English Version
This Site Is Available In English

ارزش ظرف به ظرفیت است

ارزش ظرف به ظرفیت است

جلسه سوم از دوره سوم جلسات لژیون سردار به استادی همسفر راهنما زهره نگهبانی همسفر فاطمه دبیری همسفر فرزانه با دستور جلسه(ظرفیت،مسئولیت وقلبه گم کردن) در روز چهارشنبه ۹اربیشهت ماه سال ۱۴۰۵ راس ساعت۱۵ آغاز به کارکرد.

 

*خلاصه سخنان استاد*

 خداوند را سپاسگزارم که امروز حضور دارم و آموزش می گیرم. از جناب مهندس و خانواده محترمشان بابت این بستری که فراهم شده، تشکر می کنم. از خانم مهدیه عزیز راهنمای محترم و ایجنت شعبه، سپاسگزارم که هرچه در زندگی یاد گرفته ام از ایشان است. دستورجلسه که ظرفیت و مسئولیت (قبله گم کردن) است؛ شاید واقعاً یکی از بزرگترین نیازهای من در این روزها، همین بوده که یک بار دیگر به خودم رجوع کرده و ببینم که آیا این ظرفیت و این مسئولیت پذیری در من شکل گرفته است؛ چون برای هر کاری که می خواهم انجام بدهم، لازم است. معنای ظرفیت این است که آیا من گنجایش انجام یک کاری را دارم یا ندارم.

وقتی می گوییم تمام کائنات بر مبنای این است که شما از ذره ذره موجوداتی که در هستی هستند؛ آنها را خداوند برای یک چیزی خلق کرده و ظرفیتشان در همان حد است؛ حالا اگر بخواهیم در بعد انسانی در نظر بگیریم، که هر انسانی یک جایگاهی دارد. در نوع اول ما انسان هستیم و باید انسانیت را بلد باشیم؛ من یک دختر خانواده، یک مادر و یا یک همسر هستم؛ اینها ظرفیتی است که باید در من شکل بگیرد؛ برای اینکه بتوانم در آن مسیری که درست است، حرکت کنم. حالا در بعد وسیع تر آن در مورد خودمان می شود که من بعد از ورودم به کنگره، آموزش می بینم و در قدم های بعدی در کنگره می مانم؛ قطعاً اول باید آن ظرفیت در من شکل بگیرد و آن ظرفیت را من داشته باشم، تا بتوانم به عنوان یک خدمتگزار در کنگره خدمت کنم.

اگر انسان این مراحل را به خوبی پشت سر نگذارد؛ قطعاً در مرحله آخر نتیجه کارش را می بیند؛ یعنی من یک ظرفیتی را پیدا کرده ام، یک مسئولیتی به من سپرده شده و آن کار را انجام می دهم؛ ولی روزی که خدمتم به اتمام می رسد؛ تنها چیزی که برای من اهمیت دارد، این است که کار را چگونه انجام داده ام؛ آیا از خودم راضی بوده ام، آیا الان از خودم راضی هستم یا نه، اگر از خودتان راضی باشید و خودتان را قبول داشته باشید؛ می گویید من واقعاً، تمام تلاشم را برای این کار کرده ام؛ یعنی اینکه آن ظرفیت و مسئولیت پذیری در من شکل گرفته است. در نهایت قبله گم کردن؛ یعنی اینکه هدف من چه است، گاهی اوقات آدم، وارد یک حیطه ای می شود؛ بدون اینکه حتی بداند هدفش چیست. قبله خودمان را گم نکنیم؛ یعنی اصل موضوع رو فراموش نکنیم.

زمانی که وارد کنگره شدیم باید بدانیم  که چه نتیجه ای  درست،است که انسان، خیلی چیزها را در کنگره می‌تواند تغییر بدهد؛ ولی اصل قضیه برای ما حل شده که درمان اعتیاد، برای ما انجام شده است. پس قبله گم کردن یعنی این که من یک خدمتی را انجام بدهم که بتوانم خدمتگزار خوبی باشم؛ ولی اگر بخواهم بنا را بر این بگذارم که به من این خدمت را داده اند که من ریاست کنم؛ یعنی قبله ام را گم کرده ام و حالا ربط این دستور جلسه به لژیون سردار را می خواهم بگویم ؛ اگر کسی تازه وارد کنگره شده و بخواهد که پهلوان بشود، قبول نمی کنند و می گویند که ششصد میلیون که هیچ، شش میلیارد و یا شصت میلیارد هم که بخواهید پرداخت کنید، ما از شما قبول نمی کنیم؛ بخاطر اینکه آن ظرفیت، هنوز در آن فرد شکل نگرفته است و او حداقل یک سال باید در کنگره بماند و به عنوان مسافر و یا به عنوان همسفر، خدمت کند و ظرفیت در او شکل بگیرد و این اتفاق از روی شور و هیجان نباید باشد؛ باید این شور تبدیل به شعور شود و به تفکر لازم برسید که پرداخت کنید.

 

تاپیست:همسفر مریم.م رهجوی راهنما همسفر مهدیه (لژیون سردار)
ارسال:همسفر زهرا.خ رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون سردار)
نمایندگی همسفران زاهدان 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .