English Version
This Site Is Available In English

کنگره به من آرامش داد و به من آموخت که با خشم، خشم را پاسخ نگویم

کنگره به من آرامش داد و به من آموخت که با خشم، خشم را پاسخ نگویم

چهاردهمین جلسه از دوره هفتم کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی محمدی‌پور قم با استادی مسافر علی، نگهبانی مسافر محمد و دبیری مسافر مهدی با دستور جلسه «در استحکام پایه های مالی و علمی کنگره من چه کرده ام؟ » روز سه‌شنبه بیست و نهم اردیبهشت ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان، علی هستم، یک مسافر.

پیش از هر چیز، خدا را شاکرم که مرا توفیق آشنایی با کنگره ۶۰ داد. از بنیان کنگره، آقای مهندس، و خانواده محترمشان، بابت فراهم آوردن بستری که مصرف‌کنندگان به حال خوش برسند، قدردانی می‌کنم. همچنین از ایجنت محترم و گروه مرزبانی و راهنمای عزیزم، جناب آقا هادی، که حالِ نسبتاً خوشِ امروزم را مدیون ایشان هستم و فرصت خدمت و آموزش را به من دادند، تشکر می‌کنم.

اما در خصوص دستور جلسه «استحکام پایه‌های مالی و علمی کنگره ۶۰»، وظیفه من در قبال آن چه بوده است؟

به باور من، هر دستور جلسه‌ای که آقای مهندس دژاکام مطرح می‌کنند، فلسفه‌ای عمیق و کاربردی برای ما دارد. بخش اول جلسه به این می‌پردازد که کنگره برای من چه کرده است. زمانی که من، دو سال پیش، با آشفتگی، حالِ بد، بیکاری و بی‌قراری به کنگره آمدم، نه از رویِ سرخوشی، بلکه از سرِ اجبار برای ترک. کنگره نه تنها مرا ترک داد، بلکه مرا درمان کرد. به نقطه‌ای رسیدم که فهمیدم مشکل اصلی من مواد مخدر نیست، بلکه خودم هستم. کنگره مرا با خودم، با اجتماع و با خانواده‌ام آشتی داد.

ارزش این درمان و آشتی چقدر است؟ آیا ترکِ سیگار، که سال‌ها نتوانستم آن را کنار بگذارم، با این درمان قابل مقایسه است؟ امروز، با وجودِ مصرفِ روزانه مواد و سیگار در گذشته، دیگر هیچ کششی به آن‌ها ندارم. بهای این رهایی چیست؟ منی که روزانه مبالغ هنگفتی صرفِ مواد و سیگار می‌کردم، امروز با لرزشِ دست، یک کارت می‌کشم یا به دنبالِ پولِ خرد در جیبم می‌گردم تا در سبدِ کنگره بیندازم. این، نشانه‌ی ناسپاسی نیست.

کنگره به من آرامش داد؛ آموخت که با خشم، خشم را پاسخ نگویم و با کینه نجنگم. آموخت که آرام باشم و اجازه دهم دیگران نیز زندگی کنند. گاهی اوقات، بهایِ این یافته‌های ارزشمند را فراموش می‌کنم. آیا اصلاً می‌توان با پول، این آرامش و این حالِ خوش را جبران کرد؟ من حاضر بودم نصفِ عمرم را بدهم تا از مواد خلاص شوم. ترک با درمان تفاوتِ بنیادینی دارد. کنگره مرا با خودم آشتی داد، به من آموخت چگونه با خانواده‌ام رفتار کنم و احترام واقعی را، نه بر اساسِ پول، بلکه بر اساسِ شخصیت، شناختم.

و اما بخش دوم دستور جلسه: من برای کنگره چه کرده‌ام؟ اگر بخواهم منصف باشم، باید بگویم هنوز حق مطلب را ادا نکرده‌ام. زمانی برای تهیه مواد، خواهش و التماس می‌کردم، اما امروز چرا نباید از مال و وقتم، در حد توان، برای کنگره بگذرم؟ آیا این حداقلِ سپاسگزاری در برابرِ هزینه‌های هنگفتی نیست که در زمانِ مصرف داشتم؟ خداوند می‌فرماید: «اگر سپاسگزار باشید، نعمتتان را افزون می‌کنم و اگر ناسپاسی کنید، عذابم سخت است.» من باید قدرِ جایگاهِ امروزِ خود را بدانم.

گاهی فراموش می‌کنم که این جایگاه را چگونه به دست آوردم. اینجا به من عشقِ بلاعوض دادند. در گذشته، برایِ یک ساعت مشاوره با پزشک، پولِ گزاف می‌دادم و نتیجه نمی‌گرفتم، اما راهنمایانِ کنگره، از جان و دل، بدونِ هیچ چشم‌داشتی، وقت و انرژی خود را صرفِ ما می‌کنند.

منِ سفر دومی، با حضور در لژیون سردار و کمک مالی در حد توانم، می‌توانم به استحکامِ پایه‌های مالی کنگره کمک کنم؛ چرا که این پول‌ها صرفِ ساختِ دانشگاه و هزینه‌های ضروری دیگر می‌شود. همچنین، با رفتار، کردار و خدمتِ خود، می‌توانم الگوی خوبی برای دیگران باشم. این، کمکِ مالی و علمیِ من خواهد بود.

اما سفر اولی‌ها، با خوب سفر کردن، با مصرفِ به‌موقعِ دارو، ورزش و حفظِ سلامتی، و با رسیدن به رهایی و درمان، به بحثِ علمی کنگره کمک می‌کنند. چرا که هیچ انتظاری از سفر اولی‌ها نبود جز همین.

در پایان، از خداوند می‌خواهم که در این مسیر، مرا یاری کند تا از یاد نبرم از کجا آمده‌ام و در نقاطِ ضعفِ خود در کنگره، قوی‌تر شوم. از توجه شما سپاسگزارم.

 گروه خبری نمایندگی محمدی پور قم

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .