نزدیک به ۸ سال از روزی که به عنوان همسفر برادرم با کنگره۶۰ آشنا شدهام، میگذرد. در این سالها و در سایهسار آموزشهای ناب این مجموعه، معجزات بسیاری را به چشم دیدهام. برادرم در تاریخ ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۵سال رهایی و آزادمردیاش را جشن گرفت و من نیز در تاریخ ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۵، برای رهایی۳۰ سیدی به خدمت آقای مهندس رفتم.
کنگره۶۰ با آموزشهای اصیلِ جهانبینی و روش بیبدیلDST، تأثیری شگرف بر زندگی من و خانوادهام گذاشته و آرامشی خاص و عمیق را در وجودمان متولد کرده است. بر خود واجب میدانم از بنیانِ کنگره۶۰، آقای مهندس حسین دژاکام و خانواده محترمشان نهایت تشکر و قدردانی را داشته باشم. از درگاه خداوند برای ایشان طول عمر طلب میکنم؛ چراکه ایشان ناجیِ انسانهایی هستند که همچون من و برادرم، مسیر زندگیشان را در تاریکی گم کرده بودند.
ما در کنگره۶۰ آموختیم که خداوند به انسان قدرت اختیار داد تا خود انتخاب کند که چشمهای جوشان و رودی خروشان باشد یا به فاضلابی جوشان بدل شود. با نگاهی به طبیعت میآموزیم چشمهای که با تلاش و استقامت از میان قلوهسنگهای سخت عبور میکند، سرانجام به بحر و اقیانوس خواهد رسید.
همیشه سفرهای دیدار با آقای مهندس برای من با شور و شعفی وصفناپذیر همراه بوده است؛ اما سفرِ رهایی از ۳۰ سیدی، یکی از آن تجربههای پر از عشق و نور بود. با جرئت میگویم از لحظه تصمیم برای این سفر تا بازگشت به تبریز، گویی گرههای زندگیام یکی پس از دیگری گشوده میشد و مسیر سفر، سراسر درسِ زندگی بود.
در پارک طالقانی، با دیدنِ خیلِ انسانهایی که با دستان پرمهر آقای مهندس به زندگی بازگشته بودند، در میان عطر گلهای بهاری سرمست شده بودم. آنچنان لبریز از انرژی شدم که هنوز هم یادآوری لحظههای آن حالِ خوش، روزهایم را میسازد. هر روز به این امید برمیخیزم که بار دیگر فرصتی فراهم شود تا چهره پرمهر و آرامبخش ایشان را از نزدیک نظاره کنم.
نویسنده: همسفر الناز رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون سردار)
ویرایش و ارسال: همسفر رباب رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون سردار) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی صائب تبریزی
- تعداد بازدید از این مطلب :
108