیزی که بخواهم برای من در آینده اتفاق بیافتد قطعا خودم خواستم که در آینده برای من رقم بخورد. وقتی که به خوبی تفکر کنم مشکلاتم را به درستی میتوانم حل کنم. باید بدانم که به چه چیزی فکر میکنم و به همان صورت آینده خودم را تصور کنم. در وادی دوم یاد گرفتم «هیچ مخلوقی جهت بیهودگی، قدم به حیات نمینهد؛ هیچکدام از ما به هیچ نیستیم حتی اگر خود به هیچ فکر کنیم.» پس باید برای خودم ارزش قائل شوم و به این فکر کنم که در هستی هیچ چیزی امکان ندارد که به وجود آمده باشد ولی بیهوده باشد؛ پس در هستی هیچ چیزی جهت بیهودگی پا به حیات نمیگذارد و با گذر از این دو وادی من خودم را باید حرکت دهم و خودم را برای خارج شدن از مشکلات آماده کنم.
در تیتر وادی سوم از کلمه باید استفاده شده میگوید: «باید دانست؛ هیچ موجودی به میزان خود انسان، به خویشتن خویش فکر نمیکند.» یعنی این وادی میخواهد خیال من را راحت کند و بگوید که هیچکس به اندازه خودم به فکر من نیست، هیچکسی به اندازه خودم نمیتواند برای خارج شدن از مشکلات به من کمک کند. پس من باید بدانم تنها کسی که میتواند به من کمک کند تا از تاریکیها و مشکلات خارج شوم، خودم هستم چه از نظر اقتصادی، روحی، روانی، اعتیاد و... فقط خودم هستم و باید مسئولیت زندگی خودم را بپذیرم. باید بپذیرم که من در کنار یک مصرفکننده زندگی میکنم؛ باید این توانائی را پیدا کنم که با یک مصرفکننده چهطور رفتار کنم؟ این خیلی مهم است که با یک مصرفکننده چهطور رفتار کرد. نباید با خودم فکر کنم چون یک مصرفکننده است من اجازه دارم هرطور که دوستدارم با او رفتار کنم، تحقیر کنم، یا هر رفتاری که دوستدارم در قبال یک مصرفکننده انجام دهم.
در این وادی یاد میگیرم که هرچه غر بزنم و ناله کنم؛ هیچکسی نمیتواند برای من کاری انجام دهد، فقط خودم میتوانم برای خودم قدم بردارم و در مسیر درست حرکت کنم. باید یاد بگیرم که چهطور زندگی کنم؟ مهارت زندگی کردن را باید یاد بگیرم و اینکه چراهای زندگیم را به چگونه تبدیل کنم، خیلی مهم است که همیشه به جای اینکه همیشه بگویم چرا من در کنار یک مصرفکننده هستم؟ چرا این مشکلات برای من پیش آمد؟ باید بگویم چگونه این مشکلات را حل کنم؟ این خیلی به من کمک میکند. وقتی که من در مسیر صراطمستقیم قرار بگیرم، حتی آسفالت خیابان هم با من همراه میشود تا بتوانم مشکلات را حل کنم ولی وقتی که غر بزنم و ناله کنم از زمین و آسمان برای من مشکلات میبارد. باید یاد بگیرم برای ارزشمند شدن توانائی پیدا کنم. توانائیها، نقاط قوت و ضعف خودم را بشناسم و به دنبال تایید دیگران نباشم.
اگر بخواهم از تجربه خودم بگویم قبل از ورودم به کنگره همه کارهای خانه را خودم انجام میدادم و فکر میکردم اینطوری مورد تایید قرار میگیرم ولی با آموزشهای کنگره یاد گرفتم که باید ذرهذره خودم را تغییر دهم؛ باید خودم را دوست داشته باشم. پس کارها را با مسافرم تقسیم کردیم. راهی را که ما سالها طی کردیم را نمیتوانیم یکدفعه تغییر دهیم مثل یک مصرفکننده که بیستسال اعتیاد دارد یعنی از یک ساختمان بیست طبقه بالا رفته و ما میخواهیم که یکشبه مواد را کنار بگذارد مثل اینکه بخواهیم از آن ساختمان پایین بپرد از بالا پایین بیافتد تمام استخوانهایش خرد میشود. حال فرقی نمیکند در مسائل زندگیمان هم همینطور باید باشد. من چند سال وارد تاریکیها شدم به هیچعنوان نمیتوانم یکدفعه اینها را کنار بگذارم باید کمکم شروعکنم به همین علت اگر بخواهم یکباره کنار بگذارم فاجعه رخ میدهد و باعث انفجار میشود.
عقل سلیم حکم میکند که راهی که طی سالها پیمودم را باید بدون درگیری و تنش و با آرامش برگردم و مشکلاتی که برای خودم و خانوادهام بهوجود آوردم را با صبر و شکیبائی حل کنم.

مرزبانان کشیک: همسفر مریم و مسافر امین
تایپیست: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر پریسا (لژیون هفتم)
عکاس: همسفر مهشید رهجوی راهنما همسفر آمنه (لژیون دوم)
ارسال:همسفر پرتو رهجوی راهنما همسفر آسیه (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران عمان سامانی شهرکرد
- تعداد بازدید از این مطلب :
244