English Version
This Site Is Available In English

مقام انسان علاوه بر مسافر و یا همسفر جستجوگر است

مقام انسان علاوه بر مسافر و یا همسفر جستجوگر است

ششمین جلسه از دوره هفدهم سری کارگاه آموزشی خصوصی همسفران آقا، نمایندگی شفا مشهد، با استادی راهنمای محترم، مسافر امیر، نگهبانی همسفر علیرضا و دبیری همسفر امیرعلی، با دستور جلسه "وادی سوم: باید دانست هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمی­کند" شنبه ۰۲ خرداد ماه ۱۴۰۴، ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

به نام خداوند بالا و پست، که مجذوب اویم، هوشیار و مست. رهی را که زاهد به سالی رود، به یک گام شوریده حالی رود.سلام دوستان امیر هستم یک مسافر.

متشکرم از نگهبان جلسه و گروه مرزبانی که این خدمت را به من سپرده‌اند تا خدمت کنم. در مورد دستور جلسه وادی سوم که به گفته استاد عزیز، جناب مهندس دژاکام، سرآغاز زندگی است، قرار است ما زندگی تازه‌ای را برای خود رقم بزنیم. جملات کلیدی که در این وادی می‌باشد، به نظر من این است که مقام انسان، علاوه بر مسافر یا همسفر، جستجوگر است؛ یعنی در جستجوی گوهر جان خودش که به دست شیطان و نیروی منفی حال، به هر روشی که ربوده شده است، خودش نقش اساسی را دارد. در به دست آوردن گوهر وجود خودش و برای بازیابی این گوهر جان، هیچ شخصی مسئولیتی ندارد، جز شخصِ شخیصِ خودِ انسان. همیشه در به وجود آوردن مشکلات، نقش اول را خودمان داریم. هیچ‌گونه نمی‌توان گفت چون پدر من معتاد بود، من به این شرایط گرفتار شدم یا من در محلی زندگی می‌کردم که ۹۹٪ مردان و زنان دچار اعتیاد بودند و من هم به این بیماری دچار شدم. اما باید دانست که این‌ها همه توجیهات نیروهای منفی است تا ما به سوی راه حل مشکلاتمان نرویم و خودمان را هرگز مسئول ایجاد مشکلات ندانیم. دلیل اینکه ما خود را مسئول مشکل نمی‌دانیم این است که ما از حل آن گریزانیم. برای رسیدن به شهر سوم باید از دو شهر اول گذر کنیم. اولین شهر ما را دعوت به تفکر می‌کند؛ یعنی چه؟ یعنی اینکه یک سری مجهولات را برای خود معلوم و ناآگاهی‌ها و جهالت‌ها را برای خود تبدیل به علم کنیم. هیچ‌کس نمی‌تواند به جای ما تفکر کند. اگر ما به عنوان همسفر در اینجا نشسته‌ایم، یعنی به واسطه پدر، برادر یا فرزند که ما وارد کنگره شده‌ایم و با متون و آموزش‌های کنگره آشنا شده‌ایم، بر ماست که بپذیریم قسمت اعظم مشکلات درون ما مربوط به خود ما می‌باشد. راجع به همین باید تفکر کنیم. وادی اول باید دیدگاه من را تغییر بدهد. با رسیدن به اوج نقطه تفکر، سه حالت به وجود می‌آید: ۱. کسی که تفکر می‌کند درباره خودش، یک گذشته مخروب در ذهنش به تصویر کشیده می‌شود. ۲. یک جوان که وارد کنگره شده، در زندگی دردسرها و مشکلات از سوی پدر، برادر یا زندگی که آغشته به اعتیاد شده به وجود آمده است. ۳. یک آینده این است که؛ من تا ۲۰ سالگی، ۲۵ سالگی خدمت رفته‌ام یا نرفته‌ام، درس خوانده‌ام یا نخوانده‌ام، تحت تأثیر اعتیاد در زندگی قرار گرفته‌ام. تا ۲۵ سالگی این‌چنین آمده‌ام. آینده را با این همه تخریب می‌خواهم چکار کنم؟ این آینده است و آن گذشته مخروب حال ما را خراب‌تر می‌کند و رو به ناامیدی می‌برد و این است که ما را به سوی شهر دوم می‌برد؛ یعنی شهر پرهیز از ناامیدی. از اضلاع مثلث دانایی، تفکر را گذراندیم و حال نوبت تجربه‌کردن است. شما بارها تجربه همراهی مسافر خود را داشته‌اید؛ چه همراهی او برای دکتر رفتن و چه همراهی او برای حمام بردن و همراهی او برای ترک اعتیاد که ناموفق بوده است، شما را ناامید کرده است. وادی دوم می‌گوید قرار نیست که این راه هم شما را ناامید سازد. تنها راه نجات از ناامیدی، تجربیات جدید است.

ضلع دوم مثلث دانایی در وادی دوم شکل می‌گیرد؛ یعنی پرهیز از ناامیدی. ما تا شمع وجود خود را روشن نکنیم، نمی‌توانیم به دیگران کمک کنیم. در کنگره خود باید آموزش بگیریم تا بتوانیم به مسافرانمان کمک کنیم. بلافاصله گذر شهر از ناامیدی که وادی دوم شما را امیدوار به مسیر زندگی می‌کند، وارد شهر سوم می‌شوید؛ یعنی چه؟ یعنی مسئولیت امروز. حال شما که تفکر کرده‌اید و دیگر ناامید نیستید از حل مشکلاتتان، بدانید تنها شخصی هستید که می‌توانید مشکلات را حل کنید. همچون کلاف هزار گره، باید اولین گره را باز کنید تا به آخرین گره برسید. در سی‌دی هفته گذشته، مطلب بسیار زیبایی که مهندس فرمودند: گفتند ما برای حل تمامی مشکلاتمان یا تأسیس کنگره ۶۰ که من از روز اول در نظر داشتم، ۳ کار را باید انجام می‌دادیم: ۱. باید اول تفکر می‌کردیم که معادل وادی اول است. ۲. باید برنامه‌ریزی می‌کردیم، باید هدف می‌داشتیم که برنامه‌ریزی می‌کردیم که معادل وادی دوم است. ۳. و باید شروع به کار می‌کردیم، یعنی سرآغاز دانایی، آموزش گرفتن و آموزش دادن. هر سه کاری که برای بنا، بقا و ارتقای یک مجموعه لازم است، در این سه وادی وجود دارد و راه حل تمام مشکلات ما می‌باشد. چرا چون انسان اصولاً به این حیات می‌آید تا روش حل مشکلات را بیاموزد. اگر من مقصر مشکلاتم را پدرم بدانم، هیچ‌گاه سراغ راه حل آن‌ها نمی‌روم. در وادی دوم که می‌گوید خود را هیچ مپندار؛ یعنی همه چیز شما هستید. طوری رفتار کنید که همه چیز و همه کس در مقابل حل مشکلاتتان، خودتان هستید، نه هیچ شخص دیگری. چرا ما از مسئولیت‌هایمان گریزانیم؟ چرا ما آن‌ها را نمی‌پذیریم؟ به دلیل جهالتمان، چون از پذیرش و دردسرهای آن ترس داریم؛ ناامید هستیم در برابر تجربه راه جدید که آیا این هم مانند دیگر راه‌ها با شکست مواجه می‌شوم یا موفق به این کار می‌شوم؟ منیت ما جلوی پذیرفتن مسئولیت ما را می‌گیرد. ما خودمان را بالاتر می‌بینیم؛ می‌گوییم که مسئولیت با پدر است. من همیشه می‌گویم: هرگز نمی‌شود تو تب کنی، پنی‌سیلین را به برادرت بزنند. همیشه مشکل هست. آدم بی‌مشکل، آدم مرده است. باید نقش خود را در ایجاد مشکل، چه در دنیای نادیدنی‌ها و چه در دنیای دیدنی‌ها، بپذیریم. ما به عهدی در اینجا هستیم و عهد و مسئولیت‌پذیری ما را وادار به حل مشکلات می‌کند. اگر ما قادر به حل مشکلات نیستیم و اگر این آزمون مدام تکرار می‌شود و مردود می‌شویم در این آزمون، این سختی به گردن ما می‌باشد و رهایی پیدا کردن از این سختی، در گرو پذیرفتن است. این سختی‌ها را بپذیرید و از افراد صالح مشورت بگیرید و خودتان را قادر به حل مشکلات کنید. هیچ‌کدام از این‌ها دور از دسترس نیست؛ از نقطه سیاه تا رنگین‌کمان می‌شود رسید، به شرط اینکه سه وادی تفکر را که این وادی با هم مانند دعوت می‌شویم به تفکر، اگر این تفکرات را ما درست انجام دهیم، ساختار مناسب هم در ما ساخته خواهد شد. جالب است که در وادی سوم که شهر سوم است، سه مرتبه به طور متفاوت لفظ «خود» تکرار می‌شود؛ باید دانست یعنی سرآغاز دانایی و پایان آموزش، اینکه هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتنِ خویش فکر نمی‌کند. گذشته، حال و آینده؛ نفس اماره، لوامه و مطمئنه؛ همه متعلق به خود ما است، اگر نقش روح را در تعلیم و تربیت بپذیریم. از اینکه به صحبت من گوش کردید از شما ممنون و سپاسگذام.

مرزبان خبری: همسفر معین

تایپ:  همسفر محمد حسین (لژیون چهارم)

ویراستاری و ارسال خبر: همسفر حسین (لژیون یکم)

سایت همسفران آقا نمایندگی شفا مشهد

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .