چهارمین جلسه از دورهی چهاردهم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی دلیجان، با استادی راهنما مسافر اباذر، نگهبانی مسافر جمشید، و دبیری مسافر ابراهیم، با دستور جلسه:"وادی سوم و تاثیر آن بر روی من."، شنبه ۲ خرداد ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.

سحنان استاد:
دستور جلسه وادی سوم است. وادی سوم واقعاً در بعضی جاها خیلی خوب نشان میدهد که انسان چطور باید خودش را بشناسد؛ چون میگوید: هیچ موجودی به میزان انسان، به خویشتن خویش فکر نمیکند.
اکثر مشکلاتی که من، ابوذر، دارم، به دو بخش تقسیم میشوند:یکسری از مشکلات هستند که خودم مقصرشان بودهام؛ یعنی میدانم که خودم آنها را برای خودم ایجاد کردهام و قبول دارم که اشتباه از من بوده است.یکسری دیگر از مشکلات هم هستند که ظاهراً من فکر میکنم مقصرشان نبودهام؛ مثل مسائلی که پدر و مادرم ایجاد کردهاند، یا شرایط اجتماعیای که در آن بودهام، یا خیلی چیزهای دیگر.اما من امروز به این نتیجه رسیدهام که در حل این مشکلات، فرقی نمیکند که خودم مقصر بودهام یا نه.
در هر صورت، من باید آنها را حل کنم.من نمیتوانم با این مشکلات ادامه بدهم. یا باید آنها را حل کنم، یا این مشکلات من را شکست میدهند و بر عملکرد من تأثیر میگذارند.برای حل این مشکلات، باید یکسری قواعد را که در کنگره یاد میگیریم، اجرا کنیم. و این کار با تفکر آغاز میشود. وادی ها و آموزشها هم یکییکی این را به ما یاد میدهند.مسئله این است که یکسری مشکلات هم وجود دارد؛ مثلاً مثل اعتیاد.من، ابوذر، وارد اعتیاد شدم و شروع به مصرف کردم. در ابتدا خودم وارد شدم، خودم مصرفکننده شدم و کسی مرا مجبور نکرده بود.
اما وقتی وارد شدم، دیگر گفتم: «من نمیتوانم بیرون بیایم.»یعنی میخواستم مسئولیت را از روی خودم بردارم. میخواستم بگویم این کاری بوده که شده و دیگر کاری از دست من برنمیآید.اما کنگره به من یاد داد که خودم باید به فکر خودم باشم و خودم باید دنبال راهحل خودم باشم.
در کنگره، راهنما مسیر را به ما نشان میدهد، اما کسی که باید حرکت کند، خود من هستم. هیچکس به اندازه خود من به من فکر نمیکند.یک چیزی که خیلی میتواند به من کمک کند این است که از انسانهای منفینگر دوری کنم؛ از کسانی که نگاه بد دارند یا زیاد از مشکلات حرف میزنند.
.jpg)
الان شاید شرایط طوری شده باشد که خیلیها مشکلات زیادی داشته باشند. بیشتر مردم دردسرهای خودشان را دارند؛ در کار، در زندگی، و در هر زمینهای. هر کسی مشکلات خودش را دارد.اما من باید بدانم اگر این مشکلات را برای هر کسی تعریف کنم، در حل آنها هیچ اتفاقی نمیافتد. مشکلات کم نمیشوند؛ فقط همانجا میمانند.
تنها کاری که میکنم این است که اگر کنار کسی بنشینم که مدام از سختی شرایط اجتماع، کار، یا حتی سفر کنگره صحبت میکند، همنشین او میشوم و حرفش را تأیید میکنم. این تأیید، برای نیروی منفی مثل یک فرصت است؛ چون میخواهد من را ناامید کند، و وقتی من حرفش را تأیید میکنم و میگویم: «آره، فلان مشکل هست»، این باعث میشود حس من کم شود و حرکت من منفی شود.
من خودم سعی میکنم هرجا کسی از مشکلات حرف میزند، وارد آن بحث نشوم؛ چون میدانم که گفتن مشکلات، آنها را حل نمیکند. برای همین میگویم: «آقا، من آن مشکل را ندارم.»من خیلی هم شرایط خوبی دارم؛ از نظر اجتماعی، از نظر اقتصادی، از نظر کنگرایی و از جهات دیگر. سعی میکنم نگذارم آن نیروی منفی و ناامیدی وارد من شود.و امیدوارم روزی برسم به اصل این وادیها و بتوانم آنها را اجرا کنم؛ تا واقعاً حس خوب و حال خوب را در خودم داشته باشم، این حال خوب را به دیگران هم منتقل کنم، و بتوانم حال بقیه را هم خوب کنم.
خیلی ممنون که با سکوتتان به صحبت من گوش دادید.سعی میکنم نگذارم آن نیروی منفی و ناامیدی وارد من شود.و امیدوارم روزی برسم به اصل این وادیها و بتوانم آنها را اجرا کنم؛تا واقعاً حس خوب و حال خوب را در خودم داشته باشم،این حال خوب را به دیگران هم منتقل کنم،و بتوانم حال بقیه را هم خوب کنم.خیلی ممنون که با سکوتتان به صحبت من گوش دادید.
عکس: مسافر حسین –لژیون چهارم
بارگذاری و ویرایش: مسافر محمد- لژیون یکم
نمایندگی دلیجان
- تعداد بازدید از این مطلب :
109