"به نام خدا"
سومین جلسه از دور چهل و نهم کارگاههای آموزشی کنگره۶۰، نمایندگی عمان سامانی (شهرکرد)، به استادی راهنمای محترم مسافر پدرام، نگهبانی مسافر سامین و دبیری مسافر سعید، با دستور جلسه «در استحکام پایههای مالی و علمی کنگره، من چه کردهام؟ و جشن اولین سال رهایی مسافر حمید» روز پنجشنبه ۳۱ اردیبهشتماه ۱۴۰۵ برگزار شد.
خلاصه صحبتهای استاد:
سلام دوستان پدرام هستم یک مسافر؛

خداوند را شاکرم که یکبار دیگر توفیق حضور در این جایگاه را دارم و امیدوارم همهی سفراولیها جایگاه زیبایی را که حمید عزیز امروز تجربه میکند، تجربه کنند و در جایگاههای بالاتر قرار بگیرند.
در مورد دستور جلسهی اول، یعنی استحکام پایههای مالی، و اینکه من در این زمینه چه کار کردهام، میخواهم صحبت کنم. بعضی وقتها ممکن است سوءتفاهمی پیش بیاید؛ چون گاهی در کنگره دستور جلسههای مالی داریم و از طرفی هم میگوییم درمان رایگان است. تعدد این دستور جلسهها ممکن است برداشتهایی ایجاد کند. خیلی فکر کردم که دستور جلسه را چطور شروع کنم.
وقتی به کل چارچوب آموزشی و خطمشی کلی کنگره نگاه میکنیم، میبینیم که در دو بُعد انسان را رشد میدهد؛ یک بُعد معنوی و یک بُعد مادی. اگر قرار بود فقط شعار بدهیم، میگفتیم که ما فقط باید در بُعد معنوی پیشرفت کنیم و تعالی پیدا کنیم؛ چون انسان برای تعالی به این حیات آمده است. اما بارها و بارها گفته شده که تا زمانی که پایههای مالی استحکام پیدا نکند، انسان در بعضی جایگاهها به رشد واقعی نمیرسد.
وقتی روی پایههای مالی تأکید میشود، همانقدر مهم است که روی پایههای علمی تأکید میشود. وقتی آقای مهندس دستور جلسهای را مطرح میکنند، هدف این نیست که فقط دربارهی پول صحبت شود؛ بلکه تصویری از اتفاقاتی که در کنگره در حال رخ دادن است ارائه میشود. وقتی بحث درمان مطرح میشود و حوزههای درمانی گسترش پیدا میکند، میبینیم که کنگره چقدر مستقل و موفق عمل کرده است؛ بدون وابستگی به سازمانهای دیگر یا نهادهای دولتی، و این خودِ بچهها هستند که با حمایتهای مالی، این مسیر را ادامه میدهند.
این موضوع هم برای ادامهی راه اهمیت دارد و هم برای شفافسازی؛ اینکه بدانیم تا امروز چه اتفاقاتی افتاده است. وقتی دربارهی پایههای مالی و علمی صحبت میکنیم، باید نقش خودمان را هم بشناسیم.
یک جملهی معروف وجود دارد که میگوید در عالم معنا، عمل مقدمهی علم است؛ اما در جهان فیزیکی، علم مقدمهی عمل است. در جهان فیزیکی، انسان درس میخواند تا مهندس شود و بعد وارد عمل میشود؛ اما در عالم معنا، وقتی انسان میخواهد به جایگاهی برسد، ابتدا باید عمل کند تا به درک و آگاهی برسد.
وقتی به این موضوع نگاه میکنیم، میبینیم ما وقتی وارد کنگره شدیم، هر کدام با حجم زیادی از کینه، نفرت، رنجش و مشکلات وارد شدیم. من خودم نزدیک دو سه سال با رنجشهایم جنگیدم و فقط دنبال این بودم که چطور میشود از این نفرتها عبور کرد. دوست داشتم یک اتفاق اعجازگونه بیفتد و همهچیز یکشبه حل شود؛ اما بعد از هشت یا نه سال فهمیدم که این اتفاق یکشبه نمیافتد.
گذشت در شرایط مالی هم اتفاق میافتد. وقتی انسان بخشش مالی انجام میدهد، فعلِ بخشش در وجودش نهادینه میشود. وقتی در دنیای مادی بخشش را تمرین میکنم، آرامآرام در درون من هم شکل میگیرد و آنوقت راحتتر میتوانم نفرتها و رنجشها را ببخشم.
اینها مسائلی است که باید به آن دقت کنیم. وقتی دربارهی پایههای مالی و علمی صحبت میشود، باید بدانیم نقش ما چیست. شاید یک سفراولی بپرسد نقش من در پایههای علمی چیست؟ کنگره در مسیر درمان اعتیاد حرکت میکند و منِ سفراولی میتوانم سندی بر حقانیت کنگره باشم. لازم نیست حتماً دانشمند باشم یا در دانشگاههای بزرگ دنیا صحبت کنم. وقتی سفر میکنم و درمان میشوم، خودِ من تبدیل به سندی برای حقانیت این مسیر میشوم.
وقتی دربارهی پایههای مالی صحبت میشود، حداقل کاری که ما میتوانیم انجام دهیم حمایت کردن است. آقای مهندس فرمودند هر کسی در هر جایگاهی که خدمت کرده، خدمات مالی و علمیِ خودش را مطرح کند. این خیلی مهم است؛ چون ما باید این پرچمی را که باعث نجات ما شده، به نسلهای بعد منتقل کنیم و لازمهاش این است که از لحاظ مالی هم روزبهروز قویتر شویم.
بچههایی که در جایگاههای مالی حضور داشتند و عضو لژیون سردار بودند، حرف من را تأیید میکنند. من خودم دو سه سال پیش وقتی در جایگاه لژیون سردار حضور پیدا کردم، هرچه جلوتر رفتم، حس کردم بخشی از وجودم کاملتر شد و همیشه قبل از اینکه مالی را بدهم، مقدار و برکت بیشتری از آن مال برای من آمده بود.
وقتی امروز نگاه میکنم ، میبینم من فقط از کنگره استفاده کردهام. الان هم با تمام شرایط اقتصادی و مشکلات موجود، حس میکنم نباید بهانه بیاوریم. شاید بعضی وقتها شرایط سخت باشد و کنگره هم این شرایط را درک میکند، اما گاهی انسان باید به خودش نگاه کند و ببیند چقدر برای این مسیر ارزش قائل است.
و اما در مورد دستور جلسهی دوم؛ فرصتمان محدود است و من کوتاهتر صحبت میکنم. حمید عزیز از همان روزهای اولی که آمد، مشخص بود متفاوت است. بعضی آدمها با لبخند و نگاهشان حرف میزنند. او با وجود سن کم و شرایطی که داشت، با ناباوری تمام وارد شد؛ شاید در ابتدای امر خطاهایی هم داشت اما خیلی زود فهمید کجا آمده است.
من همیشه میگویم اگر کسی واقعاً بفهمد کجا آمده، سفرش بیمه میشود. خیلی قشنگ خدمت را شروع کرد از همان سفر اول وارد بخش سایت شد.
قبول دارم که گاهی نسبت به او سختگیرانه رفتار میکردم، اما دلیلش این بود که حمید همحس من است، وقتی به او نگاه میکنم، انگار که گذشتهی خودم را میبینم و دوست ندارم اشتباهاتی را که من در گذشته داشتم تکرار کند.
به خانوادهاش تبریک میگویم که فرزندی تربیت کردهاند که میتواند از خیلی خواستهها و امیالش بگذرد و برای خدمت کردن وقت بگذارد. بچههای خدمتگزار، زمانی که وارد کنگره میشوند، دیگران را بیشتر از خودشان دوست دارند و این موضوع ارزش بسیار بزرگی است.
به خودش و خانوادهاش تبریک میگویم و امیدوارم سفر دومش هم مثل سفر اولش پربرکت باشد. هنوز مسیر زیادی پیشِ رو دارد، اما تا امروز خیلی خوب حرکت کرده است.
امیدوارم در ادامهی مسیر، در جایگاه راهنمایی قرار بگیرد و بتواند به بچههایی که شبیه گذشتهی خودش هستند کمک کند.
از اینکه به صحبتهای من توجه کردید، بسیار سپاسگزارم.

صحبتهای مسافر حمید:
سلام دوستان حمید هستم یک مسافر؛ خداوند را شاکر و سپاسگزارم بابت جایگاهی که امروز در آن قرار دارم و این جایگاه را برای همه سفر اولی های عزیزمان آرزومندم.
از همه شما که امروز در جشن تولد یک سالگی من را همراهی میکنید، بسیار متشکرم.
در ابتدا لازم میداند، از آقای مهندس دژاکام بابت بستری که برای درمان ما فراهم کردهاند، تشکر و قدردانی کنم؛ همینطور از خانواده محترمشان و استاد امین عزیز که نوشتن و گوش دادن به سیدیهای ایشان نقش بزرگی در درمان و تغییر نگرش من به زندگی داشت.
از گروه مرزبانی قبلی و فعلی بابت تمام زحماتشان، بسیار قدردانی و سپاسگزاری میکنم.
خدمت ایجنت جدید شعبه، آقا حسین عزیز عرض تبریک و خوشامدگویی دارم؛ همچنین خدمت ایجنت سابق، آقا فربد دوستداشتنی خداقوت و خسته نباشید، عرض میکنم.
از آقا کامران عزیز بسیار ممنونم که با تلاش و همت بلندشان، کنگره را به شهر ما آوردند و باعث و بانی رهایی بسیاری از دوستان و عزیزان ما شدند.
در نهایت از استاد خوبم، آقا پدرام عزیز تشکر میکنم که نه تنها در مقام یک راهنما، بلکه به عنوان یک انسان، واقعا شخص شریفی هستند. بدون کمکها و زحمات ایشان، امکان نداشت که من بتوانم به رهایی برسم. بسیار دوستشان دارم و برایشان احترام قائل هستم.
همینطور از آقا مهدی، راهنمای درمان سیگارم، که امروز زحمت کشیدند و در جشن تولد من حضور پیدا کردند، بسیار قدردانی میکنم و از این که با صبر و شکیبایی بالای خود، من را راهنمایی و در مسیر پر پیچ و خم درمان سیگار هدایت کردند، بسیار سپاسگزارم.
اگر من امروز هنوز سیگار میکشیدم، اصلا این تولد لطفی نداشت و گویی هنوز بندی به دست و پای من بود.
کنگره محلی است که افراد میتوانند به درمان واقعی برسند و نه فقط یک قطع مصرف یا ترک، میتوانند بدون میل و نیاز به مصرف مخدر به زندگی خود ادامه دهند و حالشان خوب باشد.
من با مصرف بالای مواد صنعتی و روانگردان وارد کنگره شدم؛ تعادلم را کاملا از دست داده بودم و درگیر مشکلات ذهنی، جسمی، روحی و روانی زیادی شده بودم.
سفر خودم را شروع کردم و با کمک و راهنمایی استادان عزیزم به رهایی رسیدم و امروز اینجا هستم.
از همه شما دوستان عزیزم که همیشه به من قوت قلب و امید دادید و پشتیبان و همراهم بودید بسیار ممنونم؛ همینطور از هملژیونیهای عزیزم و همه خدمتگزاران کنگره تشکر و قدردانی میکنم.
بسیار از شما ممنونم که به صحبتهای من گوش دادید.


نگارش: مسافر کاظم لژیون پنجم و مسافر حمید لژیون نوزدهم
عکسبرداری: مسافر میلاد لژیون هشتم
لژیون خدمتگزار: لژیون نوزدهم به استادی آقا پدرام
(5).jpg)
با احترام گروه سایت و مرزبان خبری نمایندگی عمان سامانی(شهرکرد)
- تعداد بازدید از این مطلب :
317