همسفران لژیون چهارم در دلنوشتههای خود در مورد دستور جلسه «وادی سوم و تأثیر آن روی من» بیان کردند:

همسفر زهرا:
«باید بدانیم هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمیکند.»
این وادی، وادی مسئولیتپذیری است. ممکن است نیروهای بازدارنده در مسیر حرکت بخواهند انسان را از ادامه راه بازدارند؛ اما با شناخت این نیروها میتوان از آنها عبور کرد و مسیر رشد را ادامه داد. بیشتر مشکلاتی که برای انسان به وجود میآید به نوعی حاصل عملکرد و مشارکت خود اوست؛ یعنی انسان گاهی خود زمینهساز مشکلات خویش میشود و سپس از دیگران یا حتی از خداوند انتظار دارد که آنها را برطرف کنند؛ نباید فراموش کرد که بذر این مشکلات را در گذشته خود ما کاشته و سالها با رفتار و افکارمان آبیاری کردهایم.
پیش از ورود به کنگره من نیز از خداوند و دیگران انتظار داشتم تا مشکلاتم را حل کنند؛ اما با ورود به کنگره و بهرهمندی از آموزشهای ارزشمند آن، آموختم که باید با تفکر و امید زندگی کنم. از خداوند خواستم که به من قدرت و توانایی حل مسائل و مشکلاتم را عطا کند. به او توکل کردم و همواره شاکر خداوند بودم. ایمان دارم که کار خداوند سراسر خیر است و همه چیز در این هستی با نظمی دقیق و تحت نظارت آفریده شده است؛ نباید نسبت به آنچه برایمان مقدر شده یا نشده است گلهمند و ناراضی باشیم و بگوییم «چرا من؟» بیشترین میزان آرامش و حال خوش بر عهده خود ما است. در کنگره میآموزیم که باید آنچه را که هستیم بپذیریم و برای ساختن خویش تلاش کنیم. وادی سوم به ما میآموزد که اگرچه مشورت با افراد صالح مهم است؛ اما تصمیم نهایی بر عهده خود ماست؛ زیرا «خود کرده را تدبیر هست»

همسفر هانیه:
در دل شب، آنگاه که سکوت عالم را فرا میگیرد و تنها صدای نفسهای ما در تاریکی گم میشود، عمیقترین افکار چون مرواریدی در صدف درون جوانه میزنند. در این خلوت جایی که دیگر هیچ صدایی جز صدای قلبمان شنیده نمیشود تازه متوجه میشویم که در میان تمام هیاهوی زندگی، هیچ موجودی به اندازه خود انسان به خویشتن خویش نمیاندیشد. در این جهان که همه چیز در حال تغییر است، تنها چیزی که همیشگی و ثابت باقی میماند خود ما هستیم. در میان شلوغیها، اضطرابها و خواستههای بیپایان، شاید تنها چیزی که با آن سر و کار داریم خویشتن خویش است.
هیچ موجودی در این جهان به اندازه انسان به خود نمیپردازد. به رازهای نهفته در عمق وجودش و به افکار و احساساتی که در درونش جاری است. گاهی اوقات باید توقف کنیم و به فکر فرو برویم که من چه شخصی هستم؟ چه چیزهایی مرا خوشحال و چه چیزهایی مرا ناراحت می کند؟ اصلاً زندگی چیست؟ این فکر کردن به خود، هنگامی که به دستاوردها، عشقها و لحظات شادمانه خود میاندیشیم لذتبخش است؛ پس بیائید در این سفر درونی با خود مهربان باشیم. بپذیریم که انسان بودن یعنی همین، یعنی فکر کردن، حس کردن، اشتباه کردن و دوباره برخاستن. بیائید در این دنیای پر از هیاهو لحظاتی را به این تفکر عمیق و ارزشمند به اندیشیدن به خویشتن خویش اختصاص دهیم؛ چراکه در نهایت این خود ما هستیم که باید با خودمان زندگی کنیم و هیچ شخصی بهتر از ما نمیتواند ما را بشناسد و درک کند.
رابط خبری: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر مرضیه (لژیون چهارم)
عکاس: همسفر فیروزه رهجوی راهنما همسفر طاهره (لژیون پانزدهم)
ویرایش: همسفر پروانه رهجوی راهنما همسفر مرضیه (لژیون چهارم) دبیر دوم سایت
تنظیم و ارسال: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی حسنانی تهران
- تعداد بازدید از این مطلب :
98