سومین جلسه از دوره چهارم لژیون سردار همسفران آقا، نمایندگی شادآباد؛ به استادی راهنما تازه واردین همسفر خسرو، نگهبانی همسفر اردلان و دبیری راهنما همسفرعلی با دستور جلسه «در استحکام پایههای مالی و علمی کنگره من چه کردهام؟» در روز پنجشنبه 31 اردیبهشت ماه 1405، رأس ساعت 15:۰۰ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
دستور جلسۀ امروز به لژیون سردار مرتبط است. خداوند را شاکرم که در جمع شما حضور دارم. آقای مهندس فرمودند: «اگر کنگره نبود، من زنده نبودم.» این جمله، تکلیف مرا مشخص میکند؛ اینکه از روز ورودم به کنگره با چه نیتی وارد شدم و لژیون سردار چقدر برایم ارزشمند است.
اگر من به اینجا بیایم و پس از درمان مسافرم، از کنگره بروم -درست است که کنگره از من چیزی نمیخواهد- اما آیا کائنات هم چیزی از من نمیخواهد؟ اگر وجدانم بیدار باشد، خود متوجه میشود.
چرا دستور جلسۀ امروز به این جلسه پیوند خورده است؟ باید بیندیشم که کنگره برای من چه کرده است. چرا وقتی میخواهم پولی کمک کنم، دستم میلرزد؟ شادابی و آرامش خود را از کجا آوردهام؟ کنگره از من انتظار خاصی ندارد؛ همانطور که از یک مسافر اولی انتظار میرود جهانبینی خود را افزایش دهد تا با دید باز بتواند کمک کند.
دیگران کاشتند و ما خوردیم؛ ما بکاریم تا دیگران بخورند. آنها بدون آنکه ما را بشناسند و بدانند که هستیم و چه دردی داریم، به ما کمک کردند.
در دوران ابتدایی، انشایی مینوشتیم با عنوان «علم بهتر است یا ثروت؟» آن موقع هر کس چیزی مینوشت، اما اکنون فهمیدهام که علم و ثروت دو بال پرواز یک جامعه هستند. اگر این دو در کنار هم نباشند، توسعهای شکل نمیگیرد و جامعهای رشد نمیکند؛ خواه جامعه یک خانواده باشد، خواه یک سازمان مردمنهاد (NGO) و خواه یک کشور. اگر علم آقای مهندس در درمان اعتیاد نبود، یا سرمایهای وجود نداشت، آیا کنگره به این جایگاه میرسید؟ پس ما وظیفه داریم با آنچه از علم اینجا آموختهایم و همچنین با پایههای مالی، به کنگره خدمت کنیم. حتی شاید یک کلمه یا یک مقاله بتواند به یک نفر کمک کند. از توجه شما به صحبتهایم سپاسگزارم.
تایپ و بارگذاری: همسفر احسان
سایت همسفران آقا نمایندگی شادآباد
- تعداد بازدید از این مطلب :
40