English Version
This Site Is Available In English

تغییر سطح توقعات

تغییر سطح توقعات

چهارمین جلسه از دور نود و دوم سری کارگاههای آموزشی عمومی کنگره60 شعبه آکادمی به استادی راهنمای محترم علی، نگهبانی مسافر بهروز و دبیری مسافر تقی با دستور جلسه‌‌‌: وادی سوم:"باید دانست که هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمی‌کند" در روز دوم خرداد 1405در ساعت۱۶:۳۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان علی هستم مسافرخدارا شکر که یک بار دیگر روزی من شد تا در این جایگاه خدمت کنم. از ایجنت محترم شعبه آکادمی و مرزبان ها تشکر می‌کنم که فرصت خدمت در این جایگاه را برای من فراهم کردند.دستور جلسه امروز دو بخش می‌باشد.قسمت اول دستور جلسه‌‌‌ هفتگی و قسمت دوم تولد اولین سال رهایی مسافر کاظم می‌باشد.ما می‌دانیم همین‌طور که جناب مهندس می‌فرمایند با کارکرد این وادی ها حفره ها و دره هایی که در زندگی ما به‌وجود آمده بود را بر طرف کردیم.
با آموزش‌های جهان‌بینی هم می‌توانیم مشکلاتی که در زندگی ما وجود دارد را حل کنیم.ما برای اینکه بتوانیم مواد مصرفی خودمان را کنترل کنیم از روش‌های زیادی استفاده کردیم ولی هیچ‌گاه موفق نمی‌شدیم.در کنگره60 با وجود وادی‌ها و کاربردی کردن آموزش جهان بینی به راحتی موفق به درمان مصرف موادمخدر شدیم. من خودم با اینکه از سواد آکادمیک برخوردار بودم و همچنین موقعیت اجتماعی خوبی داشتم و صد تا خبرنگار را در یک انجمن مدیریت می‌کردم و نویسندگی هم می‌کردم ولی خروجی این داشته ها چه بود؟
اینکه به قعر تاریکی‌ها و به سمت مصرف مواد مخدر رفته بودم که همه اینها دانسته‌های اضافی بود که من داشتم.اولین وادی ما را با تفکر آشنا کرد بعد به وادی دوم می‌رسیم که می‌گوید هیچ موجودی به هیچ نیست حتی اگر خودش به هیچ فکر کند و اما وادی سوم تنها وادی هست که با، باید شروع شده است. باید دانست هیچ موجودی به اندازه خودمان به خودمان فکر نمی‌کند و هیچ موجودی به اندازه خودمان به خودمان کمک نمی‌کند.

                                

ما در این وادی می‌خواهیم به آرامش برسیم، می‌خواهیم مسئولیت را به عهده بگیریم و پنجره افکارم که پنجره توقعات بود را عوض کنم. قبل از ورود به کنگره از همه توقع داشتم تا به من کمک کنند و می‌گفتم چرا کسی من را درک نمی‌کند.حال اینکه بعد از ورود به کنگره و آموزشها متوجه شدم خودم مسئول تمام گرفتاری‌ها هستم.حالا می‌توانم ذره، ذره، همه چیز را به سرانجام خوبی برسانم.
هیچ‌گاه نباید نا امید بشویم همیشه از هر مقطعی می‌شود شروع به ساختن کرد به شرط اینکه در جهت ارزشها گام برداریم.هیچ چیز در این جهان رایگان نیست باید بهای آن را پرداخت کنیم.خودم را مجبور کردم سر کلاس حضور داشته باشم، آموزش بگیرم و آن منبتی که داشتم را کنار بگذارم و روز به روز بهتر شدم چه مسافران چه همسفران، از زمانی که من متوجه اعتیاد پسرم شدم و همسفر شدم متوجه شدم که همسفران با چه چالش‌های سخت و طاقت فرسایی روبرو می‌شوند.

                            

در مورد قسمت دوم دستور جلسه که تولد یک سال رهایی کاظم عزیز هست باید بگویم که قبلاً سفر انجام داده بود، رهایی گرفته بود و آمده بود که دوباره سفر کند. چون متوجه شده بود که برای رهایی دو سفر الزامی است. در سفر اول از مصرف مواد و سیگار رها می‌شویم تازه به مسیر درست هدایت می‌شویم تا درست حرکت کنیم. چون اینکار را رها کرده بود موفق نشد ولی این دفعه با‌قدرت به سفر خودش ادامه داد و یک رهجوی درجه یک هست و هر خدمتی که به او گفتم انجام داد. بعد از رهاییش هم خدمتگزار پارک لاله در قسمت نشریات هست و هر سه روز فرد هفته صبح زود در پارک لاله مشغول به خدمت هست.در پارک لاله دبیر شد، نگهبان شد و امسال هم به امید خدا در امتحانات راهنمایی شرکت خواهد کرد تا به شال خوشرنگ راهنمایی هم برسد. از اینکه به صحبت‌های من توجه کردید از همه شما سپاسگزارم.

سخنان و خواسته مسافر کاظم:

سلام دوستان کاظم هستم مسافر. خواسته‌ام این است که هرکس به عنوان مسافر وارد کنگره ۶۰ می‌شود بتواند خودش را ببخشد و مسئولیت کارهایی که انجام داده است را به عهده بگیرد و بپذیرد و به آرامش برسد. در ابتدا از راهنمای بزرگوارم علی آقا کمال تشکر را دارم. حس و حال خوبی دارم و دوستان زیادی در کنگره۶۰ پیدا کردم این حس خوب و انرژی را با شما به اشتراک می‌گذارم. وادی سوم با باید شروع می‌شود و به من مسافر میگوید  تا مسئولیت کارهای خودم را به عهده نگیرم قدمی نمی‌توانم بردارم و هرچقدر قبول کنم که اعتیاد داشتم و آموزشی هم نتوانستم بگیرم و درگیر مصرف مواد مخدر بودم و این ناآگاهی باعث می‌شد که دیگران را مقصر بدانم با بهانه های مختلف برای مثال اگر در این محل نبودم معتاد نمی‌شدم روزی که به این وادی رسیدم متوجه شدم که در اشتباه بودم. در سفر اول همه کمک می‌کنند ولی کسی مسئول رهایی من نیست به جز خودم . همیشه راهنما و تمام اعضای کنگره۶۰ در این مسیر به من کمک می‌کنند ولی اگر خودم به اندازه کافی به خودم فکر نکنم هیچ اتفاقی برایم نخواهد افتاد.
 

سخنان راهنمای همسفر،خانم محترم:

سلام دوستان محترم هستم یک همسفر،این روز را به جناب آقای مهندس تبریک عرض می‌کنم، اگر این بستر فراهم نبود مشخص نبود چه اتفاقی می‌افتاد، همچنین از خانواده محترم ایشان تشکر می‌کنم و به آقای میرزایی راهنمای محترم تبریک عرض می‌کنم و به همسفر ایشان خانم الهام، من فکر می‌کنم که وجود همسفر بسیار مهم می‌باشد زمانی‌که به این موضوع فکر می‌کردم که در این تولد درباره چه موضوعی صحبت کنم به این مسئله رسیدم که اگر مسافری تنها سفر کند و همسفر او در لژیون حاضر نشود چه شرایط سختی را دارد.
مسافر در کنگره ۶0 می آموزد که باید از ضد ارزش‌ها مانند غیبت،تجسس،تهمت دوری کند اما در منزل با یک همسفر نا آگاه از تمام این موضوعات مواجه میشود و این باعث چالش در زندگی هر دو میشود، البته عکس این موضوع هم صادق می‌باشد همسفری که حاضر میباشد و مسافرش غایب است و در آن شرایط هم مسافر نسبت به مسائل مطرح شده نا آگاه می‌باشد،و این باعث اختلاف زیاد در آگاهی طرفین می‌شود یک سمت ترازو بسیار بالا و سمت دیگر بسیار پایین می‌باشد،زمانی که همسفر و مسافر هر دو در کنگره ۶۰حضور دارند سعی می‌کنند علم و سطح زندگی خود را ارتقاء دهند و اتفاق خوبی که می افتد این است که یک زبان مشترک بین مسافر و همسفر بوجود می آید مانند اینکه به جای پرداختن به ضدارزش‌هایی مثل صحبت درمورد دیگران وقت خودرا به صحبتهای جناب مهندس در سی دی و صحبت در مورد این موضوعات می‌گذرانند و این زندگی را بسیار شیرین می‌کند و هنگامی که حس بین زن و شوهر خوب باشد به فرموده جناب مهندس اندیشه نیز خوب می‌شود و وقتی اندیشه خوب شود کردار نیز خوب می‌شود و آرام آرام کفه‌های ترازو به هم نزدیک می‌شوند و می‌آموزیم که از فرصت زندگی و درکنار اطرافیان و نزدیکان بودن مثل همسر و خانواده، نهایت استفاده و لذت را ببریم ،به خانم الهام تبریک میگویم و بهترین‌ها را برایشان آرزو می‌کنم و امیدوارم همه این تولدها را تجربه کنید و لذت ببرید، از اینکه به صحبت‌هایم توجه کردید از همگی شما سپاسگزارم.

سخنان همسفر خانم الهام:

سلام دوستان الهام هستم همسفر. از آقای مهندس دژاکام کمال تشکر را دارم. همین‌طور از راهنمای مسافرم، علی آقای میرزایی که واقعا زحمات زیادی را متحمل شدند تشکر می‌کنم، همین‌طور از راهنمای خودم، همسفر محترم تشکر می‌کنم. در بدو ورودم به کنگره60 سرشار از ناامیدی و سردرگمی بودم و هیچ اعتقادی به مباحث کنگره60 نداشتم. اما بعد از آشنایی با آموزش‌های کنگره60، در زنگی‌ام شروع به تمرین آموزش‌ها کردم و به آرامش رسیدم.
از اینکه امروز اینجا هستم و در کنار شما رهایی مسافرم را جشن می‌گیرم بسیار خوشحالم. همچنین به مسافرم افتخار می‌کنم چون با وجود تمام سختی‌های مسیرش، توانست بهترین افتخار زندگی‌اش که همان رهایی و درمان اعتیاد و سیگار بود را برای خودش به ارمغان بیاورد. ممنون صبر و استقامتی هستم که به‌واسطه آموزش‌های جهان‌بینی در وجود مسافرم نهادینه شده است.
از اینکه به صحبت‌هایم توجه کردید از همگی شما سپاسگزارم.

تایپ: مسافر جلال لژیون هجدهم، مسافر مهدی لژیون دوم و مسافر امید لژیون دوم آکادمی
عکس و بارگزاری: مسافر حمید لژیون دوم آکادمی

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .