جلسه دهم از دوره چهارم سری کارگاههای خصوصی کنگره۶۰ ویژه همسفران آقا نمایندگی کوروش آذرپور به استادی ایجنت محترم مسافر حسین، نگهبانی راهنمای محترم همسفر دانیال و دبیری همسفر علی با دستور جلسه:"وادی دوم و تاثیر آن روی من" پنجشنبه ۱۷ اردیبهشتماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۴ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان من حسین هستم، یک مسافر. ابتدا خدا را شکر میگویم که در کنگره هستم و در جمع شما دوستان حضور دارم. این نخستین بار است که در جمع همسفران هستم. از آنجا که فردی احساساتی هستم، مطلبی از پیش آماده نمیکنم. همه چیز بر اساس آن چیزی است که درون دارم. من همیشه سعی کردهام آن باشم که آقای مهندس در وادی دوم قرار میدهند. فکر میکنم بتوانم در قالب یک روایت این کار را انجام دهم.
واقعاً نمیدانم؛ واژهٔ همسفر واژهٔ بسیار عمیقی است. شاید شما نیز این مسئله را داشته باشید یا نه. هر چه بیشتر به آن فکر میکنم، احساس بهتری، احساس مصونیت بیشتری نسبت به این واژه پیدا میکنم.
حالا این را نسبت به این موضوع دوست داشتم در اختیار شما بگذارم، یعنی حس و موضوعی که در ذهنم است. واقعاً خیلی خوشحالم و باعث افتخار من است که در این جلسه هستم. حس بسیار خوبی داشتم. وقتی آنگونه نشسته بودم، گفتم شاید نتوانم روی عنوان بگذارم. در کنگره بسیار این اسم وجود دارد؛ آدمها نمیتوانند واقعاً بگویند این چه حسی است که ما را دور هم جمع کرده. واقعاً من سپاسگزار همهٔ کنگره، از مطالبات آقای مهندس متشکرم. که چنین موضوعی را در کنگره شروع کردهاند و قلم دادن و الان چنین حس قشنگی در کنگره وجود دارد. دوست دارم امیدوار باشم که در این نمایندگی هم این اتفاق هر روز رشد کند و اعضا بتوانند این مسئله را در کنار همدیگر، با نظمی بسیار خوب، انجام دهند. چیزهای کوچک میتوانند این کار را به صورت بسیار بزرگتر انجام دهند؛ مثلاً سرِ ساعت به جلسه رفتن، یا یک سری کارهای دیگر که مناسب است انجام دهید. همین باعث میشود که تبدیل به لحظاتی شود که خودش در جوشش است و اتفاق میافتد. وادیِ دوم هم همینگونه قلههای آتش فشان و ذرات رب است.
همه دربارهٔ واقعیت، نظرشان راجع به ناامیدی است؛ ولی من کاملاً برعکسم و میگویم وادیِ دوم همان ذرات جرقهای است که در ما تکان خورده است و سیگنال درون میآید تا از آن استفاده کنیم و مسیر را ادامه دهیم. موضوعی که در کنگره خیلی به آن علاقهمندم این است که یک سری مسائل در قالب ضدّارزش میآید در جامعه، در افراد، در افکار ما. ما فکر میکنیم آن قضیه درست است؛ مثلاً میبینند که همسفر فلان کار را انجام نداده و اینگونه نبوده، از یک سری مسائل عقبنشینی میکنند مثلاً همین که همسفر است یا برعکسش، در مسافر و این موضوع را هر سال فکر میکنم که ببینم چه موضوعاتی در درون من هست که از آن استفاده میکنم و در قالب ضدّارزش در افکار و اندیشهٔ من است. دوست دارم وادی دوم، اول عصر در میانِ سخنان آقای مهندس، همیشه آخرِ وادیِ دوم هست من همیشه گوش میدهم. یک بخش هم فکر کنم لژیون سردار خودش درست است.

میخواهم کمی راجع به سی دی آقای مهندس که دیروز مطرح کردند با عنوان روح405. عنوان قشنگی بود. من آوردمش در قالب همسفر و لژیون سردار و همه اینها باعث رشد و تکامل انسان میشود. بیشترش آخرِ سی دی روح405 آقای مهندس است یعنی نفس انسان مصرف کننده تشنه میشود و به آن انسانی که نیازش داریم، آن اشرفِ مخلوقات برسیم. آن جایی که نفس دیگر کار ضدّارزش انجام نمیدهد، یک سری از مسائل که روح هم دارد کار خودش را به درستی انجام میدهد، نتیجهاش قطعاً مثبت است. حالا شما فرض کنید یک همسفر با این واژهٔ بسیار عظیم و این خداگذشتگی میآید به لژیون سردار اضافه میشود، یعنی میآید از پول خودش میگذرد تا آن را به کنگره دهد. در نهایت این همسفر به نظر من میشود یک همسفر که واقعاً این واژهٔ همسفر را با خودش حمل میکند و برای من یک سرچشمه است. من یاد گرفتم که اوّلاً از بیرون، لژیون سردار را شروع کنم؛ یعنی از یک سری کارهای غیرمعمول مثل خرج های اضافی، و مسائل اقتصادی و خیلی مسائل دیگر، از بیرون را شروع کنم و یواشیواش به میانه بیایم. این مسئله در کنگره هم شکل میگیرد. من تقریباً در ششماهِ سفر بودم که در سفرِ اول، قضیه را لمس کردم. از اینکه به صحبت هام توجه نمودید سپاسگزارم.
در ادامه تصاویری از اهدای لوح به اعضای محترم لژیون سردار توسط نگهبان محترم لژیون، همسفر محراب صورت پذیرفت:








عرض تبریک فراوان به این عزیزان
عکاس،تایپ و ویراستاری: سایت همسفران آقا،نمایندگی کوروش آذرپور
- تعداد بازدید از این مطلب :
24