جلسه دوازدهم از دوره چهارم سری کارگاههای خصوصی کنگره۶۰ ویژه همسفران آقا نمایندگی کوروش آذرپور به استادی دستیار دیدهبان محترم مسافر حسام، نگهبانی راهنمای محترم همسفر دانیال و دبیری همسفر علی، با دستور جلسه:"در استحکام پایههای مالی و علمی کنگره60 من چه کردهام" پنجشنبه 31 اردیبهشت ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۴ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان حسام هستم، یک مسافر
خدا را شاکرم که امروز این فرصت نصیبم شد تا در کنار شما عزیزان همسفر باشم و اما وجود جلسات همسفران آقا، در نهایت شعبههای خاص و برجستهای هستند که میتوانند این امکان را داشته باشند. فواید ویژهٔ دیگری نیز دارد که در ادامه بیشتر توضیح خواهم داد.
خدا قوت میگویم به ایجنت محترم آقا علی هم از نظر علمی و هم از نظر اخلاقی، جایگاهشان فوقالعاده برجسته و کارآمد است. همیشه در همهٔ همایشها تقریباً ایشان را بسیار میدیدم که چگونه با جدیت حضور دارند و با چه کیفیتی بحث تحقیقات کنگره را پیش میبرند. به مرزبانان محترم نیز خداقوت میگویم. همهٔ عزیزان، سعی میکنم خدمتگزار خوبی برای این مسیر باشم و آن را حفظ کنم.
خواستم چیزی را یادآوری کنم که بعد از این مطالب گفتم. شبی برای من در آغاز، خیلی شب سنگینی بود. این حرکتهای بنیادی نیاز دارد که شما حتماً به آن برسید. قدمهایی که برمیدارید، قطعاً در راه کنگره است. ایمان آوردن این همسفر نیز کار بسیار سختی است. شماهایی که الان اینجا هستید، بهتر از همه میدانید.
من اگر بخواهم نکتهای دربارهٔ همسفر بگویم، بنده افتخاری داشتم که مدتی همسفر برادرم بودم. پس از اینکه برادرم رها شد، به شدت خراب بود. استادش او را پایین میبردند. خدا را شکر که میرفتم و به او کمک میکردم. نقشهای داشتیم و بازی میکردیم. در این بحث متأسفانه یا خوشبختانه، بزرگترین حامی برای مسافر، همسفر اوست. این نقشی که مسافر میتواند داشته باشد و همسفر میتواند برای مسافر بازی کند، از چند جهت قابللمس است:
اولاً از جهت حمایت. حامی یک مسافر، همسفرش است. حالا جمعاً برای نابودی جریانها را خراب کند. بعد از آن، عید ماهیّه میتواند در بحث مالی مؤثر باشد، حمایتهای فیزیکی و احساسی. اما بحث دیگری نیز وجود دارد: همسفر میتواند انگیزه باشد برای مسافر. بسیاری از مسافران به خاطر همسفرشان جواب نمیگیرند؛ آنهایی که به خاطر خودشان آمدهاند، بیشتر جواب میدهند. ولی مهمترین انگیزه برای مسافر، همسفرش است.

هیچکدام از این نقشها شاید به نظرتان چیزی بیاید نصیحت نیست، تجربه است. خودم آزمایش کردم. هیچکدام از این نقشها دلیل بر این نمیشود که شما خود را جای راهنما قرار دهید. هیچکدام از این نقشها نمیتواند نقش راهنمایی را برای مسافر انجام دهد. من الان به دخترم هر چیزی یاد بدهم، نمیتوانم از همکلاسش بیشتر یاد بگیرم. چون روزی نقش من تمام شده است. آن نقش آموزشی من در آنجا دیگر کارساز نیست. من فقط میتوانم حامی باشم، فقط میتوانم حمایت کنم، فقط میتوانم مراقبت کنم. دیگر نمیتوانم نقش راهنما داشته باشم. برای تمام این اتفاقات باید جدی بگیریم.
من به عنوان مسافر نمیتوانم چیزی به همسفر بگویم و یا چیزی به آن آموزش دهم. منِ مسافر دیگر آن نقش راهنمایی که برای شما گفتم همان در مورد خود ما نیز صدق میکند را نداریم. من هم نمیتوانم به او کمکی بکنم. او باید بیاید و از راهنمایی که تأثیرپذیری خودش را براساس انتخابش شکل میدهد، تأثیر بپذیرد و راهکار بگیرد. وقتی من میگویم، دیگر رفتهام بالای منبر. وقتی من میگویم، داری دانش را تخریب میکنی. وقتی من برایش آن کارهایی را که کردم و حرفهایی را که زدم و خود عمل نکردم، بزرگ جلوه میدهد، نمیتواند صداقت و دانش را بپذیرد و آنها را زیر سؤال میبرد. دربارهٔ دستور جلسه صحبت کنیم. در مورد کمک من به کنگره و کمک کنگره در مورد دستور جلسه پایههای استحکام پایههای مالی و علمی کنگره من چه کردهام؟ خودم به شخصیتی که مینشینم فکر میکنم. دارم میگویم چهارده سال است در کنگره هستم، ده سال دورترین راهها را رفتهام. از آن ده سال، اگر نصفش را ساعتهای خواب هم در نظر بگیرید، من تقریباً دو سوم زندگیم در آن ده سال گذشته است. چهارده ساله، ده سالش کاملاً در سه روز در هفته که بعدازظهر حتماً بودم. قبلاً که بودیم، ساعت هشت صبح میرفتیم. دیگر اهل جت شدیم و داستان دیگری پیش آمد. حالا دستیاری هم که از سال نود و شش به بعد، دستیار دیدهبان افتخار شدهام، دستکم یک روز در ستون ساختمان خیلی کار میتوانم انجام دهم. من کامل سعی کردم هر چیزی را که در توان دارم بگذارم. هر چقدر بگویم در توانم بوده که کمک مالی کنم، دروغ نگفتهام. هر آنچه در توان داشتهام، گذاشتهام. آنچه در توان داشتم، همهاش را به لژیون سردار دادم. همیشه سعی کردم این کار را به نحو احسن انجام دهم. در پایهٔ علمی هم، دانش، چیزی که کنگره بر پایه آن حرکت میکند و در قدمهای کنگره بسیار مهم است. به نظرم پایهٔ کمک مهمی است که من چیزی از خود درنیاورم، چیزی اضافه بر آن نکنم و الکی دانش را موجب تخریب نکنم. اصولاً دعا میشود که هیجانات و حقیقیها را باعث نشوم که زیر سؤال بروند. آموزشی که میدهم، همان چیزی باشد که در مسیر کنگره است. آن چیزی است که بزرگان ما به ما آموزش دادهاند. من همین کار را کردهام.
تایپ، ویراستاری و بارگذاری: سایت همسفران آقا، نمایندگی کوروش آذرپور
- تعداد بازدید از این مطلب :
511