English Version
This Site Is Available In English

«خود کرده را تدبیر هست.»

 «خود کرده را تدبیر هست.»

هفتمین جلسه از دوره هفتم کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی محمدی‌پور قم با استادی مسافر هاشم، نگهبانی مسافر منصور و دبیری مسافر بهروز با دستور جلسه "وادی سوم و تاثیر آن روی من« باید دانست هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمی کند.» " روز یک‌شنبه ۳ فروردین ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان، هاشم هستم یک مسافر.
خدا را شاکرم که در این جایگاه هستم و از ایجنت گرامی گروه مرزبانی و راهنمای محترم، آقا مجید، سپاسگزارم که فرصت آموزش گرفتن را برایم فراهم کردند.

موضوع دستور جلسه این هفته «وادی سوم و تأثیر آن روی من» است. یادم می‌آید در سفر اول که بودم، وقتی پیام وادی سوم را می‌خواندم، به طبیعت اشاره داشت؛ اینکه «امیدوارم با نگاه کردن به طبیعت به درجه‌ای برسید که چون اصوات موسیقی در جهان خود بدرخشید». برایم سؤال بود که این یعنی چه؟ طبیعت چه ربطی به سفر و انسان دارد؟ اما وقتی به کلمات، عمیق فکر می‌کنی، متوجه می‌شوی که پشت هر کلمه، حرف‌های بسیاری نهفته است.

اگر به طبیعت نگاه کنیم، «نظم» را می‌بینیم؛ خورشید سر ساعت طلوع و غروب می‌کند، بارندگی‌ها در زمان خود انجام می‌شود و فصول به نوبت می‌آیند. همه چیز از نظم شکل می‌گیرد و در این نظم است که هستی اتفاق می‌افتد. تک‌تک سلول‌های جهانِ درون انسان نیز مانند طبیعت است. وقتی سر ساعت دارو می‌خوری و کارهایت را درست انجام می‌دهی، به آن نظم می‌رسی و جسمت به تعادل نسبی دست می‌یابد؛ انگار چرخه طبیعت در وجودت جاری می‌شود.

باید بدانی مسئولیت کارهایت با خودت است. این دقیقاً همان نکته‌ای بود که در سفر اول سرلوحه کارم قرار دادم؛ اینکه «هاشم، خودت باید برای خودت تلاش کنی». هر کاری داشتم، سر ساعت به شعبه می‌آمدم و در جایگاه خودم قرار می‌گرفتم، چون تجربه کرده بودم هر بار که این کار را انجام ندادم و از نظم خارج شدم، محکوم به شکست بودم و دوباره به اعتیاد برگشتم؛ یا اصلاً سفرم را درست شروع نکرده بودم که به مقصد برسم.

چهار وادی اول، وادی‌های تفکر هستند. وادی اول می‌گوید به چه چیزی فکر کنیم و به چه چیزی فکر نکنیم؛ اما به نظر من، وادی سوم می‌گوید باید بدانی که «خودت هستی» و مسئولیت با توست. در سی دی آخر استادِ جناب مهندس به ایشان  اشاره می‌کنند که: «ما در این سفر به کسانی کمک می‌کنیم که خواسته‌شان را فریاد بزنند». اگر فریاد بزنی، سیستم هستی به تو کمک می‌کند؛ البته فریاد زدنی که همراه با «حرکت» باشد، چرا که بدون حرکت، هیچ‌چیزی شکل نمی‌گیرد.

حالا که وارد سفر دوم شدم، وادی برایم معنای دیگری پیدا کرد: «باید دانست هیچ موجودی به میزان خودِ انسان به خویشتنِ خویش فکر نمی‌کند.» باید بدانم که پازل درمان را خودم باید تکمیل کنم. استاد سردار خیلی قشنگ می‌فرمایند: «ما آن علم و دانشی که به آن ایمان داریم را به بندگانِ تسلیمِ خداوند اهدا نماییم.» وقتی من علم کنگره را اهدا می‌کنم، صاحب رهایی می‌شوم و باید بدانم که باید این علم را انتقال دهم.

دستور جلسه هفته قبل در مورد «استحکام پایه‌های مالی» بود. این استحکام از دلِ علم کنگره و از گلوی راهنما بیرون می‌آید. وقتی با آن راهی که به آن ایمان دارم حرکت می‌کنم، آن علم و آگاهی انتقال پیدا می‌کند و کنگره به راهش ادامه می‌دهد.

یک جای وادی سوم را خیلی دوست دارم و در سفر اول خیلی کمکم کرد: «خود کرده را تدبیر هست.» همیشه بیرون از کنگره می‌گفتند: «خودکرده را تدبیر نیست؛ اعتیاد پیدا کردی و همین‌طور باید با آن از دنیا بروی.» خیلی‌ها این باور را داشتند. فکر می‌کنم اگر اشتباه نکنم در قدم سومِ «یکی از گروه های مشابه»، سؤال ۱۳ یا ۱۴ می‌گوید همه مسئولیت را به خدا بسپار و حرکت کن؛ اما وادیِ کنگره دقیقاً برعکس می‌گوید؛ می‌گوید کل مسئولیت کارهایت با «خودت» است.

باید خودت هدفت را بدانی و حرکت کنی. اگر درست حرکت کنی، سیستم کنگره تمام‌قد در اختیار توست؛ اما اگر از سیستم تخطی کنی و یک دانه از پازل‌ها را جا بگذاری، مانند دومینو همه چیز خراب می‌شود و دوباره محکوم به شکست و بازگشت به اعتیاد خواهی شد.

ممنونم که به صحبت‌های من توجه کردید.

گروه خبری سایت محمدی پور

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .