English Version
This Site Is Available In English

باور کنید کنگره مرا زنده نگه داشته است

باور کنید کنگره مرا زنده نگه داشته است

هفتمین جلسه از دوره هجدهم سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ ویژه همسفران آقای نمایندگی ستارخان با استادی دستیار دیده بان محترم همسفر حشمت ، نگهبانی همسفر علی و دبیری همسفر بابک با دستور جلسه "در استحکام پایه های مالی و علمی کنگره 60 من چه کرده‌ام" پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت ماه ۱۴۰5 راس ساعت چهارده آغاز به کار نمود.


خلاصه سخنان استاد:

من الآن ۸۸ سالم است. در این سن، قاعدتاً باید در بهشت زهرای تهران باشم. اما باور کنید کنگره مرا زنده نگه داشته است. این حرف را کاملاً جدی می‌گویم. کسانی که به من نزدیک هستند، شاهدند. آقای مهراد عزیز، رهجوی احسان که به‌نوعی نوه‌ معنوی من حساب می‌شود، آقا محسن عزیز؛ همه می‌دانند که من همیشه گفته‌ام کنگره ۶۰ مرا زنده نگه داشته است.
حالا امیدوارم در این سفری که به خاطر مریضی انجام می‌دهم، زبانم بهتر شود. از عباس‌آقای دکتر هم تشکر می‌کنم. در حال درمان دندان‌هایم است تا درست شود و بتوانم دست‌کم غذا را خوب بجوم. از همه شما بی‌نهایت سپاسگزارم.
اما برویم سر اصل مطلب. کنگره برای من چه کار کرده است؟ باید بگویم کنگره چه کاری برای من نکرده است؟
وقتی وارد کنگره شدم، ۶۵ سال داشتم. حالا ۲۳ سال است که به کنگره می‌آیم و اکنون 88 سال از عمرم می‌گذرد. خدای شما شاهد است، اگر هر قدمی برمی‌دارم و هر حرکتی انجام می‌دهم، این انرژی از کنگره است.
روزهای دوشنبه ، بخاطر ترافیک، من ساعت پنج و نیم یا یک ربع به شش، جلوی ساختمان سیمرغ حاضر می‌شوم تا جای پارک پیدا کنم. آنجا در خدمت هم‌سفرها هستم. یک کلاسی داریم که قدیمی‌های کنگره متوجه می‌شوند منظورم چیست. آن کلاس یک ربع به دوازده با آقای صداقت شروع می‌شود. بعد که به خانه برمی‌گردم، حدود ساعت یک بعدازظهر هنوز سرحال هستم. وقتی سوار ماشین می‌شوم و راه می‌افتم، پشت فرمان برای آقای مهندس عزیز و برای همه دعا می‌کنم.
این‌ها را فقط به عنوان یک خدمتگزار کوچک عرض می‌کنم. جدّی هم می‌گویم: هرکس با هر مقام و موقعیتی وارد اینجا شود، تفاوتی ندارد، کنگره ۶۰ یک حرف قدیمی دارد، می‌گوید هرکس از این در وارد می‌شود، اینجا مثل حمام عمومی است؛ باید با یک لنگ وارد شود. یعنی هر مقامی که بیرون دارد، همان‌جا بگذارد و داخل بیاید. اینجا باید فقط یک عضو کنگره باشد.
به خدا هر کاری که انجام بدهید، ارزش دارد. چه بروید نظافت کنید، چه دست‌شویی تمیز کنید، چه چای بدهید. اگر حالتان خوب نشد، اصلاً کنگره را رها کنید و بروید. چون در کنگره وقتی خدمت می‌کنید، آدامس‌های چسبیده زیر صندلی و زمین را پاک می‌کنید، حالتان خوب می‌شود. بعد همین تجربه را با خودتان به خانه می‌برید و در زندگی با زن و بچه‌تان با آرامش رفتار می‌کنید.
من منیت داشتم. من به کسی راهکار نمی‌دهم، اما خودم یکی از همان آدم‌ها بودم. خدای شما شاهد است، وقتی با هواپیمای نقشه‌برداری در آسمان بودم، گاهی از طریق بی‌سیم می‌گفتند: «جعفری، تو هم داخل هواپیما هستی؟» اگر می‌گفتند نه، می‌گفتند: «اگر جعفری بود، می‌گفتیم یک جوک بگوید.» همه را ایستگاه می کردم و همه را می خندانم.
آن زمان اصلاً نمی‌دانستم ماجرا چیست. آن‌قدر شوخی می‌کردم و می‌خندیدم و سر به سر مردم می‌گذاشتم، همه را مسخره می‌کردم. بعدها فهمیدم که در واقع خودم را مسخره می‌کردم.
کنگره ۶۰ مرا با خودم آشتی داد. مرا با زن و بچه‌ام آشتی داد. مرا با اجتماع آشتی داد. حتی نسبت به کسانی که به من خدمت می‌کردند، قبلاً می‌گفتم این وظیفه‌شان است. اما اینجا فهمیدم داستان چیز دیگری است.
یادم هست در یکی از لژیون‌ها، رهجوی عزیزی که رئیس خلبان‌ها بود حضور داشت. ما وقتی به مأموریت می‌رفتیم، در برابر من دست به سینه می‌ایستادند. احترام می‌گذاشتند. اما وقتی به کنگره آمدم، فهمیدم من آن‌قدرها هم عددی نیستم. آن‌ها به خاطر اینکه من در کنگره راهنما بودم به من احترام می گذاشتند. با آن رفتارها در من منیت ایجاد می‌کردند تا در اداره دچار رفتارهای نادرست آدم فروشی نشوم.
همه این‌ها را کنگره به ما آموخت. حتی غذا خوردن، رفتار کردن و نشستن را.
در پایان، با اینکه خیلی ساده با شما صحبت کردم، یک خواهش دارم: چارچوب کنگره را رعایت کنید. قوانین کنگره بسیار مهم است. حرمت‌ها همیشه خوانده می‌شود. حتی درباره کارهای کوچک هم باید دقت کرد.
مثلاً کسی که میکروفون را می‌گرداند باید حواسش به استاد جلسه باشد؛ ببیند مشارکت را به چه کسی می‌دهد. نباید کنار دست کسی که مشارکت می کند بایستد. این‌ها شاید ریز به نظر برسد، اما آموزش است. این‌ها همان قوانین و چارچوب‌های  کنگره است.

 

 

مسئول سایت همسفران آقا شعبه ستارخان: محمد از لژیون دوم 

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .