هفتمین جلسه از دوره هفدهم سری کارگاههای آموزشی عمومی کنگره۶۰ نمایندگی دکتر علیرضا (مبارکه)، با استادی راهنمای محترم مسافر حسین، نگهبانی مسافر مجتبی و دبیری مسافر اسماعیل با دستور جلسه «در استحکام پایههای مالی و علمی کنگره60 من چه کردهام؟» در تاریخپنجشنبه 31اردیبهش1405 راس ساعت 15:30 آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، حسین هستم یک مسافر.
خوشحالم که جلسات کنگره به روال گذشته بازگشته و خدا را شکر میکنم که امروز جشن تولد داریم. امروز طبق روال جلسات قبل ما دو دستور جلسه داریم، اولین دستور جلسه «در استحکام پایههای مالی و علمی کنگره60 من چه کردهام؟» و دستور جلسه دوم تولد یکسال رهایی آقاابراهیم مرزبان پارک است که در زمان خودش به آن میپردازیم.
دستور جلسه اول:
در رابطه با دستور جلسه اول من باید برگردم به زمانی که یک تازهوارد به کنگره میاید. یک تازهوارد با دنیایی از تاریکیها و دردها و جهالت وارد کنگره میشود. برای خروج از این تاریکی و جهالت و ورود به دانایی یکی از اضلاعی که باید روی آن کار شود ضلع «آموزش» است. برای آموزش گرفتن شخص باید با علم راستین کنگره60 آشنا شود و این امر نیاز به یک بستر مناسب دارد که در شأن افراد و خانوادهها باشد. آقای مهندس معماری سیستم کنگره را به شکلی اجرا کردند که متفاوت از دیگر بنیادها است و اینطور نیست که مثلا از ساختمان مساجد یا گاراژها و از این قبیل مکانها به عنوان ساختمان آموزشی استفاده شود. این بستر مناسب یک سرپناه مناسب است که نیاز به امکانات اولیه رفاهی دارد مثل اب و برق و گاز و سیستم سرمایشی و گرمایشی مناسب با فصول مختلف سال. اگر ما اکنون در نمایندگیهای کنگره60 در سراسر کشور این امکانات را در حد مناسب و درخور داریم همهاش ثمره زحمات افرادی است که قبل از ما به درمان رسیدهاند و توانستهاند بار مالی این امکانات را به دوش بکشند. من معتقدم که بار علمی کنگره در گرو بار مالی کنگره است، یعنی اگر از نظر مالی منبع و حرکتی نباشد در جنبههای دیگر حرکتی انجام نمیشود چون در هستی ما برای هر حرکتی نیاز به انرژی داریم، و این انرژی در صور اشکار معادل پول است. در صدر اسلام هم اگر پشتوانه مالی حضرت خدیجه نبود شاید حضرت رسول نمیتوانست اسلام را گسترش بدهد.

وقتی که آموزشها شروع میشود ما به نقطهای میرسیم که آنجا حسها باز میشود و صفاتی که سالها شخص به آنها توجه نمینموده آرام آرام آشکار میشوند و به مرحله ظهور میرسند، صفاتی مثل بخشش و محبت و ازخودگذشتگی. وقتی رهجوی سفراولی یا سفردومی به نقطهای از آگاهی میرسند که متوجه میشوند در گذشته دیگرانی بودهاند که از مال و دارایی خود در هزینههای کنگره سهیم شدهاند. اگر دقت کنیم میبینیم که این افرادی که به کنگره کمک مالی کردهاند ثروتمند نبودهاند، هرچند که ثروتمند واقعی کسی است که از آنچه که دارد بتواند ببخشد، وگرنه چه بسیار افرادی که پول و ثروت زیادی دارند اما توان بخشندگی و گذشت را ندارند. منبع اصلی تمام آموزشها در کنگره60 آقای مهندس است، آقای مهندس گفتهاند که «در گذشته به پایههای مالی چندان توجهی نداشتم اما مکرر و مرتب توسط اساتیدم به این کار سفترش میشدم»، جناب آقای مهندس در این مورد مثالی میزنند و میگویند: «رسول خدا میگوید برادرم موسی با یک چشم به دنیا نگاه میکرد و برادرم عیسی با چشم دیگر، ولی من با هر دو چشم به دنیا نگاه میکنم» منظور این است که حضرت موسی به مادیات توجه بشتری داشتند وحضرت عیسی نگاهش به دنیا خیلی معنوی بود، اما رسول خدا هم به مسائل مالی و هم به مسائل معنوی توجه داشتند، و این دیدگاه در کنگره هم اتفاق افتاد و تدبیر آقای مهندس در این مورد تشکیل لژیون سردار بود. البته لژیون سردار فقط برای پرداخت پول نیست بلکه یک سکوی پرتاب است. انسان وقتی از نظر آگاهی به نقطه قابل قبولی رسید باید از یک مرحلهای به بعد نیروهای دیگری را هم در خود تقویت کند که یکی از این نیروها بخشش و گذشت از مادیات است. وقتی انسان ببخشد ارتقا بیشتری پیدا میکند. در کنگره اعضایی که در سطح بالایی قرار دارند و جزو یاران راستین آقای مهندس هستند هر کدام گذشتهای مکرری در زمینه مالی داشتهاند و حتا شاید چند برابر درآمد سالیانهشان به کنگره کمک مالی کردهاند، و چون یکی از ابزارهای آموزش در کنگره الگوبرداری است من هم باید این صفاتی که در من بهوجود آمده را پرورش یافتع را باید به مرحله عمل برسانم و من هم بتوانم مانند بزرگان کنگره60 پرورش پیدا کنم.

اگر انسان سوار بر مادیات شد میتواند حرکت کند اما اگر مادیات بر او سوار شود انسان را زمینگیر میکند. من در سال97 که میخواستم صدهزارتوان به کنگره کمک کنم فشار اقتصادی زیادی بر من وارد شد، اما الان دو سال است که دنوری اعلام میکنم و اگر خدا کمک کند برنامه بعدیام در این زمینه جایگاه پهلوانی و نشانی در بینشانی است.
از نظر علمی هم که در کنگره60 علم توسط آقای مهندس تولید شده و تنها کار ما این است که آموزشها را به بهترین شکل دریافت کنیم و به عمل تبدیلش کنیم، و اگر این توفیق را داشتیم که آن آموزشها را به دیگران آموزش دهیم این کار را به بهترین شکل انجام بدهیم. امیدوارم تا زمانی که این مسیر وجود دارد من هم باشم.
دستور جلسه دوم:
آقا ابراهیم را همه میشناسید ابتدا در آبدارخانه خدمت میکرد و در حال حاضر مرزبان پارک است. آقا ابراهیم شروع سفرش با تاریخ شروع سفر اقای مهندس همزمان بود. اولین رهجویی که من گرفتم آقاابراهیم بود، و با توجه به اینکه سن وسالش از من بیشتر بود با خود گفتم خدایا اولین رهجویم از من بزرگتر است چگونه میتوانم به او آموزش بدهم؟!، اما برخلاف انچه فکر میکردم ایشون وقتی وارد لژیون شد بسیار فرمانبردار و منظم بود. در نوشتن سیدیها کاملا خوب عمل کرد، در ابتدا نوشتن برایش سخت بود اما به خوبی سعی و تلاش نمود. کاملا سروقت در جلسات حاضر میشد، و در اولین جلسه دست بلند کرد و مشارکت نمود و این نشان دهنده این بود که با اراده و خواست قلبی حرکت کرده است. یکی از دغدغههای آقاابراهیم جبران خسارت بود، خصوصا به اعضای خانوادهاش و خیلی به خانوادهاش متعهد است. امیدوارم که روز به روز بیشتر شاهد حضور اینگونه افراد در کنگره60 باشیم.
از اینکه به صحبتهای من گوش دادید از شما تشکر میکنم.

اعلام سفر مسافر ابراهیم:
سلام دوستان، ابراهیم هستم یک مسافر.
آخرین آنتیایکس شیره، مدت تخریب 27سال، روش درمان DST، داروی درمان شربت OT، مدت سفر 10ماه و 5روز، راهنما آقای حسین قربانی از لژیون دوازدهم، مدت رهایی 17ماه و 8روز، ورزش در کنگره فوتبال و والیبال.
آرزوی مسافر ابراهیم:
از خداوند میخواهم که همه کسانی که در گیر مصرف مواد مخدر هستند بتوانند از دام اعتیاد رهایی پیدا کنند.
سخنان مسافر ابراهیم:
سلام دوستان ابراهیم هستم یک مسافر
خدا را شکر که توانستم این جایگاه را تجربه کنم و ازاینجا از آقای مهندس، آقای صدیقی دیدهبان محترم، ایجنت، گروه مرزبانی و راهنمای عزیزم آقاحسین تشکر میکنم و از همسر و همسفرم برای تخریبهائی که داشتم حلالیت میطلبم. در کنگره خدمت را کسی به کسی تحمیل نمیکند و خود خدمت میآید و باید خودمان اقدام کنیم تا در صراط مستقیم قرار بگیریم و به حالخوش برسیم. از اینکه با سکوت زیباتون به صحبت های من گوش کردید متشکرم.

تایپ و ویرایش: همسفر پیمان، مسافر احمد
عکس: مسافر مهدی
تایید و ارسال: مسافر حسین
- تعداد بازدید از این مطلب :
183