English Version
This Site Is Available In English

سعی کنیم با تمام توان مسائل را با تفکر و تدبیر حل نمائیم

سعی کنیم با تمام توان مسائل را با تفکر و تدبیر حل نمائیم

همسفر سحر✍️

باید دانست؛ هیچ موجودی به میزان خود انسان، به خویشتن خویش فکر نمی‌کند.

ما با شروع زندگی در این وادی، برای خود آغازی تازه داریم. آغازی که ما را به سلامتی، صلح، آرامش و آسایش برساند. امیدوار هستیم که شما با نگاه کردن به طبیعت، به ابعاد گسترده‌ای برسید و چون اصوات موسیقی در جهان خود بدرخشید و خود کلید مسیر اصلی راه خود را بیابید. ما نیک می‌دانیم که انسان اگر خود جستجو نکند؛ حتی اگر با همه‌ی کاوشگران ماهر نیز همنشین باشد، به موضوع واقعی نمی‌رسد. از مطالب فوق چنین استنباط می‌شود و عملاً ما هم به این نتیجه رسیده‌ایم که در حل مشکل خودمان، بالاترین نقش برعهده‌ی خود ما می‌باشد و اگر تصور کنیم که بایستی دیگران بیایند و مشکل یا مشکلات ما‌ را حل نمایند، بسیار در اشتباه هستیم.

ما بایستی بدانیم که برای حل هر مشکل، بیشترین بار، بر دوش خودمان می‌باشد و خود ما بایستی بیشترین تفکر و کوشش را برای حل آن بنمائیم. مسئولیت این کار بر عهده‌ی هیچ شخصی نخواهد بود؛ مگر شخص شخیص خودمان! البته ما هرگز نمی‌توانیم منکر کمک و هم دردی و یاری سایر انسان‌ها و یا اعضای خانواده باشیم؛ ولی بایستی به این نکته توجه کامل داشته باشیم، که نقش اولِ مسئولیت‌ها و یا وظیفه‌ی حل مشکلات، بر عهده‌ی خود ما است؛ زیرا ما به این حیات آمده‌ایم تا روش حل مشکلات را بیاموزیم، بنابراین بایستی با تفکر و سعی و تلاش و امیدواری، برای پیدا کردن کلید مسائل غیر قابل حل، کوشش کنیم تا کلید را بیابیم.

اگر امروز ما دچار مشکلات جسمی، روحی، روانی، عاطفی، اقتصادی و ... هستیم، به راستی این درد‌ها و رنج‌ها چه مفهومی دارند؟! یک مفهوم آن این است که، ممکن است ما در گذشته، درست عمل نکرده‌ایم و دانسته یا ندانسته مرتکب اشتباه شده‌ایم و این اوضاع و احوالِ کنونی، در اثر کاشت بذرهایی هستند که ما با دست خودمان در گذشته، آنها را کاشته‌ایم و سال‌ها آبیاری نموده‌ایم؛ پس خیلی طبیعی می‌باشد که امروز با انبوهی از گیاهان تلخ و زهرآگین مواجه باشیم. به هر حال این سوال مطرح است که چه باید کرد؟ آیا باید بگوئیم، خود کرده را تدبیر نیست! یعنی همه چیز را رها کنیم و یا اینکه بگوئیم، خود کرده را تدبیر هست؟! بله، بایستی بگوئیم تدبیر هست! چون باید دانست که هیچ موجودی به میزان خود انسان، به خویشتن خویش فکر نمی‌کند؛ یعنی از این به بعد با تفکر و تدبیر، در مورد از میان برداشتن مشکلات خودمان به آرامی اقدام کنیم.

حال می‌تواند مفهوم یا برداشت دیگری نیز وجود داشته باشد و بگوئیم این مشکلاتی که امروز با آنها دست گریبان هستیم، خود ما در به وجود آمدن آنها هیچ گونه نقشی نداشته‌ایم؛ مثل بیماری‌هایی که مربوط به ژن ما می‌باشد و از پدر و مادر به ما منتقل شده است و یا سایر بیماری‌های ناخوانده و یا انواع و اقسام مشکلات جورواجوری که باز هم خود ما در به وجود آمدن آنها هیچ نقشی نداشته‌ایم. به هر حال اکنون این پرسش مطرح می شود که چه باید بکنیم؟

۱_ می توانیم بگوییم که این سرنوشت ما است و خداوند، این گونه سرنوشت ما را رقم زده و یا این‌که بگوئیم این شانس ما است و طبیعت، این گونه برای ما تاس ریخته است.

۲_ این تقصیر پدر و مادر من است که من را با یک ژن معیوب به دنیا آوردند و یا این‌که، چرا من در این خانواده‌ی مشکل‌دار به دنیا آمده‌‌ام.

۳_ این تقصیر زمین و آسمان است که مرا ناگزیر کرد پا به هستی بگذارم و یا این تقصیر سایر انسان‌هاست و یا تقصیر یک شخص خاص است که این گونه مشکلات را برای من فراهم نموده است و همین طور پرسش‌های مختلف دیگر.

به هر تقدیر، از طرح سوالات فوق و  پاسخ به آنها به طور کلی، دو راه در مقابل ما قرار می گیرد: یکی آن‌که، در جای خود بنشینیم و بسوزیم و بسازیم، تا خداوند و یا یک شخص دیگری پیدا بشود و مشکل ما را حل بنماید و اگر مشکل ما حل نشد، دائما به زمین و آسمان و سایر انسان‌ها ناسزا بگوئیم. دیگر آن‌که، بدانیم و آگاه باشیم که باید دانست، هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمی‌کند و با تفکر، صبر و استقامت، اقدام به حل مشکلات خود، به صورت تدریجی و پله به پله بنمائیم و هرگز امید را از دست ندهیم؛ چون پایان شب سیه، سفید است.

حال برای خروج از مشکلات یا بن بست و حرکت به طرف آسایش و آرامش و سلامتی، بایستی نیروهای خود را هم‌چنین نیروهای تخریبی و بازدارنده را کاملا بشناسیم و بدانیم شیطان، به زیباترین شکل ممکن و گاهی کاملاً به صورت دلسوزانه، وارد افکار و اندیشه ما می‌شود، تا گوهر جان ما را شکار نماید و هستی ما را به ویرانه‌ای تبدیل نماید. در این مبارزه‌ی نرم، گاهی شیطان و یا کشش نیروهای منفی و یا انسان‌های منفی‌باف در همه جا ما را احاطه می‌کنند و دائما در حال القاء و یا الهام پیام‌های منفیِ خود می‌باشند و ما با دشمن بسیار نیرومندی که غیر قابل رویت نیز می باشد، مواجه هستیم. این القائات و الهاماتِ منفی، گاهی از ما می‌خواهند که همه چیز را رها کنیم و در گوشه‌ی عزلت، منتظر مرگ و یا نابودی باشیم.

ما می‌توانیم از صبح تا شام به زمین و آسمان، ناسزا بگوئیم و یا انسان‌های دیگری را مقصر قلمداد کنیم؛ ولی اکنون بایستی بدانیم که این‌گونه با مسائل به صورت منفی برخورد کردن، هیچ دردی را از ما نمی‌کاهد و یا درمان نمی‌کند؛ بلکه ما را هر روز بیشتر و بیشتر به عمق ظلمات و یا باطلاق، هدایت می‌نماید. حال بهتر است یک نفس عمیق بکشیم و خوب تفکر کنیم و از هیچ کس هیچ انتطاری نداشته باشیم و سربلند بایستیم و بگوئیم، درختان، ایستاده می‌میرند و تا لحظه مرگ، از تلاش خود دست برنداریم و با امیدواری و سربلندی تمام به زندگی نگاه کنیم و تا جایی‌که بتوانیم سدها و موانع را یکی پس از دیگری از میان برداریم؛ چون ناامیدی، جز سیه روزی و غم و اندوه که مانند موریانه تمامی وجود ما را خواهد خورد، چیز دیگری برای ما به ارمغان نخواهد آورد.

برای برداشتن موانع، عقل سلیم حکم می کند به آرامی و به دور از هرگونه تشنج و شتاب زدگی عمل کنیم و نردبانی را که پله پله به مرور زمان، بالا رفته‌ایم به آرامی و در طول زمان، پله‌ پله پائین بیائیم. به هر حال نتیجه‌ای که می‌توانیم از این وادی دریافت نمائیم، به طور خلاصه عبارت است از:

۱_ کلیه‌ی کار و زندگی و مشکلات خودمان را، خودمان بپذیریم. ۲- كلیه سختی‌های آن را با دل و جان بپذیریم. ۳_ سعی کنیم با تمام توان، مسائل را با تفکر و تدبیر حل نمائیم. ۴_ سعی کنیم از نظر مشورتی سایر انسان‌های صالح استفاده کنیم؛ ولی تصمیم نهایی را بایستی خودمان بگیریم.

منبع: کتاب عشق

نویسنده: همسفر سحر رهجوی راهنما همسفر الهام (لژیون یکم) 

ویراستاری: همسفر شهلا رهجوی همسفر راهنما حمیده ( لژیون دوم)

تنظیم و ارسال: همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر اکرم (لژیون ششم) نگهبان سایت

نمایندگی همسفران پروین اعتصامی اراک

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .