English Version
This Site Is Available In English

هیچ چیز مثل بخشیدن حال آدم را خوب نمی‌کند

هیچ چیز مثل بخشیدن حال آدم را خوب نمی‌کند

جلسه ششم از دوره نوزدهم کارگاه‌های آموزشی خصوصی مسافران کنگره۶۰ نمایندگی دلیجان به استادی مسافر حسن، نگهبانی مسافرعباس و دبیری مسافرامید با دستور جلسه «در استحکام پایه‌های مالی و علمی کنگره۶۰ من چه کرده‌ام؟» دوشنبه ۲۸ اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱7:۰۰ آغاز به کار نمود

سخنان استاد:

خدا را شکر می‌کنم که اجازه و اذن ورود به کنگره را به من داد. گذرنامه ورود به کنگره را هم برایم صادر کردند؛ گذرنامه‌ای که وقتی صادر می‌شود، دیگر نیازی به تمدید تاریخ اعتبار ندارد و مادام‌العمر است. امیدوارم در کنگره بمانم و در این مسیر ثابت‌قدم باشم؛ و تا یوم‌الدین در خدمت و آموزش باقی بمانم؛ برخلاف این یکی دو هفته‌ای که نبودم.
تشکر می‌کنم از راهنمای عزیزم، آقا محمد بهروز، که امروز اجازه فرمودند در این جایگاه قرار بگیرم. همچنین از نگهبان محترم، ایجنت محترم، گروه مرزبانی و همه عزیزانی که در شعبه خدمتگزاری می‌کنند.
اگر امروز در کنگره هستم و اگر آموزش می‌گیرم و رسم درست زندگی کردن را یاد می‌گیرم، به لطف همین خدمت‌هاست؛ به لطف آموزش‌هایی که از عزیزان گرفتم و صدقه ‌سر خدمت همه خدمتگزاران محترم شعبه و کنگره است.
در مورد دستور جلسه، قبل از اینکه وارد بحث مالی شوم، یک تجربه از یک سال و نیم گذشته را بگویم. بعضی وقت‌ها وقتی در جایگاه استادی صحبت می‌کردم، می‌گفتم من چیزی نداشتم و بدهکار بودم. اما رفتم برای پهلوانی ثبت‌نام کردم و مشکلات مالی‌ام حل شد. آن زمان باور نمی‌کردم، ولی امروز با تمام وجود لمسش کرده‌ام.
گاهی هم پیش می‌آمد که موجودی کارت من واقعاً خیلی کم باشد؛ حتی کمتر از تصور. با این حال، از کمک کردن و مشارکت برای اجاره و امور کنگره نمی‌ترسیدم. به خدا قسم برای خودنمایی نمی‌گویم؛ حرف دل خودم است. هر مقدار در توانم بود، کمک می‌کردم و هر زمان می‌توانستم در خدمت بودم.
سال گذشته از سخت‌ترین سال‌های کاری‌ام بود. سخت‌تر از پارسال چیزی نداشتم؛ ولی با این حال، تنها سالی بود که بی‌پول نبودم. تا اینکه در روز شنبه، اتفاق خوب افتاد.
قبل از جلسه هم کمی دل‌دل می‌کردم که اعلام کنم یا نه. با راهنمای محترم، آقا سعید، صحبت کردم و گفتم بیشتر از پنج هزار تومان در کارتم نیست. نگران بودم نکند موجودی سبد از آن بالاتر برود و نتوانم کارت بکشم. اما قبل از مشارکت، پیام واریز رسید و خیالم راحت شد؛ با آرامش مشارکت کردم.
به نظر من، دستور جلسه‌ای که آقای مهندس فرمودند، فقط به حساب‌وکتاب مالی محدود نمی‌شود. شاید اگر کسی تنها به عدد نگاه کند، فقط یک بخش را دیده باشد؛ اما منظور آقای مهندس، بخش‌های دیگری هم هست؛ ۹۹ درصدِ ماجرا همان است. این دستور جلسه مثل آدرس یک گنج است؛ گنجی که باید پیدا شود.
وقتی من به شعبه می‌روم و کارت می‌کشم، اولین آدرسی که به من داده می‌شود این است که مسئولیت‌پذیری مالی در قبال شعبه را تمرین کنم؛ و مهم‌تر از آن، تمرین بخشیدن است؛ تمرینی که در کنگره دارم آموزش می‌بینم و یاد می‌گیرم ببخشم و بخشنده باشم.
به نظر من هیچ چیز مثل بخشیدن حال آدم را خوب نمی‌کند. فرقی نمی‌کند در کنگره باشد یا بیرون از کنگره. حتی یک لحظه بخشیدن، انرژی آدم را بالا می‌برد و فکر را آزاد می‌کند.
گاهی در خیابان می‌بینیم ماشین‌ها پشت سر هم سپر به سپر هستند؛ یک نفر می‌خواهد وارد کوچه شود و چند دقیقه راهش را نمی‌دهند. اما اگر فقط پنج یا شش ثانیه ترمز کنیم و اجازه بدهیم، چه حس خوبی به آدم دست می‌دهد. باور کنید همان چند ثانیه، روز آدم را درست می‌کند.
وقتی انسان یاد می‌گیرد بخشنده باشد، حالش خوب می‌شود؛ انرژی می‌گیرد؛ و انرژی سالم، باعث می‌شود فکر آدم از درگیری‌ها آزاد شود. آن وقت در زمان مناسب، تصمیم درست می‌گیرد؛ چه از نظر مالی، چه از نظر کاری و هر موضوع دیگر.
ممنونم.
زندگی زیباست، ای زیباپسند
زنده‌اندیشان به زیبایی رسند
همیشه صاحب اندیشه‌های زنده و تازه باشیم و آن‌ها را جاری و اجرا کنیم.
از همگی شما ممنونم. خودتان و آقای مهندس را تشویق کنید.

عکس: مسافر حسین- لژیون چهارم
تایپ و بارگذاری خبر: همسفر مسعود- نگهبان سایت
نمایندگی دلیجان 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .