هر بازی یک قانون دارد و زندگی هم یک بازی است و این وادیها قانون زندگی هستند که ما را به صلح و آرامش میرسانند. اگر ما بخواهیم از کنار وادیها به راحتی عبور کنیم، قطعاً برداشتی نخواهیم داشت. این وادیها مسیر زندگی را به ما نشان میدهند و ما میتوانیم با آنها به آرامش برسیم. وادیها پایه و اساس آموزشهای عمومی کنگره۶۰ هستند که برای همه مفید و مورد استفاده هستند.
از وادی اول شروع به حرکت میکنیم؛ باید درست تفکر کنیم، به خود ارزش دهیم و بدانیم هیچکس به اندازه خود ما به ما بها نمیدهد. با حرکت کردن راه برایمان نمایان میشود. با گذر از وادی دوم، مصرفکننده موادمخدر بعد از تفکر و خارج شدن نسبی از احساس پوچی، خود را برای حرکت آماده میکند. حرکت برای درمان اعتیاد و خروج از تاریکی در این مقطع او متوقع است که دیگران به کمک او بیایند؛ زیرا او میخواهد اعتیادش را درمان کند. این روحیه طلبکارانه، متوقع بودن و انتظار کمک از سوی دیگران در مصرفکننده موادمخدر بسیار شایع است و تا زمانی که در مصرفکننده این حالت وجود دارد؛ نباید منتظر کوچکترین موفقیت و پیشرفتی در او باشیم.
وادی سوم همچون شمشیری برنده به مرکز این تفکر مخرب فرود میآید و میگوید: «باید دانست، هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمیکند». در ابتدای عنوان از کلمه باید استفاده شده است، این تأکید قطعی نشان از قانونی محکم و خللناپذیر است، این قانون در تمام سطوح زندگی ما حکم فرماست. وادی سوم خیال مصرفکننده موادمخدر و مرا راحت میکند که هیچکس به اندازه خود تو به فکر تو نیست، هیچ کس به اندازه خود تو دلسوز تو نیست. کسی که باید به تو کمک کند، خودت هستی. از هیچکس توقع کمک نداشته باش، هیچکس بار اعتیاد تو را نمیتواند حمل کند، این بار روی دوش تو است، خودت باید حمل کنی و درنهایت بر زمین بگذاری، در غیر اینصورت هرگز به مقصد نخواهی رسید.
ما به شروع زندگی در این وادی برای خود آغازی تازه داریم، آغازی که ما را به سلامتی، صلح، آرامش و آسایش برساند. در سیدی «زیرآب» آمده است که هر شخصی باید برای رهایی و رسیدن به صلح از سه مرحله عبور کند؛ مرحله اول جداشدن از بند اهریمن، مرحله دوم مبارزه با مسائل و مرحله سوم بازشدن دربها است که انسان به صلح و آرامش میرسد. در حل مشکل، بالاترین نقش برعهده خود ما میباشد، اگر تصور کنیم که بایستی دیگران بیایند و مشکل یا مشکلات ما را حل کنند در اشتباه هستیم. هر انسانی یک وظیفهای دارد، ممکن است ما متوجه نباشیم؛ باید از یک مرحله به مرحله دیگر ارتقاء پیدا کنیم و این ارتقاء و تعیین جایگاه دست خود ما است و در قرآن هم میگويد: «روزی میرسد که هیچ نفسی بار نفس دیگر را نمیتواند بردارد»، یعنی هیچ کس نمیتواند به شخص دیگر کمک کند؛ باید هرکسی بار نفس خودش را بردارد.
ما بایستی بدانیم که برای حل هر مشکل، بیشترین بار بر دوش خود ما میباشد، خود ما بایستی بیشترین تفکر و کوشش را برای حل آن بکنیم. در سیدی فقط یک راه آمده است که در زندگی شخصی ممکن است در سکون و خلأ گیر کرده باشیم و دور خودمان بچرخیم که نه راه پس داریم و نه راه پیش، برای اینکه انسان از این سکون خارج شود، نیاز به یک انرژی دارد که این انرژی باید از درون خودش باشد؛ زیرا بیرون هیچ خبری نیست؛ باید با تفکری که انجام میدهد، مسیر خودش را عوض کند. وقتی خودتان متمرکز شوید، برای حل مشکلات مطمئن باشید، نیروهای دیگر هم به شما کمک خواهند کرد. بعضی از انسانها برای رسیدن به خواسته فقط از توان عقلی استفاده میکنند و بعضی از توان حسی که اینها درست نیست. تفکر سالم تفکری است که راهی باز نماید و انسان را به مقصد برساند.
عدهای از انسانها اول مشکل را میشناسند و بعد که شناختند به دنبال راه حل قطعی آن هستند، منتظر نیستند تا یک نفر از عالم غیب راهگشای مسائل او گردد؛ بلکه با امید و تلاش حرکت کرده تا راهی نمایان گردد. همیشه حرکت در مقابل سکون، امید در مقابل ناامیدی دستاورد خوبی را به دنبال خواهد داشت. بیشتر انسانها هرگاه دچار شکست و یا اشتباهی در زندگی میشوند میگویند که تقصیر سرنوشت است. در سیدی «سرنوشت» یاد گرفتم که سرنوشت با خواست اشخاص رقم میخورد و سازمان الهی سازمانی است که همه چیز در نهایت دقت، نظم و حساب است که به ذهن انسان نمیرسد و پشت این سیستم الهی قدرت و نیرو وجود دارد. وقتی انسان به درجه بالایی از موفقیت در زندگی میرسد، از او سوال میشود چگونه به این مقام رسیدی؟ در جواب میگوید: تلاش کردم و از ضدارزشها دوری کردم.
چیزهایی که بشر نمیداند، بسیار بیشتر از چیزهایی است که میداند. ما باید برای حل مشکل خود حرکت کنیم، تلاش و کوشش همراه با دانایی داشته باشیم و بدانیم که اگر با تمام دانشمندان هم مراوده داشته باشیم، هیچ یک از مشکلات ما حل نمیشود. اگر من امروز دچار مشکلات زیادی هستم به علت کارهایی است که قبلاً از روی جهل انجام دادهام و اکنون نتیجهاش به من رسیده و برایم دردناک است، اگر به موقعیت مالی، خانوادگی یا معنوی رسیدهام بابت تلاش و کوشش خودم است، اگر نگاه کنیم میبینیم، همه چیز طبق عدالت و در جای خود قرار گرفته است. من باید بپذیرم در هر نقطهای قرار دارم دست پخت خودم است؛ زیرا محور حرکتهای انسان خود اوست.
نیروهای بازدارنده در هستی وجود دارند و همواره درحال آزمایش ما هستند. نیروهای تخریبی نیروهایی هستند که تخریب ایجاد میکنند و نیروهای بازدارنده، نیروهایی هستند که انسان را از هدفش باز میدارند تا به خواسته خود نرسند. زمانی که ما با تمام وجود یک خواسته مثبت داریم، این نیروها بیشتر به سراغ ما میآیند. کسانی که از نظر علمی کمی پیشرفت کردهاند، بیشتر از افراد ناآگاه مورد هدف این نیروها قرار میگیرند. کسی که موادمخدر مصرف میکند و به سمت تاریکیها حرکت میرود، نیروهای تخریبی کاری با او ندارند؛ اما وقتی شخص در مسیر کنگره۶۰ قرار میگیرد و سفر خوبی را شروع میکند، نیروهای تخریبی به سراغ او میآیند.
حال که در وادی سوم متوجه شدیم، ما مسئول به وجود آمدن مشکلات خود هستیم، نیروهای درون و بازدارنده را شناختیم و درمقابل ناامیدی ایستادیم؛ باید بدانیم که برای انجام همه این مراحل باید به آرامی و به دور از هرگونه تشنج و شتابزدگی عمل کنیم و نردبانی را که پلهپله به مرور زمان بالا رفتهایم به آرامی و درطول زمان، پلهپله پایین بیاییم. در کنگره۶۰ ما روش DST را برای درمان اعتیاد و مسائل دیگر آموختهایم. به هر حال نتایجی که از این وادیها میتوانیم دریافت کنیم، بهطور خلاصه عبارتند از:
۱. کلیه مسئولیت کار، زندگی و مشکلات خودمان را بپذیریم.
۲. سختیهای آن را با دل و جان بپذیریم.
۳. سعی کنیم با تمام توان، مسائل را با تفکر و تدبیر حل نمائیم.
۴. سعی کنیم از نظر مشورتی سایر افراد استفاده کنیم؛ ولی تصمیم نهایی را خودمان بگیریم.
رابط خبری و نویسنده: همسفر صالحه رهجوی راهنما همسفر سمانه (لژیون دوم)
عکاس: همسفر رقیه رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون چهارم)
ویرایش: همسفر بهاره نگهبان سایت
ارسال: همسفر ابتهال رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون چهارم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی امین قم
- تعداد بازدید از این مطلب :
212